تبليغاتX
موج پیشرو

موج پیشرو

ثمره رویای خدمت به وطن است

 

 

سلام

پرواز مهندس سعيدی امروز انجام شد و ايشون بدون مشکل به بم رسيدن .

البته در فرودگاه به دليل بدقولی راننده تاکسی ، معطل شدن و يه مقدار زمان رو از دست دادن .

بعد از کرايه کردن يک ماشين مناسب و انتقال همه ی هدايا به ماشين راهی مرکز نگهداری دختران ( مشيز ) شدند .

و اونجا با يک اتفاق بسيار خوب مواجه شدند . اون خبر خوب اينه که ساختمان مرکز نگهداری دختران داره ساخته ميشه و اين يعنی اينکه به زودی تمام دختران اين مرکز ميتونن به جای توی کانکس ها زندگی کردن به اين ساختمان نقل مکان کنند و در ساختمان جديد اين مرکز زندگی کنن .

البته دختران مرکز مشيز امروز در مشيز نبودن و قرار شده که مربيهاشون اونها رو تا فردا توی مرکز جمع کنن و مهندس سعيدی فردا هدايا رو تحويل خود بچه ها بده .

بنابراين طبق قرار  ، فردا هدايای مشيز تحويل خود بچه ها خواهد شد .

الان هم مهندس سعيدی راهی مومن آباد شدن تا هدايای بچه های مومن آباد رو بشون تحويل بدن .

 به زودی خبر های دقيق تر را به اطلاع همه ی شما دوستان گرامی و همراهان عزيز اين سفر خواهيم رساند .

با تشکر از ياری همه ی شما دوستان عزيز

نوشته شده توسط   فائزه جنيدی  ساعت ۱۵

----------------------------------------------------------------------

باز هم سلام

خبرهای جديد که قولش رو داده بوديم رسيد !

مهندس رسيدن به مومن آباد و اونجا به جز ۵ نفر از بچه های خيلی کوچک و مربيشون کس ديگه ای نبوده .

بقيه بچه ها برای اينکه فصل خرما چيدن هست ( و برای اينکه بتونن برای خودشون پولی در بيارن ) همگی رفتن خرماچينی و هيچ کدوم تو مرکز نمونده بودن .

البته قرار شده که بچه های مومن آباد هم ، خبر بشن و تا فردا ظهر همه جمع بشن توی مرکزشون تا هم هداياشون رو تحويل بگيرن و هم دور هم ناهار بخورن . ( البته از اون گوسفندی که قرار بود ) .

مهندس سعيدی هم گوسفندی که قرار بود را خريدن  و الان داشتن ميبردن برای ذبح که قصاب آماده اش کنه برای استفاده بچه ها .

قرار بر اين شده که مهندس شب برگرده به مشيز و شب رو اونجا توی مرکز مشيز پيش دوستش که مهندسی مسئول ساخت ساختمان مرکز جديد هست ، بگذرونه و فردا صبح هدايای بچه های مشيز رو بدستشون بده و بعد تا ظهر، خودش رو برسونه به مومن آباد و اونجا هم هدايای بچه ها رو بده و هم اينکه  همه دور هم و با هم  ناهار بخورن !

راستی  با خبر شديم که مشکل جريمه اضافه بار ۱۲۵ کيلويی حل شده و جريمه ای به هدايا تعلق نگرفته . البته توسط چند مسافر که بارها را بين خودشون قسمت کردند و با استفاده از کارت پرواز خودشون هدايا رو به هواپيما منتقل کردند . دستشون درد نکنه اونها هم شريک اين سفر شدن .

بازهم خبرهای جديد رو به اطلاع شما بزرگواران همراه خواهيم رساند . 

نوشته شده توسط   فائزه جنيدی ساعت ۱۷

-----------------------------------------------------------------------------------

خبرهای جديد !

مهندس سعيدی در مورد مومن آباد ، يه خبر جديد دادن که البته واقعا تاسف برانگيزه .

ايشون اطلاع دادن که :

پارچه هايی که اسفند ماه سال ۱۳۸۳ قرار بوده به مرکز مومن آباد تحويل بشه تا با اون پارچه ها برای بچه ها لباس عيد ۸۴ دوخته بشه تا حالا نشده و تازه الان ( بعد از گذشت ۷ ماه )  به اونا گفتن که ميتونين بياين پارچه های عيدتون رو تحويل بگيرين !!!

و مسئولان مرکز مومن آباد برای دوختن پارچه ها بايد اونا رو باز تحويل خود بهزيستی بدن تا خود بهزيستی براشون بدوزه ! که بديهی است بهزيستی به اين زودی ها نميتونه بدوزه و تحويل بده !

با اين اوصاف تا اون پارچه ها تبديل به لباسی برای پوشيدن بشه يه چيزی حدود دو - سه ماه طول ميکشه ! و در واقع اين يعنی اينکه بچه ها برای مدرسه لباس ندارن !

حالا خبر خوب هم اين که :

 بچه هايی که توی مومن آباد برای مدرسه لباس ندارن و مرکز يا اقوامشون نميتونن براشون لباسی تهيه کنن حدود ۱۰ نفر هستن .

مهندس گفت : تصميم گرفته برای اين ۱۰ نفر لباس تهيه کنه و قراره فردا به لطف خدا علاوه بر کارهايی که قرار بود انجام بشه ، برای اين بچه ها هم لباس خريداری کنه .

