سفر مهر 1391 به مرکز کودکان علی ابن ابیطالب مومن آباد بم

هشت سال است که هر مهر ماه بر لبان کودکان نیازمندی که توان مالی تهیه لوازم التحریر و لباس مدرسه ندارند با کمک شما سروران لبخند شادی را میهمان می کنیم

منتظر شما هستیم

علیرضا سعیدی / فائزه جنیدی

 

همراهان ما در این سفر

۱- مهندس رضا عظیمی                ۱۰۰هزار تومان

۲- مهندس صابریان                       ۱۰۰ هزار تومان

۳- دکتر میرکاضمی                        ۲۰۰ هزار تومان

۴- جناب آقای سعید نقدی              ۱۰۰ هزار تومان

۵-                                               ۱۰۰ هزار تومان

۶- رضا عزیزیان                              ۲۰۰ هزار تومان

--------------------------------------------------------------------------------

بعد از هشت سال که ما هر سال برای کودکان مرکز مومن آباد بم و خواهرانشان لباس و مایحتاج و لوازم التحریر سال تحصیلی را تهیه می کردیم و خودمان به کودکان تحویل می دادیم امسال متاسفانه با اوضاع کنونی اقتصاد مملکت ما برای خرید سفر امسال نتوانستیم حتی ۲۵ درصد هزینه را تامین کنیم این مبلغ حتی کفاف خرید لوازم التحریر بچه ها را می داد لذا بلیط قطار مان را که برای ۲۹ شهریور گرفته بودیم را کنسل کردیم و ضمن تماس با خانم ولندیاری مدیر مرکز قرار شد که تمامی کمکهای جمع آوری شده را برای مرکز ارسال نمائیم تا هرچه واجب تر است را به تصمیم خودشان خریداری کنند

با تشکر از مسئولان مملکت که چنین بلایی سر معیشت مردم آورده اند که همه شرمنده از کمک کردن شده اند

 

گزارش تصویری توزیع کمکهای جمع آوری شده در سطح منطقه زلزله زده آذربایجان

 

در سفر دوم ما به منطقه زلزله زده پس از انکه در سطح منطقه نیاز سنجی نمودیم با کمکهایی که جمع آوری کرده بودیم از بازار تبریز نیازهای ارزیابی شده را خریداری نمودیم سپس در منزل خانواده یقینی که از دوستان و همراهان موج پیشرو هستند با کمک تمامی همراهان بسته ای را تهیه نمودیم و به همراه ۱۸ متر مربع پلاستیک چادر به چادر بعد از ثبت مشخصات هر چادر و تعداد نفراتی که در انها ساکن بودند به نیابت از شما عزیزانی که برایمان پول حواله نموده بودید تحویل دادیم

این آلبوم شرحی از آنچه در این چهار روز روی داد



.

.

همراهان موج پیشرو در حیاط منزل جناب یقینی در حال جعبه زدن

.

.

نیازهایی که تا روز پنجم مغفول مانده بود

.

.

بسته ها از منزل جناب یقینی به ماشینها بار زده می شود

.

.

با تشکر از جناب مهندس دست آهنین که ماشین خودشان را در اختیار ما قرار دادند

.

.

جناب آقای یقینی که با در اختیار گذاردن منزلشان چه در تهیه و چه در توزیع کمکها کمک بسیار بزرگی نمودند

.

.

اول جمع آوری اطلاعات بعد توزیع کمکها

.

.

خانمهای همراهمان توزیع لباسهای زیر زنانه را بر عهده داشتند

.

.

حامد و نوید مسئولیت توزیع بسته ها را بر عهده داشتند

.

.

مهندش شامی که به زبان آذری تسلط داشتند ثبت اطلاعات را بر عهده داشتند

.

.

ده نفر و چهار ماشین لبریز ار بسته ها و کمکها

.

.

ماشینهای همراهان .

.

صبح آغاز کار و هماهنگی برای شروع کار

.

.

توزیع شامپو و صابون در میان چادرهایی که تعداد ساکنین انها بیشتر از استاندارد بود

.

.

توزیع چراغ قوه های قابل شارژ برای خانواده ها

.

.

پانسمان پاس کودکی که در زلزله بر اثر ریختن آب جوش سوخته بود و طی پنج روز اول عفونت کرده بود

.

.

توزیع لباسهای کودکان

.

.

