به کمک همه نیاز داریم

 

امروز مطلع شدیم که در منطقه زلزله زده ورزقان برف باریده است

در طی ماه گذشته ما علاوه بر توزیع لباس گرم در بین ششصد خانواده تحت پوشش خود اقدام به توزیع ۱۲۰ کپسول آتش نشانی و ۲۹۲ عدد کرسی برقی نیز نمودیم از دیروز و بارش برف و سرمای منطقه درخواست کرسی برقی از سوی خانواده های باقیمانده ما را مصمم کرد تا با فراخوانی دوباره برای تهیه ۳۰۸ کرسی دیگر هم اقدام نمائیم

شما می توانید با ایمیل moje_pishro@yahoo.com با ما در تماس باشید

چون سایت اصلی موج پیشرو دچار مشکل فنی شده است تا راه افتادن سایت رسمی اخبار این فراخوان را بر روی وبلاگ موج پیشرو اطلاع رسانی خواهیم کرد

 

 

نیاز امروز منطقه زلزله زده آذربایجان

 

بنام خدا

دوستان و سروران گرامی

امروز که با دوستان معتمدی که در منطقه زلزله زده حضور دارند صحبت می کردم از کاهش دمای منطقه و شیوع سرماخوردگی در بین کودکان خبر می دادند . در وضعیت کنونی اگر مایل هستید که کمکی را برای منطقه زلزله زده ارسال کنید با توجه جمع بندی که با دوستان داشتم کلاه بافتنی و دستکش و شال گردن به همراه قرص های جوشان ویتامین ث و آبمیوه های پاکتی برای کودکان از اقلام اصلی مورد نیاز در منطقه زلزله هستند



اگر مایل به ارسال کمک هستید چه نقدی و چه جنسی و از رسیدن کمک به دست نیازمندان مطمئن نیستید برای بنده ایمیل بزنید من شماره تماس افراد مقیم در منطقه را که امکان خرید و تحویل کمکها را به مردم دارند را برایتان ایمیل می کنم تا به طور مستقیم با آنها تماس بگیرید

اغلب این افراد اعضاء تشکلهای مردمی هستند

moje_pishro@yahoo.com

خادمان واقعی به مردم زلزله زده را بشناسیم

 

مردان عمل
------------ 

از شب حادثه در منطقه زلزله زده هستند
روزانه دو هزار غذای گرم را در سطح منطقه زلزله زده توزیع می کنند
نانوایی سیارشان روزانه چند هزار نان رایگان به مردم می دهد
در برابر هر کوپن دفترچه ارزاق و کالایی که در میان مردم توزیع کرده اند کمکهایی را که دریافت می کنند را با دقت و وسواسی عجیب 

در میان نیازمندان واقعی که به آن کالا نیاز دارند توزیع می کنند
و هر کسی که برای خدمت به مردم وارد منطقه شود را با روی گشاده پذیرایی می کنند
از خواجه که به سوی ورزقان می روی علامتهای سایه را که دنبال کنی به آنها می رسی 
پرچم های سیاهی که بر رویشان نوشته یا حسین

یک تشکل غیر دولتی که مردانه برای خدمت ایستاده است هیئت جان نثاران آقا ابا عبدالله الحسین




با این گروه در حین توزیع غذای گرم در روستاهای ورزقان آشنا شدم و یک وعده غذا میهمانشان شدیم البته خودشان تذکر می دهند که این غذا جدای غذای زلزله زده ها است و همیشه یک دیگ امام حسین برای میهمانان دارند .

در کنار مدرسه ای چادر آشپزخانه خودشان را زده اند و بی ادعا مشغول خدمت هستند علاوه بر غذا کمکهایی را که اعضاء هیئت و دیگر خیرین برایشان می فرستند را مطابق دفترچه ارزاق و کالایی که در اختیار ما می گذارند بدست نیازمندان واقعی در منطقه می رسانند

برای دیدن سایت این دوستان به لینک زیر سر بزنید

جان نثاران ابا عبدالله الحسین

http://jannesaran.net/index.php?pp=news

گزارش تصویری توزیع کمکهای جمع آوری شده در سطح منطقه زلزله زده آذربایجان

 

در سفر دوم ما به منطقه زلزله زده پس از انکه در سطح منطقه نیاز سنجی نمودیم با کمکهایی که جمع آوری کرده بودیم از بازار تبریز نیازهای ارزیابی شده را خریداری نمودیم سپس در منزل خانواده یقینی که از دوستان و همراهان موج پیشرو هستند با کمک تمامی همراهان بسته ای را تهیه نمودیم و به همراه ۱۸ متر مربع پلاستیک چادر به چادر بعد از ثبت مشخصات هر چادر و تعداد نفراتی که در انها ساکن بودند به نیابت از شما عزیزانی که برایمان پول حواله نموده بودید تحویل دادیم

این آلبوم شرحی از آنچه در این چهار روز روی داد



.

.

همراهان موج پیشرو در حیاط منزل جناب یقینی در حال جعبه زدن

.

.

نیازهایی که تا روز پنجم مغفول مانده بود

.

.

بسته ها از منزل جناب یقینی به ماشینها بار زده می شود

.

.

با تشکر از جناب مهندس دست آهنین که ماشین خودشان را در اختیار ما قرار دادند

.

.

جناب آقای یقینی که با در اختیار گذاردن منزلشان چه در تهیه و چه در توزیع کمکها کمک بسیار بزرگی نمودند

.

.

اول جمع آوری اطلاعات بعد توزیع کمکها

.

.

خانمهای همراهمان توزیع لباسهای زیر زنانه را بر عهده داشتند

.

.

حامد و نوید مسئولیت توزیع بسته ها را بر عهده داشتند

.

.

مهندش شامی که به زبان آذری تسلط داشتند ثبت اطلاعات را بر عهده داشتند

.

.

ده نفر و چهار ماشین لبریز ار بسته ها و کمکها

.

.

ماشینهای همراهان .

.

صبح آغاز کار و هماهنگی برای شروع کار

.

.

توزیع شامپو و صابون در میان چادرهایی که تعداد ساکنین انها بیشتر از استاندارد بود

.

.

توزیع چراغ قوه های قابل شارژ برای خانواده ها

.

.

پانسمان پاس کودکی که در زلزله بر اثر ریختن آب جوش سوخته بود و طی پنج روز اول عفونت کرده بود

.

.

توزیع لباسهای کودکان

.

.

سابقه نا موفق حذف اسکان موقت در روستای حتکن

 

در طی چند روز اخیر سخن از حذف اسکان موقت و انتقال هموطنان زلزله زده از مرحله اسکان اضطراری به اسکان دائم است و متولیان امر عطف به سابقه زلزله لرستان(زمین‌لرزه 11 فروردین 1385  درب آستانه (سیلاخور) ML=6.1)  معتقد هستند که این امر می تواند ضمن کاهش هزینه ها در طی دو ماه امکان پذیر باشد این در حالی است که سابقه حذف اسکان موقت به زلزله لرستان باز نمیگردد بلکه این امر در هفت سال قبل و در سال ۱۳۸۳در روستای حتکن از توابع شهر زرند کرمان که در میان کوه های بلند قرار دارد روی داده است آنهم در حالی که این روستا طی زمین‌لرزه 4 اسفند 1383 شرق- جنوب شرق زرند کرمان صد در صد تخریب شد . برای اولین بار در این روستا بعد از اسکان اضطراری هیچ کانکسی در بین زلزله زده ها توزیع نگردید و تصمیم بر آن شد که با ساخت واحد های اصلی اسکان دائم مردم از چادرهای اسکان اضطراری به خانه های ساخته شده توسط بنیاد مسکن منتقل گردند



باعث افتخار بنده است که در طی دو سال شش بار به این روستای دور افتاده سفر کردم و از روند بازسازی این روستا گزارش تهیه نمودم که گزارشات رسمی موج پیشرو و جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران موجود است.

جهت اطلاع شما باید بگویم که با آنکه بنیاد مسکن برای ساخت مسکن دائم این عزیزان تا قبل از زمستان بیش از ۱۰ ماه فرصت داشت اما متاسفانه مردم این روستا اولین زمستان کوهستانی خود را در چادرهایی که ادامه این مطلب ملاحظه می فرمائید گذراندند انهم در حالی که از حداقل امکانات برخوردار بودند و در نهایت برای آنکه مردم این روستا بتوانند از زمستان سرد عبور کنند گروه نجات موج پیشرو بیش از دو تن لباس گرم را در میان مردم باقیمانده در روستا توزیع نمود مردم این روستا دو سال بعد از زلزله در خانه هایی که پیمانکار بنیاد مسکن برایشان ساخت اسکان یافتند .

با توجه به وجوه مشترک فراوان مابین روستاهای منطقه ورزقان و روستای حتکن از جهت مکان قرار گرفتن روستاها و نیز شروع فصل سرما بهتر است که مسئولان محترم از سابقه روستای حتکن برای جلوگیری از تکرار آنهمه سختی که به مردم روستای حتکن روی داد بهره ببرند

گزارش زلزله داهوئیه - ۱

گزارش زلزله داهوئیه - ۲

.

.

زلزله حتکن

.

.

.

.

.

.

.

.

گزارش مصوری از روند مدیریت بحران در منطقه زلزله زده آذربایجان شرقی - شهر ورزقان و اهر

آلبوم اول

مهندس علیرضا سعیدی

دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران

مدرس مدیریت بحران



.

.

.

.

روز سوم پس از زلزله 

 مردم که دو شب را بدون سرپناه مناسب گذرانده اند برای بیرون آوردن رختخوابها از ساختمانهای نیمه ویران خود تلاش می کنند

با وجود بیش از ۲۰۰ پس لرزه شدید در طی سه روز نخست حضور کارشناسان آوار برداری برای تخلیه نمودن خانه ها الزامی بود که متاسفانه این نکته از دید دوستان مغفول مانده بود

.

زلزله اهر ورزقان آذربایجان شرقی / تیم نجات موج پیشرو

نه تنها حضور تیم های آوار بردار برای خروج مجروحان و مصدومان از زیر آوار الزامی است

بلکه حضور انها برای خارج کردن مایملک مردم نیز واجب است

با توجه به خطر فرو ریختن آوار بر اثر پس لرزه ها خارج نمودن لوازم زندگی از زیر دیوارها و سقفهای شدیدا آسیب دیده کاری است تخصصی

.

.

متاسفانه تا روز سوم توزیع چادر در سطح منطقه ورزقان بسیار ضعیف و پراکنده و آنهم بسیار اندک بود

از روز سوم هم توزیع چادرها بدون حضور تیم های نصب هلال احمر و توسط خود مردم انجام می شد که نتیجه کار نصب اشتباه اغلب چادرها بود

در تصویر اسکلت چادر قبل از اتصال سقف چادر به اسکلت اجرا شده است این موضوع موجب می شود که سقف چادر از سازه فلزی جدا بماند

تیم نجات موج پیشرو ضمن نصب تعدادی از چادرهای روستائیان در منطقه ورزقان 

 برای کمک به نصب باقی چادرهایی که در روزهای بعد توزیع می گردید برای عموم مردم یک کارگاه آموزشی نصب چادر برگزار نمود .

.

.

افسردگی و خطر خودکشی خصوصا برای کودکان و زنان از مشکلات روزهای نخست حادثه است

متاسفانه در منطقه ورزقان هیچ روانشناس در طی سه روز نخست حضور نداشته است

.

 اعزام تعداد انبوهی از کامیون و لودر به منطقه توسط راهداری آذربایجان

قابل توجه مدیران محترم بحران !

لودر یک ابزار آوار برداری جهت نجات یا خروج اجساد نیست

لودر امکان حفر قبر همچون بیل مکانیکی را ندارد

با توجه به استفاده لودر برای پاکسازی منطقه از آوار ساختمانی و با توجه به عدم پاکسازی آوار ها از لوازم منزل

حضور انبوه لودرهایی که تا روز سوم هنوز بر روی تریلی ها قرار داشتند تنها نشان از مدیریت بحران پر هزینه دارد

.

.

هلال احمر شهر ورزقان شهری که بیشترین روستاهای تخریب شده در پیرامون آن قرار دارد در روز سوم

با توجه به گزارشات رسمی از حضور فعال نیرو های هلال احمر در روزهای نخست در منطقه آسیب دیده

به نظر شما اینجا خیلی خلوت نیست ؟

.

.

.

.

.

حضور مردم در جلوی فرمانداری در روز سوم

چادرها هنوز توزیع نشده اند و مردم نگران شبهای سرد منطقه هستند

.