با سپاس از تمامی شما دوستان بزرگواری که در اين سفر همراه هستيد

نوشته شده توسط فائزه جنيدی  ساعت ۱۹

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 16:59  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

امروز که چهارشنبه باشه هم پرواز بم از طرف هواپیمایی کنسل شد

اما خیر کنسل شدن دوبار پرواز برای ما چی بود !

شصت هزار تومان از آقای مستقیمی گرفتم

پنج هزار تومان از آقای خوشدل گرفتم

پول یه گوسفند رو که بسیجی گمناممون قول داده بود رو گرفتم

ده هزار تومان هم یکی از بچه های مدرسه ادب که کلاس سوم گلستان  است بنام علی امانی برایم آورد !

مادرم هم پانزده تومان داد

امروز هم برای خرید روپوش مدرسه صحبت کردم که بگیرم

از بم هم تماس گرفتند و گفتند بچه ها روز جمعه تو مراکز هستند ! اینم خیر مهمی بود خدائیش !

من فردا ساعت ده صبح پرواز دارم با یه چیزی حدود صد کیلو اضافه بار ! امیدوارم که بتونم با نامه نگاری با هواپیمایی مجبورشون کنم بهم ببخشند !

 یه چند روزی هم اونجا هستم ! اما سعی میکنم خبرهای اونجا رو هر روز برایتان بفرستم که آرتمیس بذاره رو وبلاگ !

آخرین خبر ها ساعت هشت شب چهارشنبه

مانتو و مقنعه برای بچه دبستانیهای مشیز خریدیم

کیف مدرسه هم برای تمام بچه های مشیز خریدیم

مداد اتود و نوک مداد اتود برای چهل بچه

نوار موسیقی برای بچه های مومن آباد

سی دی کارتون برای بچه های مشیز

تراش رومیزی برای هر دو مرکز مشیز و مومن آباد

یه سری هم خرده ریزی که میدونم بچه ها دوست دارند

این سفر تنها می روم

پنجشنبه ده صبح رفت و جمعه ده شب برگشت

حدود یکصد و بیست و پنج کیلو بار

 و یاد تمام شما که با من همراه هستین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 12:12  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

واریزهای دریافت شده

سلام

 

    امروز واریز های انجام شده را دریافت کردم

    یکصد و بیست هزار تومان سرکار خانم ذولفقاری شماره حواله ۴۲۴۲

    ( این مبلغ توسط شهلا الهه مهر و مادر گرامیشان اهداء شده است )

    سیصد و پنجاه هزار تومان از طرف گروه پیشرو امریکا اروپا شماره حواله  ۲۸۰۲

    هفتاد هزار تومان جناب اسجعی از کرج شماره حواله ۳۵۹۲

     پانزده هزار تومان جناب بابایی شماره حواله ۳۶۴۹

     شصت هزار تومان از تبریز جناب وحید دست آهنین شماره حواله ۸۰۷

 

مداد رنگی های خریداری شده توسط مهرنوش مداد سیاه هم رسید !

بار با پاپا هم به وعده خودش در خرید دفترچه عمل کرد .

یولیان هم که مداد ها رو خریده بود

دختر آفتاب و نرگس هزارویک روزنه هم که به وعده هاشون عمل کردن

دست همگی درد نکنه

دفتر نقاشی و دفترچه یاد داشتها رو به همراه کسورات دفترچه ها و خودکارها رو امروز خریدم و ارتمیس یه دو ساعت با کمک مهرنوش مداد سیاه و دو ساعت هم تنهایی اونها رو بسته بندی کرد .

 

 

دوستان عزیز

 با آغاز خرید ، ما از تمامی شما عزیزانی که با ما همراه بودید تشکر کرده و خواهش می کنیم از واریز پول تا سفر بعدی به شماره حساب ذکر شده خودداری نمائید و اگر دوستانی هستند که حواله ای ارسال کردند که در این شماره حواله ها نیستند اعلام کنند تا پیگیری کنیم

. با تشکر

فائزه جنیدی / علیرضا سعیدی

موسسین موج پیشرو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 12:37  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

سلام

 

جاتون خالی من جمعه و شنبه رو مسافرت رفته بودم شمال بنابراین نتوستم اینجا بنویسم .

 

اما آخرین خبرها

 

من در حال حاضر این اقلام را قبل از سفرم با پول صندوق و خودم خریدم و در منزل دارم و اگر حتی کمک های وعده داده شده هم نرسد خیال همه راحت باشه که بچه ها بدون لوازم نمی مانند .

 

100 عدد دفتر 40 برگ

100 عدد دفتر 60 برگ

200 عدد دفتر 100 برگ

200 عدد پاکن

40 عدد خط کش ، پرگار ، گونیا ،

36 بسته هم مدادی که یولیان آورده گذاشته منزل

 

و اما خبر های خوب بعدی

 

ما یه گروه حامی داریم که اعضاء اون تو اروپا و امریکا زندگی میکنند و هسته مرکزیشون تو دانمارک است که ما بنام گروه  پیشرو اروپا امریکا (اروکا ) اونها رو میشناسیم .

اعضاء این گروه سیصد و پنجاه هزار تومان جهت هزینه دختران مرکز نگهداری فاطمه الزهرا ( مشیز )  کمک کردن که قرار بوده شنبه حواله بشه که اگر خدا بخواد فردا میرم بالنک رسیده !

 

مامانی هستی رو هم که همه میشناسن  ایشون هم اعلام کردن پرداخت  سی هزار تومان را برای خرید خودکار و مداد بچه ها رو برعهده می گیرند .

 

یه دوست بسیجی گمنام هم برای غذای بچه ها یه هزینه خرید یک گوسفند رو هدیه کرده .

