خاطرات زلزله ورزقان – سفر اول – روز دوم

 

خاطرات زلزله ورزقان – سفر اول – روز دوم

 

شب را در میدان مرکز شهر ورزقان چادر زدیم و بجز امیرحسین که در ماشین خوابید ، باقی در چادرها خوابیدیم ، نیمه های شب یک زلزله بالای پنج ریشتری را هم تجربه کردیم ف زلزله ای که موجب فرو ریختن دیوار یک ساختمان اسیب دیده از زلزله که دور میدان قرار داشت شد.

امروز دومین روز پس از زلزله بود و آنچه در لحظات نخست بیرون آمدن از چادر با آن در شهر ورزقان روبرو شدیم شهری اسیب دیده بود که خیابان اصلی آن را برای کشیدن کابل برق روزهای قبل کنده بودند و در دو سوی بلوار اصلی شهر انبوهی از کامیونها پشت سر هم ایستاده بودند، حضور آن حجم عظیم از ماشین های سنگین در حالی که هنوز آواربرداری اولیه به پایان نرسیده بود و هنوز لوازم منزل اغلب مردم در زیر اوارها باقی بود نشان از سوء مدیریت در همان روزهای نخست می داد چرا که هزینه این همه ماشین سنگین خود مبلغی گزاف بود که بلا استفاده در کنار خیابان اصلی منتظر بودند تا برایشان کاری تعریف گردد

گشتی کوتاه در سطح شهر زدیم ، شهر در امنیت کامل قرار داشت ، به نحوی که حتی در همان بلوار اصلی شاهد مغازه کادو فروشی بودیم که ویترین مغازه اش در اثر زلزله فرو ریخته بود اما حتی یک استکان از ظروفی که در ویترین قرار داشت مورد دستبرد قرار نگرفته بود

چند نقطه ای با نیروهای هلال احمر روبرو شدیم که با آوارهای فرو ریخته بر روی ماشین ها عکس یادگاری می گرفتند و این موضوع انقدر برایمان جذاب شد که ایستادیم از آنها عکس گرفتیم

بعد از یکساعتی که در سطح شهر گشتیم و از ساختمانهای آسیب دیده برای تحلیل علل تخریب آنها عکس گرفتیم دیگر مطمئن شدیم که در شهر ورزقان با توجه به حجم اسیب و خدماتی که در طی دو روز دریافت کرده به ما نیازی نیست و باید به سمت روستاها حرکت کنیم بنابراین به مغازه خواروبار فروشی که در حال جمع کردن ویترینهای فرو ریخته اش بود سری زدیم و برای صبحانه پنیر خریدیم و در حاشیه شهر نشستیم به خوردن صبحانه تا بعد از ان به سوی روستاهای اسیب دیده حرکت کنیم.

برنامه ما ارزیابی منطقه و نیاز سنجی به صورت میدانی در سطح منطقه بود و در صورت نیاز کمک در آوار برداری  برای خارج کردن لوازم مورد نیاز خانواده ها که هنوز در زیر اوار ها باقی مانده بود.

 مهندس علیرضا سعیدی

موسس تیم نجات موج پیشرو – دبیر جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران

برای دیدن گزارش کامل به لینک زیر سر بزنید

http://mojepishro.net/?p=8861

خاطرات مهندس علیرضا سعیدی در زلزله ورزقان – سفر اول – روز نخست

خبر زلزله ورزقان را از طریق اس ام اس دریافت کردم ، موبایلم را آن روز از صبح خاموش کرده بودم وقتی بعدالظهر که روشنش کردم سیل اس ام اس هایی بود که از هر طرف در خصوص زلزله ورزقان می رسید . اما از وسعت منطقه آسیب دیده و حجم و میزان آسیب اطلاع دقیقی موجود نبود.

تا اخر شب هم اطلاعات تکمیل نشد با حسام نراقی در هلال احمر تماس گرفتم ، گفت هنوز اخبار موثق و دقیق ندارند

در چنین حالتی که زلزله با عمق کم و با درجه بالای ۶ ریشتر روی می دهد ما بر اساس تجربه های قبلی مان بنا بر وقوع یک حادثه بزرگ با  وسعت تخریب و کشته زیاد می گذاریم

لذا یه اس ام اس برای بچه های موج پیشرو زدم و گفتم برای فردا رفتن به منطقه اماده بشوند.  فردای اون روز، یعنی یکروز بعد از زلزله ورزقان  نزدیک های ظهر بود  که با دو تا ماشین  و به همراه سه تا از بچه های موج پیشرو ( امیرحسین افسردیر ، پرویز جدید ، نوید ایل بیگی ) از تهران به سوی ورزقان براه افتادیم.

در مسیر دو تن دیگر از بچه های موج پیشرو که در استان زنجان و گیلان زندگی می کردند ( محمدرضا شامی و مازیار سید نژاد ) هم به ما پیوستند

اول شب بود که رسیدیم تبریز و اونجا هم دو تای دیگر از بچه های موج که ساکن تبریز بودند ( فراز یقینی و وحید دست آهنین ) در حالی که برای گروه غذای دم دستی تهیه دیده بودند به استقبالمان آمدند و با هم شام خوردیم و به سوی ورزقان به راه افتادیم

مسیر شلوغ بود و ترافیک ماشین ها هر چه به سمت سه راه خواجه نزدیکتر می شدیم بیشتر می شد و با رسیدن به سه راه خواجه با حجم انبوهی از ماشینهای امدادی و کمک رسان که در کنار جاده پارک کرده بودند روبرو شدیم ، از سه راه خواجه که به سمت ورزقان پیچیدیم اما اوضاع به یکباره تغییر کرد جاده ای تاریک که در دست تعریض بود و بجز ما در کل مسیر ماشینی در تردد نبود به نحوی که تا پایان راه تعداد ماشینهایی که دیدیم بیشتر از بیست ها هم نبود.

وقتی رسیدن به شهرورزقان دیگر ساعت نزدیک دو نیمه شب بود و از ما، تو اون زمان کاری بر نمی آمد ما هم تو همون میدان مرکزی شهر چادرهایمان را زدیم تا صبح برای آوار برداری و جمع اوری اطلاعات در سطح منطقه بازدید داشته باشیم