.

.

به جهت عدم حضور نیروهای متخصص نصب چادر اغلب شاهد بودیم که چادرها در مناطق بادگیر نصب شده اند و این یعنی از دست رفتن چادرها در اولین تند باد

.

.

.

تنها بیل مکانیکی موجود در شهر ورزقان که قبل از زلزله جهت حفر کانال برق در شهر مشغول به کار بوده است

ابعاد نا متعارف این بیل امکان تحرک و جابجایی در میان سیمهای برق روستا را از او گرفته بود

این بیل ها به جهت ایجاد لرزش شدید در حین حرکت فاقد توانایی حرکت در میان ساختمانهای آسیب دیده هستند 

و امکان فرو ریختن دیوارها و سقفهای آسیب دیده را بر روی لوازم باقیمانده از زلزله را بوجود می آورند

.

.

توزیع آب آشامیدنی با تانکر و دبه های بیست لیتری

.

و دپوی بسته های آب های معدنی در زیر آفتاب کوهستان

دوستان بد نبود به متن نوشته شده بر روی آب معدنی ها توجه می نمودند

در زیر نور مستقیم خورشید نگهداری نشود

.

.

.

.

.

.

.

و تشکر ویژه از بچه های گروه نجات موج پیشرو که در این زلزله مخلصانه به هموطنانشان خدمت کردند

.

سلام زلزله

 

دوستی با نام حسین برایمان مطلب زیبایی را کامنت گذاشته اند که برای دوستان بروری وبلاگ گذاشتم

سلام زلزله
وقتی تو آمدی من و لیلا و حمید روزه کله گنجشکی بودیم

فرصت افطار را هم ندادی
عجله ات برای چه بود ؟

همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود

پیکرهای کوچک مان را در هم پیچید و

ما رفتیم ولی روح کوچکم دید که خیلی ها آمدند

آنها که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودمشان
لدور هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا
میدانی لودر همان ماشینی ست که در شهر ها برای ساخت خانه از آن استفاده می کنند
ودر روستا ها برای برداشتن آوار از سر مردم

قرار است وام هم بدهند ، دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع
همان وامی که پدر هرگز نتوانست ، برای گرفتن نصف آن نیز ضامن پیدا کند
تا خانه بهتری برایمان بسازد و مجبور نشود هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند
وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی این آوار را

می دانی زلزله
با آمدن تو ، روستای ما را شناختند
می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست
ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ثواب ندارد؟
چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان
به شش ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟

می دانی زلزله به چه فکر می کنم
به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، لودر بعدی و درمانگاه بعدی
و به زنده های لودر و کمپوت ندیده
به پدرهایی که با تنگدستی ،
آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند
تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند

می دانی زلزله
ما که رفتیم ولی خدا کند روزی بنویسند
ز مثل زندگی......

فراخوان جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران

سازمان غیردولتی جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران (www.EHRSI.com)، به عنوان NGO تخصصی در حوزه زلزله و با 9 سال فعالیت مستمر در این زمینه با همکاری گروه امدادی موج پیشرو، بر اساس بررسی های انجام شده در زمین لرزه اخیر آذربایجان، اقدام به برنامه ریزی برای ساخت واحدهای اسکان موقت (اسکان فاز دوم) در منطقه روستاهای آسیب دیده نموده است.


متاسفانه به دلیل شرایط جوی منطقه، امکان استفاده از کانکس برای اسکان موقت نیست و باید از سازه های بنایی برای این امر استفاده شود که نسبت به کانکس زمان و هزینه بیشتری نیاز خواهد داشت و از سوی دیگر به دلیل شروع فصل سرما، باید حداکثر تا دو هفته آینده فرایند ساخت این واحدها آغاز شود.
اسکان بازماندگان زمین لرزه در سه مرحله انجام می پذیرد که شامل اسکان اضطراری، اسکان موقت و اسکان دائم می باشد. اسکان اضطراری به صورت چادر انجام شده است، و در فاز دوم، اسکان موقت که جهت سکونت موقت از یک تا سه سال بازماندگان است، به صورت کانکس و یا ساخت واحدهای کوچک انجام می شود. تعداد واحدهای ساخته شده بر اساس میزان کمکهای جذب شده خواهد بود، و اولویت ساخت واحدها، برای زنان سرپرست خانوار می باشد چرا که بر اساس تجربیات قبلی، مشخص شده است که این گروه و افراد تحت تکفل آنها، آسیپ پذیرترین افراد از بازماندگان زمین لرزه ها می باشند. این افراد توسط گروههای شناسایی مشخص خواهند شد.

کلیه هزینه ها و کمکهای جمع آوری شده، به صورت کاملا شفاف و به صورت لیست کمکهای دریافتی و لیست دقیق هزینه های انجام شده به صورت عمومی منتشر شده و گزارش پیشرفت کار طبق معمول پروژه های جمعیت، به صورت دوره ای در پایگاه رسمی سازمان (www.EHRSI.com) درج می شود.

به منظور کمک به این طرح که برای اولین بار در کشور ایران، توسط یک گروه غیر دولتی و به صورت کاملا شفاف انجام می شود، خواهشمندیم کمکهای نقدی خود را به حساب اختصاص یافته به این طرح واریز فرمایید.

شماره حساب : 6-57719-800
شماره شبا : ir350540120480000577719006
شماره کارت :6221061026806564
حساب سپرده سرمایه گذاری کوتاه مدت
به نام علیرضا سعیدی
بانک پارسیان شعبه سه راه ضرابخانه تهران

زلزله آذر بایجان شرقی

 

هم اکنون به تهران رسیدیم

قصد داشتیم از خود منطقه برایتان عکسها و گزارشات را بر روی سایت بگذاریم

اما متاسفانه  با این مودم های ما ، نه شبکه مخابرات منطقه این استطاعت را داشت و نه ما فرصت

خارج کردن تشک و پتو های زیر آوار مانده

گاهی لذت بیرون اوردن رختخوابهای یک بیوه زن که سه کودک یتیمش دو شب از سرما نتوانسته اند بخوابند

هدیه ای آسمانی است که نصیب هر نجاتگری نمی شود

مخصوصا وقتی که رختخوابها زیر یک دیوار شکسته جا خوش کرده باشند



برای اینکه به یک جمع بندی کلی از منطقه آسیب دیده برسیم مجبور شدیم ۱۷۰۰ کیلومتر را رانندگی کنیم و تقریبا به اکثر روستاهایی که آسیب های جدی دیده بودند سر بزنیم

در چند روستای ورزقان چادرهای هلال احمر را برای مردم نصب کردیم

نصب چادرهای هلال احمر برای بازماندگان زلزله آذربایجان توسط تیم موج پیشرو

گزارش سفر را فردا خواهم نوشت

از انچه دیدیم از بهت کودکانی که سایه پدر و مادرشان را در لابه لای خرابه های خانه جستجو می کردند

.

قصد داریم برای جمعه به منطقه بازگردیم اینبار برای بردن کمکهایی که جمع خواهیم نمود کمکهایی که همیشه بعد از هر زلزله مغفول باقی می مانند

علیرضا سعیدی

.

مدرسه ای نا ایمن در ساری !!

سلام جناب سعیدی
خسته نباشید من اهل ساری هستم دخترم در یکی از مدارس ابتدایی انجا درس میخواند در مدرسه ای که در دو شیفت 750 دانش آموز درس میخوانند عمر مدرسه به حدود 50سال میرسدبه اداره آموزش وىرورش مراجعه مکرر داشتیم جهت تخریب و ساخت دوباره زیر بار نمیرود دختر من 2 سال دیگر آنجاست ولی بعد از آن بقیه دانش آموزان مثل بچه من مشکل خواهند داشت لطفا راهنمایی کنید برای ساختن چه باید کرد؟ ضمنا خانم من عضو انجمن اولیا و مربیان مدرسه است.

 جناب قنبرزاده سلام

برای بحث نوسازی در آموزش و پرورش بخشی را راه اندازی کردند با عنوان نوسازی مدارس که متولی امر بازسازی مدارس است پیشنهاد می کنم با کمک گرفتن از والدین خصوصا والدین مهندسی که عضو سازمان نظام مهندسی  باشند ترتیبی بدهید که بازدیدی از سوی مهندسان نظام مهندسی شهرتون از مدرسه به عمل بیاید و سپس با توجه مستندات این بازدید نامه ای برای سازمان نوسازی تهیه کنید و رونوشتی را هم برای دفترمدیریت بحران فرمانداریتون بفرستید و خطر نا امنی ساختمان را متذکر شوید انشاء الله که توجه می شود

سایت موج پیشرو هم اگر گزارشی کامل و مصور از مدرسه دخترتان برایمان بفرستید در انعکاس دادن آن در فضای مجازی همکاری می کند

توجه داشته باشید که همکاری با رسانه های عمومی در تسهیل مشکل بسیار موثر است

موفق باشید

علیرضا سعیدی

ساگرد زلزله سانفرانسیسکو

 

 

                                www.mojepishro.net

 

 

یکصدمین  سالگرد زلزله سانفرانسیسکو

 

۱۸ آوريل ۱۹۰۶ (۲۹ فروردين ۱۲۸۵): سانفرانسيسكو در اثر چندين زمين لرزه كه بيش از يك دقيقه به طول انجاميد تكان خورد. بين ۷۰۰ تا سه هزار نفر يا در اثر فرو ريختن ساختمان ها يا آتش سوزي بعداز زمين لرزه كشته شدند.

این زمین لرزه با بزرگای 7.8 ریشتر شهر سانفرانسیسکو که معروف به عروس امریکا بود را با خاک یکسان نمود .

شهر در آتش سوخت اما این زلزله سرآغاز تحقیقاتی وسیع در خصوص زلزله شناسی و  ایمن سازی ساختمانها شد

امروز هم شهر سانفرانسیکو می لرزد و احتمال تکرار همان زلزله مخرب تا 62 درصد تخمین زده می شود .

اما امروز دیگر امریکا برای زلزله های بزرگ هم بسیار توانمند تر شده است . امریکا اکنون خانه های با استفاده از مصالح سبک می سازد که قادر به تحمل زلزله های بزرگ بوده و احتمال مرگ در آنها بسیار کم است .

امروز (۲۹ فروردين ۱3۸۵) در امریکا مراسمی را برای سالگرد آن زلزله مهیب برگزار کردند و از تعداد انگشت شماری از بازماندگان آن زلزله هم دعوت برای حضور در این مراسم شده بود .

 در این مراسم مردی که یکصد و سه سال داشت گفت : باور نمی کردم باز این شهر به همان زیبایی و بلکه زیباتر و مقاوم تر ساخته شود .

 

نمی خواهم کشورمان را با امریکا مقایسه کنم ! اما از زلزله طبس تا به حال ما چه کرده ایم ؟

کدام روستایی ما اکنون دیگر با همان روش نا ایمن سی سال قبل خود خانه ، برای سر پناه کودکان خود نمی سازد . هیچگاه فراموش نمی کنم که در روستای حتکن شش ماه پس از زلزله به چشم شاهد بودم که مردان ده آغلی را که بر سر گوسفندان خود اوار شده بود باز سازی کرده بودند و باز هم با کاهگل سقفش را ایزوله می کردند ، انگار این آغل یکبار گورستان گوسفندانشان نشده بود .

هنوز در گوش صدای مردی از خطه لرستان را دارم که به من گفت : ایکاش پسرم میمرد نه گاوهایم ! بدون این گاوهایم من از پس خرج بچه هایم چگونه برایم !

و در هیچ گزارش رسمی و غیر رسمی ندیدم که از گاوهایی که در روستاها روزی کودکان یتیم را برعهده میبایست بر عهده بگیرند نوشته شده باشد . و ندیدم که جایی نوشته شده باشد که گاو هایی که اکنون زمان زایمانشان فرا میرسند را در کدام آغلی باید نگهداری کرد !

زندگی در روستاها بسیار ساده از دید ما و بسیار پیچیده از دید روستاییان است . گاه احشام انها به واقع از کودکانشان هم با اهمیت ترند . چرا که فقر مادر تمامی پلیدی هاست .

         

 

 

در لرستان به چشم دیدم که مادری تنها پتوی باقیمانده از زلزله را بدور گاو حامله اش پیچیده بود و خود و کودک یتیمش در کنار اتش شب را به صبح رسانده بودند .

 

همیشه  حرف از واقعیتها زدند سخت تلخ است .