 

اینجا جا داره ازمحمد بنی اسدی و  جناب ممیزی  و  عمو اروند هم تشکر بکنم چون من که میدونستم که این سفرمهر ماه ما و لوازم التحریر خریدن ما عجیب با حال و هوای این دوستان مطابقت داره قسمتی از کمک هاشون را برای این سفر تو صندوق باقی نگه داشتم 

 

فردا دوشنبه است و من صبح میرم بانک که ببینم چقدر کمک از تعهد هایی که دوستان داده اند رسیده بعد  با هرچی رسیده بود کسری ها خرید های انجام شده رو تهیه میکنم و روز سه شنبه یا چهار شنبه  راهی میشم به سمت بم و اگر خدا بخواهد از اونجا میرم یه سر به روستای حتکن واقع در زرند میزنم و یه سری مداد و خودکار برای بچه های اونجا هدیه میبرم .

 

در حقیقت عزیزان من ما اول سعی میکنیم که لوازم تحصیل بچه های دو مرکز نگهداری مومن آباد و مشیز رو بطور تکمیل تهیه کنیم و بعد اگر پول داشتیم برای این سی و چهار تا شاهپرک و جیرجیرک لباس مدرسه و کیف و کفش و روپوش بخریم .

 

اگر باز پول برایمون باقی مانده بود برای کودکان روستای حتکن لوازم التحریر  می خریم

 

داریم برای یه گردهمایی برای بعد از برگشتن از سفر برنامه می ریزیم تا همدیگر اینبار رو در رو ببینیم نه پشت مانیتور .

 

 

 

 

36 بسته دوازده تایی مداد سیاه ها رو یولیان خرید

 

 34 بسته مداد رنگی رو هم مهرنوش مداد سیاه تقبل کرد

 

200عدد پاک کن رو هم آرتمیس آوای اندیشه تقبل کرد

 

خط کش و پرگار و تراش و گونیا رو هم شهلا الهه مهر تقبل کرد

 

عمده  دفترچه شصت برگ ها رو باربا پاپا تقبل کرد

 

عمده دفترچه صد برگ ها رو دختر آفتاب تقبل کرد

 

دفترچه نقاشی و یاد داشت ها رو هم گروهی عاشق تقبل کردن

 

دفترچه چهل برگها وخودکارها رو هم نرگس هزارروزنه تقبل کردن

 

 

 

خبر بعدی ما باشه برای سه شنبه

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 20:8  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

تهیه لوازم التحریر سال تحصیلی ۱۳۸۴ برای بچه های بی سرپرست مناطق زلزله زده - 4

 

بچه های وبلاگ نویس متشکریم

 

 

بار این سفر هم دیگه با همت شما سروران  تقریبا داره بسته می شه

 

آخرین خبر اینکه

 

36 بسته دوازده تایی مداد سیاه ها رو یولیان خرید

 

 34 بسته مداد رنگی رو هم مهرنوش مداد سیاه تقبل کرد

 

200عدد پاک کن رو هم آرتمیس آوای اندیشه تقبل کرد

 

خط کش و پرگار و تراش و گونیا رو هم شهلا الهه مهر تقبل کرد

 

عمده  دفترچه شصت برگ ها رو باربا پاپا تقبل کرد

 

عمده دفترچه صد برگ ها رو دختر آفتاب تقبل کرد

 

دفترچه نقاشی و یاد داشت ها رو هم گروهی عاشق تقبل کردن

 

دفترچه چهل برگها وخودکارها رو هم نرگس هزارروزنه تقبل کردن

 

 

واکنون  اگرخدا بخواهد و توان مالی مان کفایت کند پس از تامین کسورات

خرید های انجام شده  برای خرید کفش وکیف و لباس برای بچه ها اقدام خواهیم کرد

لذا خواهشمندیم در صورت تمایل به کمک از این پس تنها کمک های مالی خودتان را  به حساب

24018 بانک ملت شعبه زبرجد  پاسداران کد شعبه 65102

 به نام علیرضا سعیدی

تا پایان وقت اداری روز یکشنبه واریز کنید

من از پنجشنبه ظهر تا روز صبح دوشنبه خارج از تهران هستم

 اما شما می توانید با شماره تلفنهای زیر با ما در تماس باشید

09123137209

09329332936

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 1:30  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

تهیه لوازم التحریر سال تحصیلی ۱۳۸۴ برای بچه های بی سرپرست مناطق زلزله زده - 3

                                         باز هم سلام

 

 

      یه دنیا خوشحالی را بیائید با هم قسمت کنیم ! که  پر از خبر های خوبیم !!

 

دوستان همراه

در طی این دو سالی که در ارتباط مستقیم با کودکان بی سرپرست بودم به این نکته واقف شده ام که هدایای که برای این کودکان خریداری می شود معمولا با قیمت نازل و کیفیت پائین است تا تعداد بیشتری تحت پوشش قرار بگیرد

اما ما در این مدت نقطه مقابل این تفکر بوده ایم

ما خرید هایمان را اگرچه کم اما با بهترین کیفیت ( البته معقول ) انجام میدهیم لذا از دوستانی که تماس می گیرند و اعلام آمادگی برای خرید یکی از اقلام مورد نیاز می کنند  خواهشمندم در انتخاب و خرید لوازم التحریر به این نکته توجه خاص نمایند

می خواهیم این کودکان احساس این را داشته باشند که برای آنها پدر و مادرشان خرید کرده اند .

 

براورد ما از مایحتاج مورد نیاز برای چهار ماه و نیم  به شرح جدول شماره 1 می باشد

 

قیمت پایه اقلامی که دارای کیفیت مناسب باشند بصورت عمده در بازار تهران ، چیزی در حدود قیمتهای جدول شماره دو  میباشد .