سابقه نا موفق حذف اسکان موقت در روستای حتکن

 

در طی چند روز اخیر سخن از حذف اسکان موقت و انتقال هموطنان زلزله زده از مرحله اسکان اضطراری به اسکان دائم است و متولیان امر عطف به سابقه زلزله لرستان(زمین‌لرزه 11 فروردین 1385  درب آستانه (سیلاخور) ML=6.1)  معتقد هستند که این امر می تواند ضمن کاهش هزینه ها در طی دو ماه امکان پذیر باشد این در حالی است که سابقه حذف اسکان موقت به زلزله لرستان باز نمیگردد بلکه این امر در هفت سال قبل و در سال ۱۳۸۳در روستای حتکن از توابع شهر زرند کرمان که در میان کوه های بلند قرار دارد روی داده است آنهم در حالی که این روستا طی زمین‌لرزه 4 اسفند 1383 شرق- جنوب شرق زرند کرمان صد در صد تخریب شد . برای اولین بار در این روستا بعد از اسکان اضطراری هیچ کانکسی در بین زلزله زده ها توزیع نگردید و تصمیم بر آن شد که با ساخت واحد های اصلی اسکان دائم مردم از چادرهای اسکان اضطراری به خانه های ساخته شده توسط بنیاد مسکن منتقل گردند



باعث افتخار بنده است که در طی دو سال شش بار به این روستای دور افتاده سفر کردم و از روند بازسازی این روستا گزارش تهیه نمودم که گزارشات رسمی موج پیشرو و جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران موجود است.

جهت اطلاع شما باید بگویم که با آنکه بنیاد مسکن برای ساخت مسکن دائم این عزیزان تا قبل از زمستان بیش از ۱۰ ماه فرصت داشت اما متاسفانه مردم این روستا اولین زمستان کوهستانی خود را در چادرهایی که ادامه این مطلب ملاحظه می فرمائید گذراندند انهم در حالی که از حداقل امکانات برخوردار بودند و در نهایت برای آنکه مردم این روستا بتوانند از زمستان سرد عبور کنند گروه نجات موج پیشرو بیش از دو تن لباس گرم را در میان مردم باقیمانده در روستا توزیع نمود مردم این روستا دو سال بعد از زلزله در خانه هایی که پیمانکار بنیاد مسکن برایشان ساخت اسکان یافتند .

با توجه به وجوه مشترک فراوان مابین روستاهای منطقه ورزقان و روستای حتکن از جهت مکان قرار گرفتن روستاها و نیز شروع فصل سرما بهتر است که مسئولان محترم از سابقه روستای حتکن برای جلوگیری از تکرار آنهمه سختی که به مردم روستای حتکن روی داد بهره ببرند

گزارش زلزله داهوئیه - ۱

گزارش زلزله داهوئیه - ۲

.

.

زلزله حتکن

.

.

.

.

.

.

.

.

گزارش مصوری از روند مدیریت بحران در منطقه زلزله زده آذربایجان شرقی - شهر ورزقان و اهر

آلبوم اول

مهندس علیرضا سعیدی

دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران

مدرس مدیریت بحران



.

.

.

.

روز سوم پس از زلزله 

 مردم که دو شب را بدون سرپناه مناسب گذرانده اند برای بیرون آوردن رختخوابها از ساختمانهای نیمه ویران خود تلاش می کنند

با وجود بیش از ۲۰۰ پس لرزه شدید در طی سه روز نخست حضور کارشناسان آوار برداری برای تخلیه نمودن خانه ها الزامی بود که متاسفانه این نکته از دید دوستان مغفول مانده بود

.

زلزله اهر ورزقان آذربایجان شرقی / تیم نجات موج پیشرو

نه تنها حضور تیم های آوار بردار برای خروج مجروحان و مصدومان از زیر آوار الزامی است

بلکه حضور انها برای خارج کردن مایملک مردم نیز واجب است

با توجه به خطر فرو ریختن آوار بر اثر پس لرزه ها خارج نمودن لوازم زندگی از زیر دیوارها و سقفهای شدیدا آسیب دیده کاری است تخصصی

.

.

متاسفانه تا روز سوم توزیع چادر در سطح منطقه ورزقان بسیار ضعیف و پراکنده و آنهم بسیار اندک بود

از روز سوم هم توزیع چادرها بدون حضور تیم های نصب هلال احمر و توسط خود مردم انجام می شد که نتیجه کار نصب اشتباه اغلب چادرها بود

در تصویر اسکلت چادر قبل از اتصال سقف چادر به اسکلت اجرا شده است این موضوع موجب می شود که سقف چادر از سازه فلزی جدا بماند

تیم نجات موج پیشرو ضمن نصب تعدادی از چادرهای روستائیان در منطقه ورزقان 

 برای کمک به نصب باقی چادرهایی که در روزهای بعد توزیع می گردید برای عموم مردم یک کارگاه آموزشی نصب چادر برگزار نمود .