 

اما من هنوز امیدوارم روزی ما هم به این خود باوری  برسیم که ایجاد یک سرپناه امن برای تک تک کودکان ایرانی وظیفه تمامی مسُولان و صاحبان قدرت و مقام است .

 

مهندس علیرضا سعیدی

 

29/1/1385

گزارش سفر به منطقه زلزله زده  لرستان

 

 

گزارش سفر به منطقه زلزله زده  لرستان

قسمت اول

 

و ایران هر زمان تب دار و لرز آلود می لرزد و می گوید مرا دریاب !

من مام توام !  دخت عزیزم !  پور دستانم !  ....

 

بار دیگر ایران لرزید و این بار دلاوران خطه لرستان را اندوهناک و خشمگین ساخت دوباره راهی منطقه زلزله زده دیگری شدیم .هوا تاریک شده بود که به بروجرد رسیدیم مردم در میدانها و بلوارهای شهر چادر زده بودند زلزله صبح با آنکه تخریب زیادی در بروجرد نداشت اما شرط عقل نبود که زیر سقفی شب به صبح رسانند .

           

 

مردم می گفتند مدت زمین لرزه طولانی بود و همین بیشتر آنها را ترسانده بود. از چادر ها بگویم بعضی از آنها چادر های سفری بودند که مثل چادر ما تابستانی و سرد بودند و بیشتر چادر های ابداعی با پارچه و طناب و نایلون و ... که باکمک درخت ها آنها را مهار کرده بودند

 

      

 

 

      

 

خیلی از این چادر نامها تنها بدنه داشتند بدون سقف برای استتار یک خانواده و در هوای سرد بروجرد خدا می داند که بر مردم خصوصا پیران و کودکان چه می گذشت .

 

        

 

تصویر پیرمردی که چند پتوی نازک بر دوش انداخته بود و کنار جدول خیابان نشسته بود در خاطرم ماند . از وضع نابسامان مردم پرسیدیم و کمی عکس گرفتیم . اما چون خیابان ها تبدیل به خانه هایی شده بود که تنها پارچه هایی آنها را جدا می کرد و احتمال این را می دادیم که مردم از این وضعیت و در نیز درانتظار پس لرزه ها بودن  عصبی و خسته باشندترجیح دادیم  با سوالاتمان خسته ترشان نکرده و زودتربه سراغ محلهای اصلی حادثه برویم .

 

 

به هلال احمر شهر رفتیم  و خواستیم تا نام  روستاهای اصلی زلزله زده را به ما بگوید. و با در دست داشتن نقشه ای محلی که بسیار ضعیف و نا کارآمد بود راه افتادیم . اولین روستایی که می خواستیم به آن برسیم شیروان بود . می گفتند بعد از پادگان است که رفتیم ولی راه آن روستا را نیافتیم . لازم به ذکر است که روستاهای لرستان تقریبا مانند روستاهای مازندران به هم نزدیکند و از جاده اصلی فاصله زیادی ندارند . به بخش سیلاخور که مکان اصلی زلزله بود رسیدیم  شهر چالان چولان . بر سردر آن نوشته شده بود به چمن جولان شهر چالان چولان خوش آمدید . بعد از صحبت مهندس سعیدی با نمایندگان شوراهای سه روستا متوجه شدیم که تعداد کشته ها بسیار کمتر از ان است که ما انتظار داشتیم و خوشبختانه تمامی محبوسین در زیر اوار و مجروحین را مردم محلی از زیر اوار دراوردند و این برای ما به معنی ان بود که دیگر نیازی به اوار برداری نیست و فرصتی برای استراحت داریم .

 

       

 

 

در روبروی بخشداری گروهی با روشن کردن اتش منتظر نشسته بودند . بعضی از آنها از روستاهای اطراف آمده بودند که شاید بتوانند چادری برای خانواده شان پیدا کنند .جوانان در پی یافتن شاخه ها و چوب خشک برای افروختن آتش بودند . دوری در شهر زدیم . مردم در چالان چولان اغلب در چادر های هلال احمر خوابیده بودند . کنار شهر هم امبولانسی پارک کرده بود . در تاریکی نمی توانستیم روستاها را پیدا کنیم ناچار همانجا چادر زدیم .

 

                 

 

هوا بسیار سرد بود  طوری که نیمه شب تمام دیواره های چادر ما خیس بود صبح زود خوابیده نخوابیده برخاستیم . تازه دیدم که چه بر سر شهر آمده بود .

                       

 

 

 بیشتر خانه ها فرو ریخته بود و چون مردم آن منطقه اکثرا دامدارند . حیوانات خانگی هم وضع نابسامانی داشتند ...  ادامه دارد .

  

    جنیدی

گزارش مقدماتی از مدیریت بحران در زلزله لرستان

 

 

گزارش مقدماتی از مدیریت بحران در زلزله لرستان

 

زلزله سیلاخور ( از درود تا بروجرد )

 

مهندس علیرضا سعیدی

دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران

موسس گروه امداد و نجات موج پیشرو

 

 

با اعلام بروز زلزله در منطقه لرستان تیمی چهار نفره از گروه موج پیشرو پس از دعوت از تمامی اعضاء گروه امداد و نجات گروه موج پیشرو که دوره دیده بودند برای حضور در منطقه زلزله زده با تعیین اهداف ذیل به منطقه اعزام شد

 

اهداف تعیین شده برای سفر گروه اعزامی

 

۱- زنده یابی

۲- آوار برداری

۳- آموزش مبانی اولیه به اهالی بومی در زمینه زنده یابی / اوار برداری/ اسکان اضطراری

۴- آشنایی با زلزله از نزدیک برای دانشجویان تازه کار گروه موج پیشرو

۴- مستند سازی زلزله از دید مدیریت بحران و فرماندهی عملیات

۵- تهیه گزارش اجتماعی حادثه بصورت بی طرف

 

پس از حضور در منطقه زلزله زده با توجه به خروج مردم از منازل قبل از وقوع زلزله اصلی تعداد محبوسین در زیر آوار و نیز مجروحین و مفقودین بسیار کمتر از براورد  انجام شده بود که خوشبختانه همان تعداد اندک نیز توسط نیروهای مردمی خود منطقه و بستگانشان از زیر اوار خارج شده بودند . لذا سه هدف اولیه گروه اعزامی به خودی از فهرست اهداف حذف گردید و تنها مستند سازی تصویری و مصاحبه با مردم بومی جهت تهیه گزارش بی طرف از حادثه مود توجه قرار گرفته و در طی دو روز با عکس برداری از مناطق و روستاهای آسیب دیده اقدام به مستند سازی عملکرد مسئولان در سه زمینه مدیریت بحران و فرماندهی عملیات در کنار بازتاب اجتماعی حادثه گردید . گزارش مقدماتی مدیریت بحران و فرماندهی عملیات این زلزله با توجه به مسئولیت من (علیرضا سعیدی ) به عنوان دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران در سایت رسمی این جمعیت ارائه گردید و گزارش اجتماعی این سفر که توسط فائزه جنیدی ( موسس گروه موج پیشرو ) تهیه گردیده است تا روز آتی بروی سایت و وبلاگ موج پیشرو در دسترس شما قرار خواهد گرفت .

 

گزارش تصویری زلزله لرستان

 

در ضمن البوم عکس های این زلزله نیز با عنوان بزودی بروی سایت مرجع مرجع مدیریت بحران  برای استفاده پژوهشگران در زمینه مدیریت بحران قرار خواهد گرفت

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

اسکان اضطراری

 

 

 

 مردم در شهر های درود و بروجرد بعلت ترس از وقوع زلزله مجدد شبها در میادین و بلوارهای شهر می خوابند . مردم شهر با استفاده از پلاستیک و برزنت اقدام به ساختن چادر های موقت نموده اند.

 

           

 

تعداد چادرهای اهدایی در سطح شهر بروجرد بسیار اندک بود و اغلب چادرهای نصب شده از نوع چادرهای شخصی بود .

 

       

 

مردم در سطح روستا ها همچون روستاهای لوان علیا و سفلا تا ساعت پنج صبح شنبه 12 فروردین فاقد سرپناه بودند در حالی که این دو روستا از جمله روستاهایی بودند که تخریب ساختمانها در انها بسیار بالا بوده است  . تا ساعت یک بعدالظهر روز شنبه بنا بر اظهار مردم روستا از هیچ یک از مسئولان در این روستاها حضور پیدا نکرده بودند .

 

                    

 

 مردم در این دو روستا از مدفون شدن احشام در زیر اوار و احتمالا ایجاد تعفن اظهار ناراحتی نموده و خواستار اوار برداری آغلها و دفن احشام خود بودند . تعداد ده تا پانزده خانوار  این روستا تا ظهر روز شنبه نیز فاقد سرپناه بودند .

 

 

      

 

در بین این خانوارها  متاسفانه می شد خانوارهایی را مشاهده نمود که یکی از اعضاء خود را از دست داده بودند و یا کودکان شیر خوار داشتند

 

 

تامین آب آشامیدنی و بهداشتی

در اکثر روستا ها آب بهداشتی در دسترس مردم بود اما برای آب آشامیدنی مردم در سطح روستاها با مشکلات دست به گریبان هستند که البته در بعضی مناطق می توان نیروهای مقاومت بسیج را با منبع های آب که بروی لندکروز نصب شده بودند را در حال توزیع آب دید .

 

سرویسهای بهداشتی

 

برخلاف زلزله های قبلی ایران ، در این زلزله مشکل سرویسهای بهداشتی وجود نداشت که می توان دلیل ان را بدلیل بافت نا متقارن روستا ها دانست . چرا که در سطح روستا تعداد اندکی ساختمانهای را که با اصول مهندسی ساخته شده باشند را هم  مشاهده نمود که دارای کاربری حتی پس از زلزله بودند که در روز دوم در اختیار باقی اهالی قرار داشتند .

 

 

 

مجروحین و کشته شدگان

 

        

 

 

تعداد مجروحین و کشته شدگان در این زلزله نسبت به زلزله های مشابه و وسعت روستاها و تخریبهای انجام شده بسیار محدود بود که اغلب این مجروحین و کشته شدگان نیز در همان چند ساعت اول توسط اهالی بومی از زیر اوار خارج شده بودند

 

 

 

 

عملکرد مردم

 

بدلیل بالا رفتن دانش مردم در خصوص نحوه عملکرد تعدا مجروحین و کشته شدگان بسیار کمتر از براوردها بوده است

مردم که با استفاده از تجربه زلزله بم و زرند با وقوع پیش لرزه های شب قبل از منزل خود خارج شده بودند تا به صبح به منزل باز نگشته و تنها تعداد اندکی شب را در منازل باقی ماندند . و این به کمتر شدن مجروحین و کشته شده گان کمک نمود .

 

 

 

عملکرد مسئولین

عدم رضایت مردم از نحوه عملکرد مسئولان در گفتگوهای انجام گرفته مشهود بود . مردم در شب اول در جلوی هلال احمر در بروجرد اجتماع نمده بودند تا چادر دریافت کنند . تداخل در کارها مشهود بود و این خصوصا در بحث تامین امنیت توزیع کلاهای ارسالی بسیار ملموس بود . شب جمعه ( 11  فروردین ) مشاهده نمودیم که توزیع چادرها در چالن چولان بر عهده سپاه قرار گرفته است تا مشکل سرقت و عدم امنیت پیش نیاید .

 

         

 

آمبولانسها هلال احمر در این زلزله بسیار فعال بودند . تعداد مناسب آمبولانسها با توجه به حجم محدود مجروحین ، عملکرد مناسبی  را داشتند  .

در روز شنبه از صبح به تدریج یگانهای ویژه سپاه امنیت را در ورودیهای روستاها بر عهده گرفتند ، تا ورود و خروج لوازم و اسباب مردم را کنترل نمایند .

 

 

مشکلات ویژه

 

مشکل اساس در روستاها با توجه به حشم دار بودن روستاییان ، نبودن آغل های مناسب برای حیوانات بود که میبایست قبل از آنکه در طی روزهای آتی این مشکل به بحران تبدیل گردد برای آغل های موقت اقدام گردد .