 

                                   با تشکر علیرضا سعیدی

 

 

                           جدول شماره یک

  

 مداد رنگی

پاکن

نقاله و

پرگار

خط کش

خودکار

مداد قرمز

مداد سیاه

دفتر نقاشی 40 برگ

دفتر 100 برگ

دفتر 60 برگ

دفتر 40 برگ

 

یک بسته

5 عدد

----

3 عدد

----

1

بسته

3 بسته

5

 

 

15

کلاس اول

یک بسته

5 عدد

----

 

----

1 بسته

3 بست

5

 

 

15

کلاس دوم

یک بسته

5 عدد

----

 

----

 

3 بست

5

7

7

 

کلاس سوم

یک بسته

5 عدد

2 عدد

 

10عدد خودکار

 

2 بست

5

9

7

 

کلاس چهارم

یک بسته

5 عدد

2 عدد

 

10 عدد خودکار

 

2 بست

5

10

10

 

کلاس پنجم

----

5 عدد

 

 

20عدد خودکار

 

----

----

12 عدد

10 عدد

 

اول راهنمایی

----

5 عدد

 

 

20 عدد خودکار

 

----

----

12 عدد

10 عدد

 

دوم راهنمایی

 

 

جدول شماره دو

 

قیمت

موضوع

هر بسته 180 تومان

دفتر 40 برگ

هر بسته 250 تومان

دفتر 60 برگ

هر بسته 350 تومان

دفتر 100 برگ

هر بسته 700 تومان

مداد سیاه

هر عدد 100 تومان

مداد قرمز

هر عدد 100 تومان

خودکار آبی و قرمز و سیاه

هر بسته 700 تومان

مداد رنگی

180 تومان

دفتر نقاشی

خط کش 50 تومان

خط کش

پرگار 200 تومان

پرگار

 

 

من تا روز یکشنبه خارج از تهران هستم

 اما شما می توانید با شماره تلفنهای زیر با ما در تماس باشید

09123137209

09329332936

 

 

آخرین خبرها

 

36 بسته دوازده تایی مداد سیاه ها رو یولیان خرید

 

 34 بسته مداد رنگی رو هم مهرنوش مداد سیاه قبول کرد

 

پاک کن های سی و چهار بچه رو هم آرتمیس آوای اندیشه

قبول کرد

 

خط کش و پرگاروتراش ۳۴ بچه رو هم شهلا الهه مهر تقبل کرد

 

نبود خریدار دفتر ؟

میتونید قسمتی از اون رو هم تقبل کنید یا پول بفرستین ما بخریم !

 

بعد نگین پس من چی !!

 

 

 

 

حامیان مادی و معنوی این سفر

آوای اندیشه

شهلا الهه مهر

سعید حاتمی

مداد سیاه مهرنوش 

بابک خرمدین

آقا خره

هزار و یک روزنه

یولیان

و اما زندگی 

من یه نفر +شما چند نفر

 

پی نوشت

پی نوشت ۱-

دوستانی که اقلام دفترچه و مداد و خودکار هدیه میخواهند بکنند با شماره ۰۲۱۲۲۸۵۲۴۴۵ تماس بگیرید یا با ایمیل ما مکاتبه کنند تا برای تحویل هدایاشون هماهنگی کنیم  .

دوستانی هم که پول نقد می خواهند کمک کنند به شماره حساب ۲۴۰۱۸ بنام علیرضا سعیدی بانک ملت شعبه زبرجد کد شعبه ۶۵۱۰۲ میتوانند پول رو حواله کنند.

 

با این خبرهای خوب و اعلام حمایتهای انجام شده یاد این آیه قران افتادم که می گوید

السابقون السابقون اولئک المقربون

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 15:43  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

تهیه لوازم التحریر سال تحصیلی ۱۳۸۴ برای بچه های بی سرپرست مناطق زلزله زده - ۲

 

سلام بر تمامی عزیزان

نامه ایمیلی از دوستانم که ساکن اروپا و امریکا هستند دریافت کردم که احتمالا برای لوازم

التحریر دخترها به کمک ما خواهند اومد

شهلا الهه مهر هم که طبق روال همیشه گل سر سبد بچه های موج پیشروست اعلام حمایت مالی

کرده

یولیان سی و چهار بسته مداد سیاه رو به قیمت بیست و شش هزار تومان خریداری کرد !  

مداد قرمزها  ؟

خودکارها ؟

دفتر چه ها ؟

مداد رنگی ها ؟

منتظر خبر های خوب شما هستیم !

اگر به ما لینک میدین حتما خبرمون کنید که بدونیم !! در گروه حامیان اسم ببریم !

 

حامیان مادی و معنوی این سفر

آوای اندیشه

شهلا الهه مهر

سعید حاتمی

مداد سیاه مهرنوش 

بابک خرمدین

آقا خره

هزار و یک روزنه

یولیان

و اما زندگی 

من یه نفر +شما چند نفر

 

 


 راستی یه خبر خوب دیگه

کتاب آشنایی با بحرانهای پس از زلزله در ایران مراحل نهایی خودش رو طی میکنه

هفته بعد یه خبر خوب در این مورد  برای همه دارم

هنوز جواب نامه اعتراضی من در مورد سرقت مطالب  آشنایی با بحرانهای پس از زلزله در ایران که بروی

 سایتهای موج پیشرو و جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران بود

 از طرف پایگاه داده های علوم زمین داده نشده

در خصوص این مطلب هفته آینده هم نامه ای به وزیر معادن  خواهم نوشت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 16:51  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

سلام

نامه ای از مرکز نگهداری کودکان مومن آباد برایم رسیده و درخواست لوازم التحریر برای سال جدید کرده اند تصمیم گرفتیم تا برای بچه های مومن آباد برای ۲۶/۶/۸۴ لوازم التحریر با پول باقیمانده در صندوق و کمکهایی که برسه خریداری و با پست ارسال کنیم

دوستانی که علاقمند هستند می توانند

ما را در تهیه اقلام زیر با هماهنگی قبلی یاری کنند

تا خدای نکرده همه فقط مداد نخرند !!