.

.

افسردگی و خطر خودکشی خصوصا برای کودکان و زنان از مشکلات روزهای نخست حادثه است

متاسفانه در منطقه ورزقان هیچ روانشناس در طی سه روز نخست حضور نداشته است

.

 اعزام تعداد انبوهی از کامیون و لودر به منطقه توسط راهداری آذربایجان

قابل توجه مدیران محترم بحران !

لودر یک ابزار آوار برداری جهت نجات یا خروج اجساد نیست

لودر امکان حفر قبر همچون بیل مکانیکی را ندارد

با توجه به استفاده لودر برای پاکسازی منطقه از آوار ساختمانی و با توجه به عدم پاکسازی آوار ها از لوازم منزل

حضور انبوه لودرهایی که تا روز سوم هنوز بر روی تریلی ها قرار داشتند تنها نشان از مدیریت بحران پر هزینه دارد

.

.

هلال احمر شهر ورزقان شهری که بیشترین روستاهای تخریب شده در پیرامون آن قرار دارد در روز سوم

با توجه به گزارشات رسمی از حضور فعال نیرو های هلال احمر در روزهای نخست در منطقه آسیب دیده

به نظر شما اینجا خیلی خلوت نیست ؟

.

.

.

.

.

حضور مردم در جلوی فرمانداری در روز سوم

چادرها هنوز توزیع نشده اند و مردم نگران شبهای سرد منطقه هستند

.

.

.

به جهت عدم حضور نیروهای متخصص نصب چادر اغلب شاهد بودیم که چادرها در مناطق بادگیر نصب شده اند و این یعنی از دست رفتن چادرها در اولین تند باد

.

.

.

تنها بیل مکانیکی موجود در شهر ورزقان که قبل از زلزله جهت حفر کانال برق در شهر مشغول به کار بوده است

ابعاد نا متعارف این بیل امکان تحرک و جابجایی در میان سیمهای برق روستا را از او گرفته بود

این بیل ها به جهت ایجاد لرزش شدید در حین حرکت فاقد توانایی حرکت در میان ساختمانهای آسیب دیده هستند 

و امکان فرو ریختن دیوارها و سقفهای آسیب دیده را بر روی لوازم باقیمانده از زلزله را بوجود می آورند

.

.

توزیع آب آشامیدنی با تانکر و دبه های بیست لیتری

.

و دپوی بسته های آب های معدنی در زیر آفتاب کوهستان

دوستان بد نبود به متن نوشته شده بر روی آب معدنی ها توجه می نمودند

در زیر نور مستقیم خورشید نگهداری نشود

.

.

.

.

.

.

.

و تشکر ویژه از بچه های گروه نجات موج پیشرو که در این زلزله مخلصانه به هموطنانشان خدمت کردند

.

سلام زلزله

 

دوستی با نام حسین برایمان مطلب زیبایی را کامنت گذاشته اند که برای دوستان بروری وبلاگ گذاشتم

سلام زلزله
وقتی تو آمدی من و لیلا و حمید روزه کله گنجشکی بودیم

فرصت افطار را هم ندادی
عجله ات برای چه بود ؟

همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود

پیکرهای کوچک مان را در هم پیچید و

ما رفتیم ولی روح کوچکم دید که خیلی ها آمدند

آنها که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودمشان
لدور هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا
میدانی لودر همان ماشینی ست که در شهر ها برای ساخت خانه از آن استفاده می کنند
ودر روستا ها برای برداشتن آوار از سر مردم

قرار است وام هم بدهند ، دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع
همان وامی که پدر هرگز نتوانست ، برای گرفتن نصف آن نیز ضامن پیدا کند
تا خانه بهتری برایمان بسازد و مجبور نشود هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند
وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی این آوار را

می دانی زلزله
با آمدن تو ، روستای ما را شناختند
می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست
ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ثواب ندارد؟
چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان
به شش ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟

می دانی زلزله به چه فکر می کنم
به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، لودر بعدی و درمانگاه بعدی
و به زنده های لودر و کمپوت ندیده
به پدرهایی که با تنگدستی ،
آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند
تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند

می دانی زلزله
ما که رفتیم ولی خدا کند روزی بنویسند
ز مثل زندگی......