 

     

 

 

 

گزارش مصور این سفر را می توانید در این آدرس ملاحظه نمایید

 

زمين لرزه در ايران تلفات و خساراتی برجای گذاشت

 

زمين لرزه در ايران تلفات و خساراتی برجای گذاشت

 

 

                          لرستان

 

 

 

 

وقوع زمين لرزه ها در شمال شرق استان لرستان تلفاتی برجای گذاشته است

وقوع زمين لرزه هايی در استان لرستان، در غرب در ايران، تلفات و خساراتی برجای گذاشته است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - طی ساعات شامگاه پنجشنبه، 30 مارس، و بامداد روز جمعه، 31 مارس، در مناطق شمال شرق استان لرستان و به خصوص شهرهای بروجرد و دورود و روستاهای اطراف آنها زمين لرزه هايی به وقوع پيوست که به کشته و زخمی شدن دهها نفر منجر شده و خسارات سنگينی برجای گذاشته است.

 

نخستين آمار تلفات اين زمين لرزه ها از کشته شدن 11 نفر زخمی شدن 182 نفر ديگر حکايت داشت اما بعدا خبرگزاری ها از قول رسانه های دولتی ايران تعداد کشته شدگان را تا 38 نفر و زخمی های زلزله را تا 700 نفر گزارش کردند هر چند هنوز آمار نهايی در اين زمينه مخابره نشده است.

 

به گفته مقامات ايران، دو زمين لرزه به بزرگی 1/5 و 7/4 درجه در مقياس ريشتر به ترتيب در ساعات هفت و 47 دقيقه و يازده و 6 دقيقه بعد از ظهر پنجشنبه، و زمين لرزه ديگری نيز به بزرگی 0/6 درجه در مقياس ريشتر حدود ساعت چهار و 50 دقيقه بامداد روز جمعه مناطق شمال شرق استان لرستان را به لرزه در آورد.

 

علی بارانی، رييس ستاد حوادث غير مترقبه استان، خسارات مالی ناشی از وقوع زمين لرزه های شامگاه پنجشنبه و صبح جمعه در دورود و بروجرد را سنگين توصيف کرده و گفته است که روستاهای دشت سيلاخور، در حد فاصل دورود وبروجرد، بين 30 تا 100 درصد تخريب شده است.

 

وی گفته است که امدادگران همراه با اقلام مورد نياز، مانند چادر و آذوقه، برای کمک به زلزله زدگان اعزام شده اند و کمبود آمبولانس را از جمله مشکلات در کمک رسانی اعلام داشته است.

 

در برخی گزارش ها، تعداد روستاهای آسيب ديده تا چهل روستا گزارش شده و خبرگزاری ايرنا از قول فرماندار دورود گفته است که ده روستای اين شهر بين 60 تا 80 درصد تخريب شده است.

 

پس از وقوع زمين لرزه های خفيف تر در شامگاه روز پنجشنبه، ساکنان دورود و روستاهای اطراف به خيابان ها ريختند و برخی از آنان شب را در فضای باز به سر بردند و به نظر می رسد که خارج بودن جمعی از مردم از خانه های خود در زمان وقوع زمين لرزه شديدتر بامداد جمعه از تلفات بيشتر جلوگيری کرده است.

 

گزارش های ديگر از وقوع پی در پی پس لرزه هايی در منطقه حکايت دارد.

 

براساس برخی گزارش ها، زمين لرزه های لرستان به شبکه ارتباطات منطقه نيز آسيب هايی رسانده است.

 

استان لرستان در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ايران واقع شده و با استان های مرکزی، همدان، اصفهان، ايلام، کرمانشاه و خوزستان همسايه است.

 

مساحت اين استان از 28 هزار کيلومتر مربع و جمعيت آن از 6/1 ميليون نفر بيشتر است.

 

مرکز استان لرستان شهر خرم آباد است

 

 

برگرفته از بی بی سی

 

 

 

توجه : بچه های موج پیشرو  که قصد رفتن به منطقه را دارند میتوانند با موبایل من در تماس باشند

 ما تا ساعت یک و نیم بعدالظهر از تهران خارج می شویم و حداقل دو روز در منطقه هستیم .

 

سعیدی

حضور در زرند کرمان

 

من امروز در شهر زرند کرمان هستم

 

 برای بازدید از روستای حتکن به زرند آمدم و الان از کافی نت سایانا برایتان مینویسم

من هر دو ماه برای تهیه گزارش روند بازسازی روستای حتکت به زرند می آیم

و مطابق روال هر دوره

امروز رفتم بازدید از روستای حتکن . این چهارمین بازدید من از روستای حتکن بود

سعی دارم با عکسهای متوالی از روند ارائه خدمات به مردم این روستا بتوانم بازسازی این روستا را مستند کنم

با قطار امروز بر میگردم و فردا صبح  می رسم تهران و تعدادی از عکسها را به همراه گزارش مقدماتی بازدید حتکن را برای روز شنبه می گذارم رو سایت و وبلاگ

راستی یه خبر جالب از از مجله راه و ساختمان خبر دادند که مقاله آوار برداری من در شماره بیست آبان ماه چاپ شده است اگر خدا بخواهد گزارش روستای حتکن را هم در شماره آذر چاپ می کنند

خوب فعلا با اجازه همه دوستان

سعیدی

 

زلزله هندوستان

 

زلزله هندوستان

برگرفته از گزارش بی بی سی  

بی بی سی

زلزله شدیدی به قدرت هفت مميز شش درجه در مقياس ريشتر، بخش هايی از پاکستان، شمال هند و افغانستان را لرزانده و باعث شده که مردم اين مناطق سراسيمه به خيابان ها بريزند.

از جزئيات مربوط به قربانيان و خسارات اين زلزله هنوز اطلاع دقيقی در دست نيست اما بيم آن می رود که صدها نفر در اثر آن، جان خود را از دست داده باشند. تصور می شود مناطق شمالی پاکستان و منطقه مورد مناقشه کشمير بيشترين ميزان آسيب را ديده باشند.

بر اساس آخرين گزارشهای رسيده از منطقه، مقامات پاکستان گفته اند که دست کم ممکن است بيش از 1000 نفر در اين کشور جان خود را در اثر اين زلزله از دست داده باشند.

زمين شناسان گفتند مرکز اين زلزله کوه های کشمير تحت کنترل پاکستان بوده است. گزارش هايی که از اين منطقه دريافت شده حاکی از آن است که در شهر مظفرآباد، مرکز کشمير تحت کنترل پاکستان، تعداد زيادی ساختمان فروريخته و چندين روستای منطقه به طور کامل نابود شده است.

مقامات کشمير تحت کنترل هند گفته اند تا کنون مشخص شده که بيش از 170 نفر در اثر اين زلزله جان خود را از دست داده اند.

برق و تلفن سرينگر، پايتخت کشمير هند مختل شده و گزارش هايی از بر جای ماندن خساراتی در مناطقی تا شهرهای لاهور، کويته و پيشاور پاکستان نيز در دست است.

هنوز پس لرزه های شديدی در منطقه احساس می شود.

پرويز مشرف، رييس جمهور پاکستان از محل يک مجتمع آپارتمانی در اسلام آباد، پايتخت، که در اثر زلزله فروريخته، بازديد کرده است.

امدادگران سعی دارند افراد را از زير آوار اين مجتمع آپارتمانی بيرون بياورند.

اسلام آباد در فاصله هشتاد کيلومتری جنوب مرکز زلزله واقع شده است.

يکی از سخنگويان ارتش پاکستان گفت گزارش هايی از ويرانی های گسترده در شمال اين کشور در دست است و هلی کوپترهای امداد به منطقه اعزام شده اند.

رييس اداره هواشناسی پاکستان به بی بی سی گفته است اين قوی ترين زلزله ای است که طی بيش از يک صد سال اخير در منطقه رخ داده است.

مرکز تحقيقات زمين شناسی آمريکا مرکز اين زلزله را پاکستان اعلام کرده اما گفته است لرزه های آن در پايتخت های هند و افغانستان نيز حس شده است.

سازمان هواشناسی ژاپن، بزرگی اين زلزله را هفت مميز هشت درجه در مقياس ريشتر اعلام کرده است.

زلزله در افغانستان

خبرنگار بی بی سی در ولايت شرقی ننگرهار می گويد که اين زمين لرزه منجر به مرگ يک دختر ده ساله افغان در منطقه سرخ رود شهر جلال آباد شده است؛ اما برخی آژانس های خبری، شمار تلفات در اين منطقه را دو کودک زير سن ده سال اعلام کرده اند.

با اين حال، اين آمار تا کنون از سوی منابع مستقل تاييد يا رد نشده است

 

اين زمين لرزه که بيشترين بخش های افغانستان از جمله مرکز، شمال و شمال شرق اين کشور را تکان داد حدود ده منزل رهايشی را نيز در اين کشور ويران کرد.

گزارش ها از ولايت ننگرهار حاکيست که چند راس مواشی نيز در ولسوالی های چپرهار و شينوار اين ولايت زير آوار مانده و تلف شده اند.

تکان های شديد زمين لرزه در بيشتر نقاط کابل، پايتخت نيز احساس شد.

 

بی بی سی

ساختمان مسکونی بتنی که در ان از سیمان نا مرغوب و اجرای ضعیف

مشهود است

بتن ساختمان رو توجه کنید

لایه های بتنی تخریب شده مسلما آوار برداری را بشدت سخت میکنند

 

ما و زلزله بم

برگرفته از روزنامه شرق
 
ما و زلزله بم
 
 
دكتر يوسف اباذري: آنچه در پي مي آيد متن سخنراني دكتر يوسف اباذري ، استاد جامعه شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران است . اين سخنراني در هفتم دي ماه دو روز پس از زلزله بم به دعوت انجمن اسلامي، در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران ايرادشده و متن آن نيز قبل از انتشار به رؤيت اباذري رسيده است.

سخن گفتن از آنچه در بم اتفاق افتاد ناممكن است، اما ما محكوميم كه درباره آن سخن بگوييم. بنابراين ناگزيريم كه در مرز ميان معنا و بي معنايي، ميان اخلاق و عدم اخلاق، ميان مهرباني و سبعيت سرگردان بمانيم. ما بايد سخني با معنا درباره اين رخداد بگوييم و نفس اين سخن گفتن نوعي رفتار اخلاقي باشد و نشان مهرباني ما با قربانيان. اما درست زماني كه دهان به سخن گفتن باز مي كنيم مي بينيم كلمات مي گريزند، نفس سخن گفتن به نوعي همدردي كليشه اي و غيراخلاقي فرو كاسته مي شود و مهرباني ما به نوعي خودنمايي بدل مي شود كه چيزي به جز سبعيت نيست. آنچه در اين نوع رخدادها فرو مي ريزد در و ديوار نيست بلكه زبان نيز هست. ما از لابه لاي ويرانه ها تكه پاره هايي را بيرون مي كشيم كه زماني انسان بودند. بنابراين ناگزيريم كه از ويرانه هاي زبان نيز چيزهايي را بيرون كشيم كه زماني معنايي داشتند. رسم روزگار ماست كه براي توصيف اين رخداد از الفاظ فاجعه بار و دهشتناك «فاجعه» و فاجعه بارتر و دهشتناك تر از آن، «عمق فاجعه» استفاده كنند. كليشه هاي «فاجعه» و «عمق فاجعه» براي هر آن كس كه به جان انسان و جان زبان- اين دو يكي بيش نيستند- اندك حساسيتي دارد نشان سرسري گرفتن همان رخداد است و در نتيجه نشان سبعيت و نامهرباني ما. آيا بايد واژه اي جديد جعل كرد؟ جعل واژگان، خاص زمانه تنعم است نه زمانه عسرت. وانگهي اگر واژه اي نيز جعل كنيم دو روز ديگر به سرنوشت كليشه هاي «فاجعه» و «عمق فاجعه» دچار نخواهد شد؟

من اندكي پيشتر ناخودآگاه از واژه هاي «استفاده كنند» استفاده كردم. آيا واژه استفاده در همين مغاك با معنايي و بي معنايي معلق نيست؟

بنابراين ما نيز از «فاجعه» بم و «عمق فاجعه» در بم سخن مي گوييم اما بايد واقف باشيم كه اين كلمات در عين حال كه نشان همدردي و مهرباني ما با قربانيان اند نشان سبعيت ما نيز هستند.