با تشکر سعیدی

دفترچه / مداد / خودکار / پاک کن / کیف مدرسه / مداد رنگی

ما برای هر کودک حدودا یک جعبه مداد رنگی دو جعبه مداد سیاه و یک جعبه مداد قرمز برای کودکان اول و دوم ابتدایی و مقاطع بالاتر  دو جعبه مداد سیاه و ده عدد خودکار و دست کم بیست دفترچه مشق و تکلیف و ده عدد مدادپاک کن در نظر داریم

این میزان حداقل نیاز یک کودک دبستانی و راهنمایی است .

قدم اول ما تهیه این لوازم

برای ۳۴ کودک

۱۷ پسر مرکز نگهداری مومن آباد  و ۱۷ دختر مرکز نگهداری مشیز است

و

اگر کمک ها زیادتر بود هم نگران نباشید حداقل سیصد کودک بی سرپرست رو می شناسم که برای سال تحصیلی منتظر  یه خبر خوب هستند

شاید برای اونها هم تونستیم یه خبر خوب داشته باشیم / خدا رو چه دیدی ؟

یک خواهش هم از تمامی همراهان چه آنهایی که در این دوره با ما همراه می شوند چه بقیه دوستان دیگر ، اگر برایتان مقدور است ایمیل های خودتون رو برای درج در ایمیل و آی دی هاتون رو برای درج در یاهو مسنجر بنویسید یا برای ما ایمیل بزنید تا بتونیم در خبر نامه ای که بزودی ارسال آن را آغاز میکنیم شما را عضو کنیم

ایمیل موج پیشرو

moje_pishro@yahoo.com

 برای اشنایی بیشتر با فعالیت ها و موسسین موج پیشرو به آدرس زیر مراجعه کنید

www.mojepishro.com

پی نوشت ۱-

دوستانی که اقلام دفترچه و مداد و خودکار هدیه میخواهند بکنند با شماره ۰۲۱۲۸۵۲۴۴۵ تماس بگیرید یا با ایمیل ما مکاتبه کنند تا برای تحویل هدایاشون هماهنگی کنیم  .

دوستانی هم که پول نقد می خواهند کمک کنند به شماره حساب ۲۴۰۱۸ بنام علیرضا سعیدی بانک ملت شعبه زبرجد کد شعبه ۶۵۱۰۲ میتوانند پول رو حواله کنند.

در مورد قیمت لوازم التحریر هم تا یکی دو روز آینده قیمت ها رو قطعی میکنیم

 

       اسناد تحویل آخرین هدایای ارسالی  به مرکز کودکان مومن آباد

مواد غذایی خریداری شده

 

 

  جمع کل هزینه های انجام شده هفتصد و شصت و هفت هزار

  

  

کل مبلغ دریافتی

نهصد وسی هزار تومان

930000

کل هزینه انجام شده

هفتصد و شصت و هفت هزار تومان

767000

باقیمانده در صندوق

یکصد و شصت  و سه هزار تومان

163000

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 12:7  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

 

پایگاه ملی داده های علوم زمین

 

پایگاه داده های علوم زمین بدون ذکر ماخذ و با عوض نمودن سر فصل مقاله  آموزشی

چگونه خود را برای زلزله آماده کنیم

متن مقاله آموزشی نوشته شده توسط اینجانب مهندس علیرضا سعیدی را

 بروی سایت پایگاه خود گذاشته است برای

برای رویت متن اصلی مقاله نوشته شده توسط اینجانب  به اینجا مراجعه کنید

ای رویت متن اصلی مقاله نوشته شده توسط اینجانب به اینجا مراجعه کنید

برای رویت متن در پایگاه داده های علوم زمین به اینجا مراجعه نمائید

اگر شما به متن مطلب کپی پیست شده توجه کنید حتی قسمتی که در متن اصلی در آن جمله زیر وجود دارد حذف نشده و قابل مشاهده است 

"البته اگر دوره های زنده یابی در شب موج پیشرو "

"جمعیت كاهش خطرات زلزله ایران را دیده باشند "

 

با توجه به جنبه اموزشی موضوع خصوصا برای کودکان ما امادگی خود را برای ارسال مطلب کاملتر شده جزوه اموزشی خود برای پایگاه اعلام میداریم به شرط انکه اینبار دیگر به نام ما در زیر مقاله توجه شود .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 21:42  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

 

زمستان در راه حتکن است

آیا کسی هست تا این مظلومان را یاری کند ؟

جناب رئیس جمهوراحمدی نژاد

این مردم مظلوم به شما رای دادند ! به امید فردایی بهتر !

امیدوارم زمستان امسال نا امید نشوند !

hotkan

عکس از علی شیرجان فردای زلزله در حتکن

 

saeed-mojepishro 

عکس از مهدویان

روستای حتکن دو ماه بعد از زلزله

 

saeedi-mojepishro

عکس از علیرضا سعیدی

روستای حتکن شش ماه بعد از زلزله

 

saeedi-mojepishro

عکس از علیرضا سعیدی

 روستای حتکن شش ماه بعد از زلزله

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 19:20  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

روستای حتکن

شکلات زیاد برده بودیم اما انگار باز هم کم بود . عیبی نداره باز بر می گردیم

اما اینبار کوله هایمان پر از شکلات خواهد بود

فائزه جنیدی ( آرتمیس ) علیرضا سعیدی (پیمان)

عکسی برای یادگار / روستای حتکن / ۱۴مرداد ۱۳۸۴

 

 

با کوله بار خالی از هدایا و پر و از خاطره

آرتمیس  مسئول توزیع هدایا بین خانومها بود و کاوه مسئول حمل هدایا !!

نگاه ساکنین آخرین کومه را که بدرقه راهشان است از یاد نمی برم ! نگاهی گرم و مهربان و سرشار از

این سئوال که : آیا باز هم به روستایمان خواهند آمد ؟

بازم میائید ؟

 

باز خواهیم گشت با کوله باری پر از بال پروانه

باز خواهیم گشت با سبد سبد بوسه و ترانه

 

باز خواهیم گشت تا دوباره خنده از سر کنیم

باز خواهیم گشت تا دوباره عشق از بر کنیم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 10:45  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

همسفر با ما

در بازدید از روستای حتکن از توابع زرند کرمان

لباسی هدیه شده از طرف بچه های وبلاگ نویس در دست مادری بدون سایه شوهر در روستای حتکن

 

چادری غرق در بوته های خار و کودکی هر لحظه در خطر اتش سوزی

 

 

تحویل لباس زیر و لباس کودکان داخل چادر توسط آرتمیس

 

این یه چادر بوده که حالا بین شاخه برگ خشک قایمش کردن از حرارت تابستان برای زمستان چکار میتونن بکنن ؟

آخرین خبر کارای من هم اینه !!

میگن مقاله ات در مورد بازسازی و روند بازسازی زلزله حتکن تنده 

 نرم بنویس چاپش میکنیم

می خوام گزارشش رو اگر تا هفته بعد چاپ نکنن بذارم رو سایت و وبلاگ موج پیشرو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 16:39  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

 

وبا خواهد كشت

 
هنوز با اين آمار موجود، مردم وبا را جدي نگرفته اند. با مردم كه صحبت مي كني مي گويند: «آقا وبا كه نمي كشد.» بله شايد وبا نكشد. شايد فقط كم آبي بدن باشد كه با چند تا سرم و آنتي بيوتيك برطرف شود. اما آيا اين جماعت كه تعدادشان كم نيست مي دانند اپيدمي(فراگيري) چيست؟
مي دانند هر فرد بيمار مي تواند صد نفر از اطرافيانش را آلوده كند؟ و آيا مي دانند اگر اين كم آبي جبران نشود، به مرگ منجر خواهد شد؟ در بعضي موارد نيز كمبود پتاسيم، منجر به سكته و سرانجام مرگ مي شود. زمزمه اي كه در شهر افتاده ممكن است مملكت را فلج كند.
درست است كه با رسيدگي به موقع به يك مبتلا به وبا، از مرگ او جلوگيري مي شود. اما آيا مي شود به موقع به هزاران مبتلا به وبا هم رسيدگي كرد؟
اگر از بين ۴۰۵ نفر مبتلا به وبا، پنج نفر جان باخته اند، دليل نمي شود اين نسبت ثابت بماند.
هرچه بيمار بيشتر مي شود و بيماري در سطح كشور گسترش مي يابد، بيمارستان ها اشباع مي شود و رسيدگي به آنها از توان پزشكان خارج مي شود. علاوه بر اين مشكل هميشگي كمبود دارو در ايران، در يك اپيدمي بيشتر رخ مي نماياند.
سيستم كم رمق و بي جان وزارت بهداشت و درمان كه هميشه مورد نقد، منتقدان بوده معلوم نيست تاكي دوام بياورد. علاوه بر تمام هزينه هاي جاني كه ممكن است شيوع اين بيماري داشته باشد. هزينه هاي مالي آن سر به فلك خواهد گذاشت؟ حتي مي تواند اقتصاد مملكت را فلج كند. چرا راه دور برويم؟ در افغانستان ۱۱۴ نفر براثر ابتلا به وبا به هلاكت رسيده اند.
ايران در سال هاي گذشته نزديك به ده هزار نفر مبتلا به وبا داشته است. وبا در ايران بومي شده است، ريشه كن هم نخواهد شد.
تنها راه چاره عزم و اراده ملي است. كسي كه فكر مي كند وبا نمي كشد پس تلاش براي جلوگيري از شيوع بيماري براي او زياد هم مهم نيست.
او تنها چند قدم جلو پايش را مي بيند. «وبا» خيلي كارها مي تواند بكند اگر كمي چشم هايمان را بيشتر باز كنيم متوجه مي شويم كه وبا زورش به همه ما مي رسد اگر دقت نكنيم
 
 

وبا خواهد كشت

برگرفته از روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 16:39  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

 