فاجعه ها را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: فاجعه هاي انساني و فاجعه هاي طبيعي. فاجعه هاي انساني را انسان هايي براي انسان هاي ديگر به وجود مي آورند. حمله مغول براي ما فاجعه بود زيرا كه در پس غبار اسب هاي آنان جز ويرانه اي باقي نماند كه در آن اجزاي تن آدمي با اجزاي تن خانه ها و كتاب ها و فرش ها در آميخته بود. در فاجعه هاي انساني كساني كه باقي مانده اند و كساني نيز كه اخلاف قربانيان اند مي توانند درباره فاجعه سخن بگويند. در فاجعه انساني زبان فرو نمي ريزد بلكه شدّت و حدت مي گيرد. سبب اين امر آن است كه ما «شر» اندرون خود را به كساني ديگر، به جلادان، فرا مي افكنيم . ما خوب هستيم آنان بد، ما حق هستيم آنان باطل، ما نور هستيم آنان ظلمت. به سبب اين فرافكني باقيماندگان قربانيان فاجعه هاي انساني شعر مي سرايند و تاريخ مي نويسند و قصه مي گويند و فيلم مي سازند. به ميانجي اين شدت و حدت گرفتن زبان است كه خاطره قربانيان فاجعه هاي انساني فراموش نمي شود، ما هنوز كه هنوز است خاطره سلاخي شدگان فاجعه مغولان را به ياد مي آوريم و سوگوار آنانيم. دليل ديگر باقي ماندن اين «خاطره» آن است كه طرف ديگر نيز كه ما او را نشان «شر» مي دانيم حضور دارد. مغولان هنوز هستند و در بهترين ميدان پايتختشان مجسمه چنگيز را به نشانه بزرگي قوم مغول برافراشته اند، و حتي امروز كساني هستند كه خاطره صدام، سلاخ شهيدان ايران و عراق را در تكريت گرامي مي دارند.

بنابراين در غياب كلمه اي ديگر مي توانيم بگوييم كه فاجعه هاي انساني «نسبي» اند. چنگيز قصاب ماست اما نزد هنديان نادر قصاب است. روحي حساس همچون برتولد برشت كه به اين دوگانگي واقف بود زماني كه خواست خشونت كمونيسم محبوب و عدالت طلب خود را توجيه كند، در پايان قطعه شعري نوشت:

هنگامي كه عصر فرزانگي فراز آيد

و آدمي، آدمي را يارشود

از ما

اي شمايان با گذشت ياد آريد.

اما به جز اندكي گنگ و گول، كسي از استالين با گذشت ياد نمي آورد. استالين و هيتلر نمادهاي فاجعه هاي انساني در قرن ما هستند و خاطره قربانيان آنان از ياد نرفته است و نخواهد رفت. فاجعه هاي طبيعي چگونه اند؟ در فاجعه هايي از قبيل زلزله و سيل و گردباد و آتش فشان چيزهايي به خصم ما مبدل مي شود كه زماني يار ما بودند. در زلزله، زمين- كه نماد شناسان آن را مادر ما مي دانند- ناگهان و در طرفه العيني به جلاد ما بدل مي شود. مأمن و خانه ما، همزمان قاتل و قتلگاه ما مي گردد. سقفي كه در روزهاي معمولي مي خوابيديم و به آن خيره مي شديم و پس زمينه خيالبافي هاي ما بود يا در روزهاي گرم و سرد ما را مصون مي داشت بر روي ما فرو مي ريزد، ديوار خانه كه محافظ ما بود بر ما فرو مي افتد، اشياء خانه از ميز و صندلي و چراغ گرفته تا كتاب و دفتر كه زماني انيس ما بودند يا مانع فرار ما مي شوند يا به چيزي بدل مي گردند از قبيل شمشير و نيزه و گلوله و بمب. در سيل، آب، مايه حيات ما، ما را همچون آشغالي از جا مي افكند و با خود مي برد و  اي بسا درختي كه در سايه اش مي غنوديم و از ديدن برگ هاي رقصنده اش درباد غرق در خيال مي شديم، خود همچون ما قرباني سيل شده است. همچون تبري بر فرق سر ما فرود مي آيد و كار ناتمام سيل را تمام مي كند. در گردباد، باد، كه آلبركامو آن را پاكترين چيز جهان خوانده است، مي پيچد و هستي ما را با خود مي برد.

اما معناي فاجعه طبيعي چيست؟ در اينجا بايد ميان عصر قديم و عصر مدرن تفاوت قائل شويم. در عصر قديم فاجعه هاي طبيعي را نشانه «قهر خداوند» مي دانستند. آنان در پس چنين رخدادي معصيت خود را مشاهده مي كردند و آنان كه پس از فاجعه زنده مي ماندند «شر» اندرون خود را به چيزي بيروني فرا نمي افكندند- نمي توانستند فرا افكنند- بلكه به اين «شر» از نو واقف مي شدند و احساس گناه مي كردند. بيهوده نبود كه در عصر قديم از پي هر فاجعه طبيعي اين حس در آدميان بيدار مي شد و آنان را به تزكيه نفس و برائت از معصيت وامي داشت. اما با ظهور تكنولوژي در عصر جديد اين حس گناه از ميان رفت. زيرا كه انسان دريافت كه مي تواند به كمك تكنولوژي از پس شديدترين فاجعه هاي طبيعي برآيد. اكنون ديگر در صورت بروز چنين رخدادي آدميان در پس آن نه «خشم خداوند» بلكه عدم كارايي بوروكرات ها و تكنوكرات هاي دولتي را مشاهده مي كنند.

در زمانه ما از دست رفتن حس گناه همان سببي است كه در پس بي معنا شدن فاجعه هاي طبيعي نهفته است. فروپاشي زبان و سردرگمي اخلاقي و عاطفي ما نيز سبب ديگري ندارد. زماني كه «واقعه» رخ مي دهد و گرم است ما- همه ما از استاد و دانشجوي دانشگاه گرفته تا خبرنگار روزنامه و راديو و تلويزيون- چيزهايي را زير لب من ومن مي كنيم كه چندان معنايي ندارند، اما قصد ما آن است كه «عمق فاجعه» را «نشان» دهيم و اميد ما آن است كه ديگري نيز منظور ما را حس كند. اين تته پته كردن ها مركب از الفاظي گنگ و توخالي و پوچ و كليشه اي اند، چيز ديگر «نمي توانند» باشد. اما در عصر رسانه بعد از آنكه دو روزي «عمق فاجعه» را من ومن كرديم، آن را مبدل به خبري پرشكوه مي كنيم، كه اوج عاطفي آن كمك هموطنان و اوج عقلي آن مصاحبه با چند متخصص فاجعه است كه ديگر هر كودكي حرف هاي آنان را از حفظ مي داند. بعد با كليشه نرسيدن چادر به دست آسيب ديده ها و گم و گور شدن برنج و لوبيا و ساختن جوك درباره «عمق فاجعه» مهياي فراموش كردن آن مي شويم، بعد آن را فراموش مي كنيم.

اكنون زلزله بوئين زهرا پا نوشتي بر زندگي تختي است نه برعكس، اگر تختي جهان پهلوان مردمي نبود و ما روز مرگ او را گرامي نمي داشتيم، به طور كامل زلزله بوئين زهرا را از خاطره جمعي خود پاك كرده بوديم و آن را به دست متخصصان و مورخان زلزله سپرده بوديم. فاجعه انساني زندگي تختي است كه ما را به ياد فاجعه طبيعي زلزله بوئين زهرا مي اندازد. زيرا كه ما ديگر حس معصيت و گناه كاري را از دست داده ايم.

كارل ياسپرس بعد از جنگ جهاني دوم مفهوم «معصيت همگاني» يا « حس گناه مشترك » را پيش كشيد تا مانع شود كه آلماني ها جنايات جنگ را به پاي هيتلر بنويسند و بعد با شستن دستان و مهمتر از آن دل خود به كمك آبي كه آمريكايي ها در طرح مارشال در حال ريختن آن بودند، فاجعه اي را به دست فراموشي بسپارند كه خود مسبب آن بودند. يورگن هابرماس بعدها در دهه ۸۰ و ۹۰ قرن گذشته اين مفهوم را در جريان مناقشه خود با مورخان نو محافظه كار آلماني كه در صدد پاك كردن دستان آلماني ها از فاجعه جنگ بودند از نو پيش كشيد. از نظر او آلماني هاي زمان حاضر نيز بايد «معصيت » فجايع جنگ جهاني دوم را به دوش كشند. فقط اين حس است كه مي تواند بارقه اي از انسانيت را در آنها زنده نگه دارد و آنان را مهيا سازد كه فاجعه ديگري را تدارك نبينند و در ساختن جهاني انساني شركت جويند.

اما درباره نسبت فاجعه با تكنولوژي و ساير مقولاتي كه بر شمرديم، نظر دو فيلسوف ديگر آلماني اهميت بسزايي دارد كه در اينجا فقط به آن اشاره مي كنيم. تئودور آدورنو نوشت كه بعد از آشويتس هر نوع سخن گفتن درباره فرهنگ كار مهمل يا « آشغالي» بيش نيست و در جاي ديگر گفت كه بايد در برابر فاجعه سكوت كرد اما نبايد آن را به فراموشي سپرد، بايد خاطره آن را زنده نگه داشت و در جايي ديگر گفت كه فلسفه معاصر ناگزير است كه با كلمات آت و آشغال گونه باقي مانده از ويرانه هاي متافيزيك سركند. فلسفه تكنولوژي آدورنو كه مبناي آن مقوله شي  وارگي است سويه هاي تاريك عقل معاصر را آشكار مي سازد، عقلي كه وي ردپاي آن را تا يونانيان دوره هومر پي مي گيرد.

از نظر آدورنو شي وارگي كامل فراموش كردن شي واره شدن است. از نظر او ما در عصري فراموشكار زندگي مي كنيم كه منشاء فاجعه ها را از ياد برده است و مدام حرافي مي كند و از سويه دهشتبار تكنولوژي يا كالاي زيبا شده غافل است. مارتين هايدگر- كه آدورنو او را خصم فلسفي خويش مي دانست- در همان زمان باز سرنوشت فاجعه عصر ما يعني نهيليسم- همان نهيليسمي كه من و شما را وا مي دارد تا تمام پول خود را صرف خريد ماشين هاي شيك كنيم و ساختمان هاي خود را مقاوم نكنيم در نتيجه يا تصادف كنيم بميريم يا هوا را آلوده كنيم و بر اثر آن صد مرض بگيريم و بميريم يا اگر زلزله آمد زير آوار بمانيم و بميريم- را تا يونان پي مي گيرد. از نظر هايدگر اوج نهيليسم كه همان به فراموشي سپردن باشد سلطه تكنولوژي است. اما آنچه از نظر هايدگر مهم است ماهيت تكنولوژي يا گشتل است، همان شبكه اي كه من و شما در زمانه مدرن گرفتار آن مي شويم اما گرفتار شدن خود را نمي بينيم زيرا كه نهايت گشتل فراموش كردن گشتل يا همان وضعيت فاجعه باري است كه همگان در آن گرفتار شده اند. هايدگر نيز براي يافتن زباني مناسب زمانه پست متافيزيكي به اين در و آن در زد و دست آخر نيز آن را نيافت. به نظر من بصيرت هاي اين دو فيلسوف حائز اهميت هستند اما به گمان من آنها فاجعه اي انساني را به فاجعه اي طبيعي بدل كردند.

آنها رمز و راز فروپاشي زبان در برابر فاجعه، فراموشكاري ما درباره بزرگترين خطرها و وجود خطرهاي فاجعه بار در زندگي روحي و جسماني ما را متذكر شدند. اما از آن جهت كه اين سرنوشت را به طبيعت ثانوي يا تقدير ما بدل كردند ما را در برابر اين خطرها بلا دفاع رها كردند. به نظر من اگر ما ايرانيان نگاهي به زندگي خود بيفكنيم خطرهايي را كه اين دو فيلسوف به ما گوشزد كرده اند مي توانيم به رأي العين مشاهده كنيم، زماني كه هربرت ماركوزه، شاگرد هايدگر، نامه اي به او نوشت و سبب سكوت او درباره فجايع هيتلر را پرسيد، هايدگر جواب عجيبي به او داد كه عبارتي از آن مايه دهشت همگان شد. هايدگر نوشت: «كارخانه هاي آدم سوزي تفاوت چنداني با كارخانه هاي توليد ماشين ندارد». نوشته هايدگر را موافقان و مخالفان او به انحاي گوناگون در موقعيت هاي متفاوت تفسير كرده اند، اما اگر ما نگاهي به خيابان هاي تهران و به قول امروزي ها «كلانشهرهاي ايران» - واژه اي كه بري از خودستايي نيست- بيندازيم در مي يابيم كه گفته هايدگر نه از حيث مجازي بلكه از حيث لفظي درست است. اين همه ماشين و اين هواي آلوده، با بيست ودوهزار نفر كشته ساليانه در جاده ها آيا چيزي به جز هماني است كه هايدگر گفته است.