چگونه وبا نگيريم

 
وبا واكسن ندارد. هر چند قابل درمان است اما با يك سهل انگاري كوچك حيات انسان را به خطر مي اندازد. پس بهترين راه پيشگيري است
۱ـ در هنگام مسافرت آب سالم همراه داشته باشيد و از مصرف آب هاي غيرمطمئن براي آشاميدن و شست وشوي مواد غذايي و ظروف غذا خودداري كنيد. استفاده از آب هاي بسته بندي شده در بطري در صورت دارا بودن پروانه هاي بهداشتي بلامانع است.
۲ـ  آب رودخانه ها، چشمه ها و قنات ها براي آشاميدن منابع مطمئني نيستند.
۳ـ از شنا كردن و آب تني در رودخانه ها، بركه ها و نهرها خودداري كنيد.
۴ـ در صورت مراجعه به استخرهاي شنا ضمن همراه داشتن وسايل شخصي مانند مايو شنا، صابون، دمپايي و حوله، حتماً قبل و پس از پايان شنا استحمام نموده و بدن خود را با آب گرم و صابون شست و شو كنيد.
۵ـ هنگام مراجعه به پارك ها، فضاهاي سبز و مراكز تفريحي حتماً به علائم هشدار دهنده درخصوص شيرهاي برداشت آب آشاميدني و آب هاي غير قابل شرب مخصوص آبياري فضاهاي سبز توجه كنيد.
۶ـ به هيچ عنوان در طول روز از سبزيجات (سالاد، كاهو و ...) و غذاي بيرون استفاده نكنيد براي استفاده سبزيجات در منزل خود نيز ابتدا به مدت پنج دقيقه سبزيجات را در آب خيس كرده و با مقداري مايع ظرفشويي شست و شو دهيد و پس از آن براي از بين رفتن كامل ميكروب هاي موجود در سبزي از مايع ضدعفوني كننده پركلرين استفاده كنيد. اين كار حتي براي هندوانه و خربزه هم لازم است و در مورد ميوه هاي پوست دار نيز بايد پس از شست و شو پوست آنها گرفته شود.
۷ـ حتماً از مواد غذايي مطمئن با بسته بندي مناسب كه داراي مجوز بهداشت و تاريخ مصرف هستند استفاده كنيد.
۸ ـ از خوردن تنقلات فاقد بسته بندي مناسب مانند آلو، آلوچه، لواشك كه به شكل غيربهداشتي عرضه مي شود خودداري كنيد و كشك را حتماً قبل از مصرف بجوشانيد.
۹ـ شست و شوي دست ها قبل از مصرف غذا و بعد از توالت، با آب و صابون و ساير مواد پاك كننده، به علاوه كوتاه كردن مرتب ناخن ها را فراموش نكنيد.
۱۰ـ زباله ها را به موقع و كاملاً بهداشتي دفع كنيد.
۱۱ـ يخ ناقل بيماري است. چه روي ماهي گذاشته شود چه آب شده اش را روي مرغ بريزيد. حتي اگر يخ در تانكر آب ريخته شود آب را آلوده مي كند. پس از مكان هاي مطمئن مرغ و ماهي خريداري كنيد.
۱۲ـ گوشت را كامل بپزيد. گوشت خام يا نيم پز احتمال آلودگي دارد.

 چگونه وبا نگيريم برگرفته از روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 16:36  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

 وبا را سر سری نگیرید

طي دو قرن گذشته وبا (Cholera) هفت بار جهاني شده است. علت وبا جنس و گونه «Cholera Vibrio» است كه در فصل تابستان هنگامي كه درجه حرارت آب از بيست درجه سانتيگراد فراتر مي رود تكثير مي شود بنابر اين در فصل تابستان ميكروب وباي التور در محيط مرطوب و گرم شايع مي شود.
اما به طور پنهان در ساحل درياها، صدف، ريشه درختان و گياهان ريشه اي مي ماند. به هر صورت آنچه مسلم است و در پژوهش ها به اثبات رسيده اين است كه وبا هيچ وقت ريشه كن نخواهد شد و تجربه نشان مي دهد هر گاه بهداشت فردي و محيطي كمرنگ شود، سر و كله وبا هم پيدا مي شود.
وبا چيست؟
يك بيماري اسهالي حاد است كه مي تواند طي چند ساعت موجب از دست رفتن آب و املاح بدن به صورت شديد و پيشرونده شود. شكل شديد وبا يك بيماري كاملاً ترسناك بويژه در حالت همه گيري است. خوشبختانه با جايگزيني سريع مايعات و املاح و اقدامات حمايتي مي توان از مرگ و مير ناشي از وبا كاست. وبا به صورت كلاسيك يا التور (ELTOR) بروز مي كند. انسان به صورت اتفاقي مبتلا مي شود و مي تواند ناقلي براي گسترش آن باشد. آب آلوده و مدفوع انسان شايع ترين راه ابتلا به وباست.
تهيه غذاهاي آلوده در منزل از رستوران  يا دستفروشان نيز منجر به گسترش اين بيماري مي شود؟ نوع مرجع حيواني مشخصي ندارد. در ايران نوع التور آن شايع است و نوع كلاسيك آن در كشور ما وجود ندارد. اين نوع ميكروب در محيط قليايي رشد مي كند و از محيط اسيدي گريزان است به همين دليل است كساني كه زخم معده دارند در اپيدمي ها به وبا كمتر آلوده مي شوند وبا در فصول تابستان و پاييز شايع تر است. از نظر گروه خوني، گروه O بيشترين خطر و گروه خوني AB كمترين خطر ابتلا به وبا را دارند. اگر چه با درمان مناسب، مرگ و مير اين بيماري كمتر از يك درصد است اما تنها عامل وحشت از اين بيماري، فراگير شدن آن است.
علائم
بعد از يك دوره بدون علامت ۲۴ تا ۴۸ ساعته وبا با شروع ناگهاني اسهال آبكي بدون درد آغاز مي شود كه ممكن است به سرعت حجم اسهال افزايش يافته و غالباً به فاصله كوتاهي استفراغ رخ مي دهد. در موارد حاد، حجم مدفوع در ۲۴ ساعت اوليه به بيش از ۲۵۰ ميلي ليتر به ازاي هر كيلوگرم از وزن بدن مي رسد. در صورتي كه آب و املاح از دست رفته جايگزين نشود. شوك و مرگ رخ خواهد داد. مدفوع ظاهر مشخصي دارد:  غيرصفراوي، خاكستري رنگ، مختصر كف آلود، بدون خون، با بويي كه آزار دهنده نيست. اسهال وبايي شبيه آب برنج است. علائم بيمار به موازات كاهش حجم مايعات و املاح بدن تغيير مي كند: در كاهش سه تا پنج درصدي از وزن بدن، تشنگي، در كاهش پنج تا هشت درصدي افت فشار وضعيتي، ضعف، افزايش ضربان قلب، فقدان يا ضعيف بودن نبض ها، فرو رفتن چشم ها در اطفال به صورت فرو رفتن ملاج)، پوست چروكيده، خواب آلودگي و كما بروز مي كند. در صورت درمان به موقع با آب و سرم ها عوارض برطرف و وبا طي چند روز بهبود مي يابد. تب معمولاً وجود ندارد و قبل از اسهال استفراغ و بدون تهوع است. فرد دچار دل پيچه نمي شود گرفتگي عضلات در فرم شديد ايجاد مي شود كه به علت كاهش پتاسيم بدن، به شكل گرفتگي عضلات ساق پا بروز مي كند.
درمان
با درمان مناسب، عوارض وبا قابل برگشت است. اسهال وبايي به شرط جبران كم آبي قابل درمان است. مهم ترين اقدام درماني در وبا جايگزيني آب و الكتروليت است. آنتي بيوتيك دوره بيماري را كوتاه و احتمال كم آبي شديد را كم مي كند. لذا آنتي بيوتيك هم توصيه مي شود. هر چند براي درمان ضروري نيست. در موارد مشكوك به ابتلا به وبا بايد بلافاصله مورد را به پزشك ارجاع داد و قبل از آن محلول هاي ORS يا دوغ خوش نمك تا قبل از رسيدن به پزشك به بيمار داد. علاوه بر اين در حال حاضر به جاي سبزيجات مصرف ليمو و آب ليموي كم شيريني توصيه مي شود.