يكي از نويسندگان روزنامه شرق با جمع زدن تعداد كشته شدگان جاده ها و سيل ها و زلزله ها- كه ما در عين فراموشكاري آنها را حوادث غير مترقبه خوانده ايم- به درستي مدعي شد كه ما انگار درگير جنگي تمام عيار هستيم. بم شهر فقيري نبود،  اي بسا با پول قالي گران قيمتي كه فقط اندكي از ساكنان بم مالك آن نبودند؛ يا همان ماشيني كه دم در خانه ها مچاله شده بود، مي شد همان خانه را حداقل تا حدي استحكام بخشيد كه مردم فرصت فرار پيدا كنند. قصه ما و تكنولوژي، به قصه اي تراژيك - كميك بدل شده است. براي فرار از ترافيك تهران ناگزير بايد ماشين خريد و خريدن ماشين يعني افزايش ترافيك تهران. اين همان گشتلي است كه ما در آن گرفتار شده ايم منتهي نهايت گشتل فراموشي گشتل است. مردم با ديدن مدل جديد ماشين چنان اختيار از كف مي دهند كه هيچ كودك سه ساله اي در برابر بستني از دست نمي دهد.

ما در برابر زلزله كه مي گويند حتماً امروز در اينجا و فردا در آنجا رخ خواهد داد بعد از دو روز من  ومن كردن به سرودن شعر و دادن پتو اكتفا مي كنيم و به جاي آنكه از تكنولوژي براي مستحكم كردن خانه ها و ساختن خانه هاي مقاوم استفاده كنيم پولمان را خرج تكنولوژي هايي مي كنيم كه يا بلاي مالمان مي شود يا بلاي جانمان.

به نظر من در اينجاست كه ما بايد از بصيرت هاي ياسپرس و هابرماس سود بجوييم. ما جملگي، همه ما، من وشما بايد در برابر قربانيان بم احساس گناه كنيم، در جان باختن آنها من و شما نيز سهمي داشته ايم. به نظر من احساس غم و اندوه در برابر قربانيان بم نوعي خودفريبي است. غم و اندوه خيلي زود فراموش مي شود. ما گناهكاريم چون مي توانستيم كاري كنيم كه آنها قرباني نشوند و نكرديم. منظور من در اينجا به هيچ وجه دولت نيست، در زمانه ما بر مبناي همان مكانيسم فرافكني چيزي به اسم دولت ساخته شده است كه اغلب همه مسئوليت ها را به گردن آن مي اندازند.

خطاب ياسپرس و هابرماس در وهله اول به مردم آلمان بود نه دولت آلمان. ما بايد از اين فيلسوفان پند بگيريم و در غم و اندوه پانزده روزه غرق نشويم بلكه در عمق جان خود تا زماني كه كارها سامان گيرد احساس معصيت كنيم. فقط با اين احساس است كه مي توانيم راه فراموش نكردن و به ياد آوردن و سكوت كردن و زبان را به بازي نگرفتن و استفاده درست از تكنولوژي را بيابيم. در همه جاي جهان مردم در قالب سازمان هايي كه به NGO مشهور شده است گرد آمده اند تا مشكلات خود را خود حل كنند، اگر دولت نيز كمكي كرد زهي سعادت. مردمان، اعم از كودك و جوان و ميانسال و پير، حق دارند كه در كلانشهرها از هواي ناپاك جان نسپارند، كه در جاده ها نميرند، كه زير آوار خفه نشوند، كه سيل آنها را نكشد، كه شغلي آبرومندانه و شرافتمندانه داشته باشند. اما اين امر زماني ميسر است كه بجا و نابجا انگشت اتهام را به طرف دولت دراز نكنند. جاده ها و سيل و زلزله و هواي ناپاك و عدم اشتغال كشتار مي كنند، اما همه ما بايد گناه اين كشتار را برعهده گيريم و براي خلاصي از آنها چاره اي بجوييم. اندوه و غم احساساتي نابجايند، يگانه طريق گرامي داشتن خاطره قربانيان بم آن است كه از صميم جان حس كنيم كه گناه مرگ آنان بردوش ماست.

با تشکر از وبلاگ صد سال تنهایی 

تهران بعد از زلزله - 2

پس از زلزله در تهران با چه چیزی روبرو هستیم !

زلزله تهران وامنیت 

۱-  ورود حاشیه نشینان به شهر

خانه ای امن برای حفاظت خانواده شما در برابر هجوم حاشیه نشینان و سارقان مال و ناموس

به نظر شما پس از زلزله ، حاشیه نشینان و سارقان تشنه هرج و مرج زودتر به شما میرسند یا نیروهای امداد و نجات و نیروهای انتظامی و امنیتی ؟ آیا برای چنین وضعی برنامه ای را آموزش دیده اید و آیا میدانید که می توانید با گذراندن دوره های آموزش مدیریت بحران محله برای رویارویی با چنین وضعی برنامه ای مناسب داشت ؟

تهران بعد از زلزله - 1

پس از زلزله در تهران با چه چیزی روبرو هستیم !

زلزله تهران و راه های ارتباطی

تا بحال فکر کردید اگر بعد زلزله پل تقاطع اتوبان همت با اتوبان مدرس فرو بریزد چه اتفاقی رخ می دهد ؟

ارتباط شرق با غرب تهران قطع میشه ! یعنی اگر خانه مسکونی شما در شرق و محل کارتون در غرب باشه ......... ! ؟

تا بحال فکر کردید اگر فقط یک تیر برق فشار قوی که وسط تمامی اتوبانهای همت و بابایی و امام علی و چمران و ... سقوط کند برای جابجا کردن اونها برای باز کردن راه به چند نفر نیازه ! فراموش نکنید که تو ترافیک بعد از زلزله انتظار عبور جرثقیل یه جوک بی مزه است !

پیشنهاد می کنم برای تردد ، موتور یا دوچرخه بخرید ! ماشین خصوصا هرچی گرونتر باشه تو زلزله بیشتر بلای جونتون میشه تا کمک حالتون !

علیرضا سعیدی

میزگرد مدیریت بحران در دانشگاه فنی آزاد جنوب

 

 

امروز در دانشگاه فنی جنوب میزگردی با موضوع مدیریت بحران شهر تهران برگزار شد در این میزگرد از دکتر مازیار حسینی رئیس مدیریت بحران شهر تهران بعنوان متولی مدیریت دولتی و ازجمعیت کاهش خطرات زلزله ایران بعنوان یک گروه غیر دولتی دعوت شده بود که از طرف جمعیت ، مهندس وجودی بعنوان دبیر جمعیت و بنده (علیرضا سعیدی ) بعنوان مدیر بخش اموزش و پژوهش در زمینه مدیریت بحران دعوت بودیم خبرهای تکمیلی را بزودی به اطلاعتان میرسانیم

تنها بگویم که جلسه بسیار مثبتی بود

شما می توانید با ما از طریق ایمیل های زیر در تماس باشید  

mojepishro@gmail.com

payman_saeedi@yahoo.com 

زلزله تهران

 

 

آمادگی از نوع دولتی برای زلزله تهران !

 

اکنون با گذشت دو ماه از زلزله زرند کرمان که اخرین زلزله با آسیب رسانی بالا در کشور پهناور و عزیزمان بود باز هم تب ترس از زلزله در لابه لای سخنرانیها و کنفرانسها به موضوعی برای دریافت نشانها و مدارک علمی تبدیل خواهد شد و مشکل مدیریت بحران هم با کلاسهای فشرده دولتی آنهم در پشت میزهایی که بروی ان با شیرینی و چای از مدعوین پذیرایی میشود حل خواهد گشت .

آری اینک باز هم ما با جامعه ای از مدیران سرشار از اعتماد به نفس دروغین که میخواهند با مدارک دریافت شده از کارگاهها و کلاسهای سی چهل ساعته خود ؛ تهران چندین میلیونی را در برابر زلزله ایمن کنند تنها مانده ایم .

 

امروز در بریده روزنامه کیهانی که یکی ازدانش آموزانم برایم اورده بود خواندم که قرار است وزارت حوادث غیر مترقبه راه اندازی شود !

آیا به راستی مشکل ما در مدیریت بحران حوادث طبیعی کشورمان ناشی از عدم داشتن وزارت خانه است ! آیا اگر تمام مسئولیت ها را به این وزارت خانه بدهند ؛ مشکل حل خواهد شد ! و دیگر هیچ تداخلی در کارهایمان نخواهیم داشت و نیروهای عمل کننده ما به بهترین نحو مشکلات را سامان میدهند !

 

ایجاد یک وزارت خانه برای مدیریت بر بحرانها مثل این میماند که ما در کنار کابینه دولت یک کابینه دولت جدید تاسیس کنیم که قادر باشد در زمان بحران با در دست گرفت رهبری گروه های عمل کننده همچون هلال احمر ؛ ارتش ؛ سپاه ؛ بسیج ؛ و سازمانها و وزرات خانه هایی همچون  نیرو ؛ آب ؛ برق ؛ گاز ؛ شهرداریها و ... عملکرد همه را یکی نموده و برای عملیات هما هنگ کند ! آیا به نظر شما این همان وحدت و یک دست نمودن نیروهای اجرایی نیست که ما بیست و چند سال است داریم در زمان آرامش و در شهرهایی که ساختمانهای ادارای آن در حال ارائه خدمات به مردم هستند تلاش میکنیم بدست بیاوریم ! و اکنون به این نتیجه رسیده ایم که میتوانیم در قالب یک وزارت خانه همه ان ناکامیها را کناربزنیم !

ایکاش بجای چنین هزینه های گزافی به تجهیز آتش نشانان خود چه از لحاظ آموزشهای مهارتی و چه از لحاظ اموزشهای علمی در زمینه مدیریت بر بحرانها میپرداختیم ! ایکاش ایمن سازی و مقاوم سازی پستهای امداد و نجات و خصوصا آتش نشانها را در اولویت داشتیم و در اولین گام انرا به سرانجام میرساندیم ! ایکاش متوجه میشدیم که نیازی به حجیم سازی نیست کافی است از همین نیروهایی که اکنون داریم تنها با بالا بردن دانش روزو امکانات وتجهیزاتشان بهره بیشتری ببریم ! ایکاش می دیدیم که دانش آموزان و دانشجویان ما برای روز بحران چقدر توانمند هستند و چقدر دستشان از دانش و تجهیزات خالیست !

 

 

مهندس علیرضا سعیدی

 

زلزله تهران

                       

                       

 

 

یک مثل ژاپنی است که میگه زلزله وقتی میاد که ما اونو فراموش کرده باشیم

بنابراین برای اینکه زلزله تهران نیاد من اونو یاداوری میکنم

زلزله تهران ممکنه بر اثر حرکت گسل شمال تهران یا گسل شهر ری در جنو.ب  اتفاق بیفته و بدترین حالت اینه که گسل شمال یا جنوب بعد از رهاسازی انرژی خودش موجب تحریک دیگر گسل تهران بشه و پایتخت چند میلیونی ما را در حقیقت دو تا زلزله زیر ورو کنه !

پیشنهاد میکنم برای امادگی برای زلزله تهران از همین امروز حداقل با مبانی اولیه هنر زنده ماندن در شرایط سختی همچون زلزله بیشتر آشنا بشین . اونم کاری نداره یه سر بزنید به سایتهای که لینکش این کنار وبلاگ ما هست و یه بار دیگه بازخونی کنید . مطمئن باشید ارزشش رو داره !یه پیشنهاد هم دارم اگر براتونم امکان داره یه جاهایی رو باید تو برنامه ریزیتون برای اینده تجدید نظر کنید بجایی اینکه تو فکر خریدن ماشین جدید و ویلای شمال باشین به فکر مقاوم سازی خونه ای که توش زندگی میکنید باشین و اگر واحدها ساختمانی شما تو بافت فرسوده شهر تهرانه و امکانش براتون هست نوسازی و بهسازی !

اینبار که از منطقه زلزله زرند بر میگشتم تقریبا یه نیم ساعتی از تو قطار به خونه های لب خط راه آهن نگاه میکردم ساختمانهایی با قدمت بالا که با ملات گل رس که کمی هم بهش شن اضافه کردند دیوار هاشو چیدن روی هم  و با چند تا تیراهن فرسوده و گاه دست دوم سقفی زدن روش ! دریغ از یک اسکلت فلزی و دریغ از یه کیسه سیمان ! اما گاه که میشد از تو راهروی قطار توی حیاط خونه ها را دید یه پراید یا سمند نظرت رو جلب میکرد که لازم نبود زیاد به کله ات فشار بیاری که چطور تو این خونه پارک شده ! با این هنر نمایی دولت در دادن وام برای خرید ماشین الان دیگه بیشتر مردم عمرشون رو پیش پیش فروختن و بجاش یه ماشین گرفتن که هم وسیله دسشون باشه و هم ابروشون باشه تو سر و همسر و  هم بشه ازش  تو یه آژانس خرج زندگی و قسط خودشو دراورد  ! ایکاش دولت به همین روش به مردم برای بازسازی و نوسازی و ایمن سازی منازل وام  کم بهره بلند مدت میداد تا بندگان خدا بتونن امیدو.ار باشن که تا این چرخ ماشینشون میچرخه اونها هم زنده اند و میتونن ازش استفاده کنند .

 

                     آخرین خبر از وقوع زلزله تهران

 

              می آید ، اما وقتی که ما فراموشش کرده باشیم

آموزش امدادونجات - کلاس باز آموزی مربیان هلال احمر

 آموزش امدادونجات

کلاس باز آموزی مربیان هلال احمر

چهارشنبه یعنی همین امروز ساعت ۵ الی ۸ شب یک کلاس آموزشی برای مربیان هلال احمر در شهر کرج برگزار میکنم در زمینه اسکان اضطراری اگر کسی علاقمند است که سه ساعت فشرده این دوره را تجربه کنه یه کامنت بذاره با آدرس ایمیل تا برای اومدنش هماهنگ کنم .

امداد و نجات

امدادونجات

امروز با چند خبر در خدمتتون هستیم

اول از همه سایت موج پیشرو

http://mojepishro.com

 سایت موج پیشرو  ظرف این مدت کوتاهی که از عمرش میگذره تونسته بیاد تو صفحه اول سرچ گوگل فارسی و در بعضی کلمات همچون زنده یابی و آوار برداری و امداد و نجات هم توی  ۵ رتبه اوله . در ضمندوستان گرامی موج پیشرو شما عزیزان ، اگر تا بحال به ما تو وبلاگهاتون لینک ندادین بی زحمت لطف کرده و اقدام کنید تا بتونیم سایت رو هرچی زودتر در سطحی وسیع تر معرفی کنیم . یه لینک هم برای ما خیلی با ارزشه و میتونه باعث بشه یه نفر بیشتر از مطالب سایت استفاده کنه .

خبر دوم در مورد مقاله ای است که تو روزنامه ایران در روز جمعه چاپ شده در مورد جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران که فعالیت و اعضاء و اهداف جمعیت رو معرفی کرده است . وقت کردین و گیرتون اومد مطالعه کنید .(منهم خبر نداشتم روزنامه ایران جمعه ها هم منتشر میشود )

خبر سوم در مورد یه وبلاگ است که نویسنده اون نوشته که مربی امداد و نجات است و مطالب سایتها و وبلاگها رو  بدون ذکر نام ماخذ تو وبلاگش به نحوی مینویسه که خواننده فکر میکنه کار خودشه ! تا اینجای داستان که این عمل برای جماعت وبلاگ نویس و شاید برای همه تکراریه ؛ اما نکته جالبی که تو این داستان وجود داشته این بود که این رفیق عزیز خاطرات شخصی من رو هم با نام خودش بدون اینکه کلمه ای از اون رو حذف یا اضافه کنه تو وبلاگش گذاشته ! البته از حق نگذریم یه کلمه رو عوض کرده تو یه قسمت که من نوشته بودم ( در برگشت به پایگاه سیدالشهدا شارژ موبایلم تموم شده ) اون کلمه موبایل رو با کلمه بیسیم عوض کرده ! بنده خدا مثل اینکه موبایل براش بی کلاسی بوده یل شاید بقیه می پرسیدن تو که مربی هستی چرا بیسیم نداری! خلاصه چند تا از دوستان ایمیل زدن و آف گذاشتن که این داستانه و من رفتم و دیدم و خندیدم ؛ اما بچه ها موج پیشرو اصرار کردن که تذکر بدن که ماخذ رو اعلام کنه و کامنتی براش گذاشتن که با ذکر ماخذ هم دوست ما خواهی بود و هم مطلبت رو میتونی بنویسی ! اما جناب دوست شریف ما تیر خلاص را در روابط زدند و ساده ترین راه رو انتخاب و کامنت رو پاک کردن ! خلاصه اگر این دوست تا هفته بعد تصمیمشون در مورد روش کارشون رو عوض نکنن مجبور میشیم آدرس و نامشون رو  با آنچه رفتار کردن ، بگذاریم رو سایت و وبلاگ موج پیشرو ! البته با توجه به اینکه ایشون هر سه مقاله آخری وبلاگ را دو روز بعد از نوشته شدن توسط من بروی وبلاگشون گذاشتن ، مطمئنا این هفت روز فرصت کافی به نظر میرسه !!

خبر چهارم اینکه سر برنامه این دوست شریف مان ، دیدیم که شهلا عزیز از وبلاگ الهه مهر که از داستان با خبر شده بود و رفته بود به وبلاگ طرف سر زده بود برای ما یه آدرس فرستاد که یکی دیگه با استفاده از کپی کردن مطالب سه تا سایت موج پیشرو  و جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران و مهدی وجودی یه پایان نامه مشتی تحت نظر استاد راهنماشون تهیه کرده رفتیم و خوندیم و دیدیم درسته بعد  قرار شد برای اون استاد گرامش یه نامه بزنیم و از اینکه به مطالب سایت ما نمره عالی داده تشکر کنیم  ! آدرس این سایت هم اگر توجه نکرد مجبورا میذاریم رو هر سه سایت که دیگه استاد راهنما ها حواسشون رو جمع کنند .

در پایان زیاده عرضی نیست جز  آرزوی سلامتی و بهروزی برای همه شما

سعیدی

گزارش تخصصی بازدید از زلزله زرند

 گزارش تخصصی بازدید از زلزله زرند

 گزارش بازدید شامل پنج بخش به شرح زیر میباشد:

·        مقدمه

·        عملكرد ساختمانهای دولتی موجود در روستا حتكن

·        عملكرد ساختمانهای مسکونی روستاي حتكن

·        نحوه اسکان در چادرها

·        بهداشت و تغذيه

 

مقدمه

جهت بازدید از مناطق زلزله زده زرند و مراحل امداد رساني و پوشش مناطق آسيب ديده، روز یکشنبه 9/12/1383 از مسیر بافق به زرند به منطقه حادثه دیده رسیدیم. در طول مسیر در تمامی روستاهای منتهی به زرند از شهر بافق تا زرند با واحدهای مسکونی آسیب دیده ای روبرو شدیم که موجب اضطراب اهالی ده گردیده بودند. این واحد های صدمه دیده که معمولا بسیار قدیمی بودند بر اثر وقوع زلزله خصوصا در سقف دچار ترکهایی شده و متاسفانه اهالی روستاها بر اثر عدم اطلاع رسانی مناسب در جهت نحوه عملکرد در خصوص وقوع زلزله و نیز نحو اسکان در چنین منازلی با سر درگمی عجیبی روبرو شده و گاها به شایعاتی بی اساس اعتماد نموده بودند. در روستایی با نام دولت آباد مردم بر اساس اطلاعات غلطی که در بینشان پراکنده شده بود معتقد بودند که فقط ساختمانهایی تخریب می­شوند که پی ندارند. به هر حال از اطلاع رسانی به عموم مردم بصورت تیمهای آموزشی جهت زدودن افکار نادرست و نیز بهرمند کردن مردم منطقه از دانش کافی که مسلما از گسترش شایعات و نیز اضطراب در بین مردم میکاست خبری نبود. مردم شهر زرند در اضطراب شديدي از زلزله به سر مي­بردند. نكته عجيب و قابل توجه توزیع چادرهای دو پوش هلال احمر، که جزء چادرهای خوب برای مناطق با شرایط سخت آب و هوایی هستند، در سطح شهر بود که بصورت پراکنده در بعضی نقاط نصب شده بود و معمولا در کنار آن ماشینهای لوکسی هم قرار داشت! در شهر زرند به یک مهد کودک با نام دارا و سارا جهت بازدید سر زدیم. در این مهد از نوزادان شیر خواره تا کودکان زیر شش سال نگهداری میشد. چادر اهدایی به این مهد كودك از نوع چادر های برزنتی ساده بود و با توجه به حضور چادرهای دوپوش در سطح شهر، مکانهایی همچون مهد کودکها در اولویت تحویل چنین چادرهایی می­باشند.

 

 

كودكان در زلزله زرند

كودكان در زلزله زرند

كودكان در زلزله زرند

چادرهاي برزنتي مهد كودك سارا و دارا در زرند

 

 

 

 در ادامه مسیر به سمت منطقه روستای حتکن رفتیم، این روستا که به ماسوله کرمان معروف میباشد در سراشیبی یک کوه در ارتفاعات مشرف بر زرند قرار دارد. بنا بر اطلاعات موجود بر تابلویی که توسط جهاد کشاورزی در ورودی آن نصب شده است دارای نهصد نفر جمعیت بوده و در سال 1379 توسط جهاد کشاورزی نسبت به بهسازی آن اقدام شده است.

 

روستاي حتكن در زلزله زرند

 

ادامه گزارش به بررسی تخصصی در خصوص نحوه عملکرد ساختمانها و نیروهای امدادگر و مدیریت بحران در روستاي حتكن بعنوان یک مدل نمونه از روستایی با درصد تخریب و نیازمندی بالا جهت ارائه خدمات می­پردازد

 

روستاي حتكن در زلزله زرند

تخريب نزديك به 95 درصدي روستاي حتكن

 

عملكرد ساختمانهای دولتی موجود در روستاي حتكن

این روستا بصورت پله کانی در شیب یک تپه ساخته شده و  دارای دو مدرسه و یک مرکز تلفن و یک ساختمان  جهاد و یک مرکز انتظامی می­باشد. سیستم باربر ساختمانهای مذکور بصورت شناژ افقی و قائم طراحی و ساخته شده است و بجز مدرسه این روستا مابقی ساختمانها کاربری خود را پس از زلزله حفظ نموده اند.

 

روستاي حتكن در زلزله زرند - مركز مخابراتي

عملكرد مناسب مركز مخابراتي روستا

 

 

جهت آشنایی با دلایل تخریب مدرسه این روستا ذکر چند نکته الزامی می­باشد:

1-   کلیه دیوار چینی­ها در این مدرسه بدون استفاده از ملات سیمان و تنها با استفاده از گل انجام گرفته است و به همین جهت در زمان وقوع زلزله فرو ریزش نموده .

2-   در خصوص نصب دود کش بخاری در کلاسهای درس، پیمانکار بدون نصب دودکش با استفاده از فضای خالی ایجاد شده در میان آجر چینی اقدام به تعبیه فضایی برای خروج دود نموده که علاوه بر خطر مسمومیت ناشی از نشت گازه های سمی، در این زلزله به عنوان یک نقطه بسیار ضعیف در پایداری دیوار عمل نموده و در تمامی  کلاسها فرو ریخته است.

3-   شناژهای افقی بصورت کاملا مشهود فاقد سیمان لازم بوده و خاموتهای بسته شده بدور ميلگردهاي طولي تا هفتاد سانتیمتر فاصله داشته است (كه بر اساس آيين نامه نبايد بيش از 25 سانتيمتر باشد).

4-     در شناژ افقی تخریب شده راهروی مدرسه میتوان استفاده از آجر را در پر کردن شناژها مشاهده نمود .

5-     کلیه اجزاء غیر سازه ای این مرکز فاقد حداقل های استانداردهای ایمنی بوده  و همه واژگون گردیده است.

 

روستاي حتكن در زلزله زرند

تخريب ديوار مدرسه در محل وجود دودكش

 

روستاي حتكن در زلزله زرند

كيفيت بسيار پايين اجراي شناژ قائم

 

 

عملكرد ساختمانهای مسکونی در روستاي حتكن

ساختمانهای این ده بطور کامل تخریب شده است بجز یک واحد انباری که با آجر و ملات سیمان با سقف سبک اجرا گردیده بود. در بازدید از ساختمانها نکات زیر جزء نکات اصلی در تخریب این واحدها مشاهده گردید:

1-     کلیه ساختمانهای مسکونی با سنگهای طبيعی و به کمک گل چیده شده بودند لذا فاقد كوچكترين پیوستگی لازم جهت مقاومت در برابر زلزله بودند.

2-   در بعضی از واحدهای این روستا اتصال سقف به دیوار به هيچ عنوان رعایت نگردیده، لذا به راحتی سقف از دیوارهای باربر جدا گردیده و فرو ریخته است.

3-   بیشتر واحد های مسکونی این ده دارای سقف گنبدی با آجر چینی بودند. این گونه سقفها بعلت سنگینی بیش از حد خود موجب مرگ بسیاری از هموطنان عزیزمان شده بودند . علت ضخامت بیش از حد و سنگینی این گونه سقفها، پوشانیده شدن توسط گل بعنوان یک عایق رطوبتی و حرارتی بود که ضخامت آن در بعضی نقاط تا یک متر میرسید .

 

روستاي حتكن در زلزله زرند

 

4-   تعدادی محدود از واحدهای این روستا دارای سقفهایی با استفاده از تیرآهن و طاقهای ضربی بودند که به علت عدم یکپارچگی و اتصال لازم آن به دیوارهای باربر از کاربری خارج شده بودن اما باز هم تلفات در این گونه منازل بسیار کمتر از بقیه منازل بود .

 

نحوه اسکان در چادر ها

بازديد از منطقه زلزله زده شش روز پس از وقوع زمين­لرزه صورت گرفت تا بتوان ارزیابی دقیقي از نحوه عملکرد نیرو های مدیریت بحران دولتی به عمل آورد. نكات مهم در اسكان موقت بصورت زير اعلام مي­گردد:

1-   چادرهای نصب شده برای مردم از تیپ برزنتی با گونی دوزی پیرامون، فاقد کف بوده و بصورت ردیفی در کنار همدیگر نصب گردیده است که بصورت گروهی در چند نقطه بصورت پراکنده نصب گردیده اند.

2-     فاصله استاندارد مابين چادرها در زمان نصب رعايت نشده است که این نکته می­تواند همچون بم موجب آتش سوزی و خسارات جانی مجدد گردد.

 

روستاي حتكن در زلزله زرند

 

3-     به سیستم زه کشی پیرامون چادرها توجه نشده و چادر های نصب شده فاقد سیستم جویهای سطحی جمع آوری آب باران میباشند.

4-     در کف سازی چادر ها دقت نشده و این در کارایی آنها جهت استراحت و اسکان تاثیر منفی گذاشته است.

5-   بعلت عدم اطلاع رسانی صحیح به عموم مردم، چادرها توسط خود مردم از بیرون توسط گل بر زمین مهار شده است. این بدان معنی است که گونی دوزی کف را از داخل چادر به بیرون چادر کشیده و با گل بروی زمین مهار نموده­اند این کار باعث مي­شود تا رطوبت باقی مانده در گل در طی مدت زمان کوتاهی موجب پوسیدگی برزنت های چادر شده و چادر از قسمت کف جدا می­گردد.

6-   متاسفانه در روستای حتکن شاهد بوديم که هلال احمر برای پرسنل خود از بهترین چادرهای خود که دارای سقف دو پوش و کف ضد آب بود بهره برده و در محوطه حیاط مدرسه اقدام به برپایی آنها بدون رعایت فاصله های استاندارد نموده بود در حالی که چادرهای برزنتی ساده را بین مردم توزیع کرده بود. در منطقه ای همچون حتکن که در ارتفاع و دارای بارش و باد متناوب میباشد، بهتر بود که هلال احمر در خصوص چادرها تبعیض قائل نمی­شد و لااقل به خانوارهایی که دارای کودکان شیرخواره بودند از این گونه چادرها که مسلما محدود بوده اهدا مي­نمود.

7-   بیشتر چادرها توسط افراد بومی که دارای اطلاعات و نیز مهارتهای لازم نبودند به صورت غیر استاندارد و با شرایط و کیفیت بسیار پائین نصب و راه اندازی شده است که این نکته از ضعفهای مشهود نیروهای امدادگر به نظر می­آمد.

8-     بر روی چادرها پلاستیک کشیده شده، اما بعلت عدم اجرای جوی­های سطحی، آب باران توانسته بود باز به داخل چادرها نفوذ کند.

 

بهداشت و تغذيه

1-     سرویسهای بهداشتی پیش ساخته ارسال شده به منطقه بسیار کم بوده و تا آنجا که ملاحظه نموديم از سه عدد تجاوز نمی­کرد.

2-   در روستای همجوار ده حتکن با گذشت شش روز هنوز به خروج گوسفندان مانده در زیر آوار آغلها اقدام نشده بود در حالی که این مسئله می­توانست به آلودگی منطقه منجر گردد.

 

روستاي حتكن در زلزله زرند

 

3-     لوازم بهداشتی توزیع شده در منطقه بسیار محدود بود

4-   محلهایی برای شستشو با چاه های جذبی هنوز تعبیه نشده بود و زنان از تنها شیر موجود در محوطه برای شستشوی لباسها و ظروف استفاده می­کردند. این امکان کاملا وجود داشت که از نیروهای موجود در همان روزهای نخست برای ساخت چند چاه جذبی و یک سکوی مناسب جهت شستشو بهره برد.

5-   متاسفانه با حرکت در اطراف ده با موارد بسیار زیادی از مدفوع انسانی روبرو می­شدید که این نشان دهنده عدم تامین به موقع سرویسهای بهداشتی سریع الاحداث و یا پیش ساخته در زمان امداد رسانی بود و نکته دیگر اینکه مسئولین بهداشتی هنوز برای ساماندهی این موارد (مدوفوع پراکنده در منطقه ) جهت ممانعت از گسترش بیماری اقدام جدی را بعمل نیاورده بودند. این موضوع با توجه به بارش پراکنده و نیز باد های خاص منطقه های کوهستانی بسیار پر اهمیت میباشد .

6-     در مسیر رفتن به بسوی ده حتکن یک مورد شکستگی لوله آب وجود داشت که هنوز نسبت به تعمییر آن اقدام نگردیده بود.

7-   باز هم مشکل در خصوص بهداشت زنان در این منطقه آغاز شده بود. زنان به علت عدم دسترسی به حمام و نیز لباسهای زیر با آلودگی روبرو شده بودند و در صورت عدم رسیدگی سریع این مشکل در طی مدت زمان کوتاهی به یک بحران تبدیل خواهد شد.

8-   کودکان نیز با توجه به عدم دسترسی به پوشک و نیز آب گرم جهت شستشو نیازمند توجهی خاص بوده که تا آن روز حداقلهایی را نیز برای آنها تهیه نکرده بودند

در مورد تغذيه در منطقه زلزله زده:

1-  در روز سه شنبه 11/12/1383در ساعت سه بعدالظهر که ما از ده خارج مي­شدیم، زنان بسیاری مشاهده مي­شدند که بدنبال نان از این چادر به آن چادر سر گردان بودند. پس از تحقیق متوجه شديم که توزیع نان در این ده بسیار کم و همچنین نامرتب و موجب عدم رضایت اهالی می­باشد.

2-  جهت تامین مواد غذایی مناسب براي تغذیه کودکان شیر خواره نیروهای مستقر درمنطقه بسیار ضعیف عمل کرده بودند و متاسفانه کودکان نیز همچون بزرگسالان از کنسروهای توزیع شده استفاده می­کردند .

3-  تنوع مواد غذایی ارسال شده بسیار محدود و توزیع آن تا آن روز فاقد برنامه مدون بود .

 

مهندس علیرضا سعیدی         

سرپرست بخش پژوهش و آموزش

 

 

این گزارش جهت جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران تهیه شده و در سایت رسمی این جمعیت به آدرس WWW.EHRSI.COM  جهت پژوهشگران زلزله قرار گرفته است .

گزارش تصویری زلزله زرند کرمان

گزارش تصویری زلزله زرند کرمان

روستای حتکن

قسمت اول

گزارشی از مهندس علیرضا سعیدی

 

اینجا حتکن است

لذت میبرم ! ببینید اینجا چه چادرهایی آورده این هلال احمر ؛ چادرهای ضد آب با سقف دو پوش با کف ضد رطوبت با اسکلت فلزی مناسب برای شرایط سخت و بد آب و هوا . اما وقتی به صحن حیاط مدرسه حتکن که در بالاترین نقطه ده قرار دارد میرسی ؛  میبینی که از درون چادر ها دوستان هلال احمر بیرون میایند . میروم به داخل مدرسه تا از نحوه عملکرد سازه ای مدرسه در زلزله گزارش تهیه کنم برای اینکار میبایست از میان انبوهی از بندهای مهار همان چادرهای هلال احمر که میخهای مهارشان با  چکش درون اسفالت حیاط مدرسه کوبیده شده است بگذرم و تعجب میکنم که چرا بچه های هلال احمر چادرها را بدون فاصله استاندارد نصب کرده اند ؟ این یعنی آتش گرفت یک چادر مساویست با سوختن بقیه چادرها !! 

                                                                      

                      چادرهای متعلق به بچه های هلال احمر در ده حتکن از توابع زرند کرمان           

           

 

 

راستی شما نمیدانید بالاخره !! هلال احمر در خدمت مردم ؟ یا مردم در خدمت هلال احمر؟

 

بهترین چادرها برای آنان که کودکی شیر خواره در آغوش دارند یا برای امداد گرانی که بیاری آمده اند ؟

 

 

به محوطه ده باز میگردم ردیفی از چادرها که با فاصله غیر استانداد در کنار هم نصب شده اند مرا بیاد چادر هایی انداخت که در بم سوختند !! آنجا هم رعایت نکردن استانداردها موجب شد که باز بلایی دیگر بر سر مردم از نادانی مسئولان دانایی بیاید ! شاید در هفته های آینده باز باید برای سوختن باقیماندگان از زلزله امداد گر بفرستیم !

            ردیف چادر

به چادر ها خیره شده ام ؛ لبه های چادر از بیرون با خاک رس پوشیده شده است دقت که میکنی میبینی قسمت  گونی دوزی پیرامون چادر که میبایست بزیر کفپوش و زیلوی چادر قرار بگیرد را بیرون کشیده اند و روی آن را با خاک پوشانده اند تا باد و باران را مهار کنند ! غمگین میشوم ! یعنی کسی نبود تا برایشان نصب صحیح یک چادر را توضیح بدهد ! به وضوح میبینم  که پس از مدتی کوتاه این چادرهای برزنتی از همان نقطه که بزیر خاک خیس مخفی نموده اند میپوسد و چادر مامن حشرات گزنده و .... میشود ! 

                                                       

            چادرهای مردم در حتکن

 

به سمت پائین ده راه میفتم ؛ پیرزنی دارد به کمک تنها پسر باقیمانده اش چادر را برپا میکند ؛ دستهای کودک ؛ توان کوبیدن بر میخ چادر را با تکه سنگی که یافته است را ندارد و مادر بزیر سنگینی دیرک چادر رنگ میبازد ! چادر برپا شده !

 

            چادر مادری با تنها کودک بازمانده از زلزله اش

 

 اما اینجا حتکن است بر سر کوه ؛  باد و باران ؛ میهمانان همیشگی این دیار ! و پیرزن ماه دیگر بجز همین کودک یاوری نخواهد داشت !

 

اینجا حتکن است با نود و پنج درصد تخریب بناهایی که با جهل صاحبانش گور فرزندان و پدران و مادران شده !

 

 کاوه یکی از همراهان است که  میگوید مهندس بنویس که اصل مطلب همین نادانی است که باید برای نابودیش مبارزه کرد !

 

زلزله  زرند کرمان

 

زلزله در ۶۰ کیلومتری شمال غرب کرمان

شش و چهار دهم  ریشتر در عمق ۴۲ کیلومتری .تا این لحظه از میزان تخریب اطلاعی نداریم

در صورت نیاز به اعزام به اطلاع دوستان میرسانیم

آخرین خبر ها از تلفاتی کم در خود زرند خبر میده . برق زرند قطع شده

 ولی آسیب جدی به شهر نرسیده

منتظریم در صورت نیاز به منطقه اعزام بشیم .همین الان هلال احمر کرج به ما اعلام کرد در صورت نیاز با نیروهای اونها اعزاممون کنن  !

احتمالا در راور و روستاهای اطراف زرند آسیب جدی باشد

سایت جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران در خصوص اطلاعات تخصصی با این آدرس در دسترس شما میباشد

زلزله در 60 كيلومتري شمال غرب كرمان  (4-12-83)