 برگرفته از روزنامه همشهری    وبا را سرسري نگيريد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 16:34  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

 

سلام بر تمامی همسفران

و امروز با خوشحالی به اطلاع دوستان میرسانم که

 همه دوستانی که در سفر آخر با ما همراه بودند

 گزارش پولهای ارسالی  را تائید کردند

اکنون ما گزارش دریافتی ها و هزینه کرد های  انجام شده را

برای مستند کردن این سفر میگذاریم بروی سایت تا سفر بعدی

 

یه خبر جدید هم دارم

 

نامه ای رسید از خیریه علی ابن ابیطالب که در اون برای کودکان در آغاز ماه مهر درخواست لوازم التحریر و لباس و روپوش کرده بودند که قرار شد از باقی پول باقیمانده و کمک مدرسه ادب که در آن کار میکردم  لوازم مورد نیاز را خرید کرده و ارسال کنم

خبر ارسال این هدایا رو هم حتما براتون مینویسم

فعلا کاوه درگیر امتحانه انشاءالله امتحانش که پاس شد اسناد تمامی هدایی رو که ما در طی دو سال به بم فرستادیم را بروی سایت میگذاریم

قربان همگی سعیدی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 5:32  توسط مهندس علیرضا سعیدی 

برگرفته از روزنامه شرق
 
ما و زلزله بم
 
 
دكتر يوسف اباذري: آنچه در پي مي آيد متن سخنراني دكتر يوسف اباذري ، استاد جامعه شناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران است . اين سخنراني در هفتم دي ماه دو روز پس از زلزله بم به دعوت انجمن اسلامي، در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران ايرادشده و متن آن نيز قبل از انتشار به رؤيت اباذري رسيده است.

سخن گفتن از آنچه در بم اتفاق افتاد ناممكن است، اما ما محكوميم كه درباره آن سخن بگوييم. بنابراين ناگزيريم كه در مرز ميان معنا و بي معنايي، ميان اخلاق و عدم اخلاق، ميان مهرباني و سبعيت سرگردان بمانيم. ما بايد سخني با معنا درباره اين رخداد بگوييم و نفس اين سخن گفتن نوعي رفتار اخلاقي باشد و نشان مهرباني ما با قربانيان. اما درست زماني كه دهان به سخن گفتن باز مي كنيم مي بينيم كلمات مي گريزند، نفس سخن گفتن به نوعي همدردي كليشه اي و غيراخلاقي فرو كاسته مي شود و مهرباني ما به نوعي خودنمايي بدل مي شود كه چيزي به جز سبعيت نيست. آنچه در اين نوع رخدادها فرو مي ريزد در و ديوار نيست بلكه زبان نيز هست. ما از لابه لاي ويرانه ها تكه پاره هايي را بيرون مي كشيم كه زماني انسان بودند. بنابراين ناگزيريم كه از ويرانه هاي زبان نيز چيزهايي را بيرون كشيم كه زماني معنايي داشتند. رسم روزگار ماست كه براي توصيف اين رخداد از الفاظ فاجعه بار و دهشتناك «فاجعه» و فاجعه بارتر و دهشتناك تر از آن، «عمق فاجعه» استفاده كنند. كليشه هاي «فاجعه» و «عمق فاجعه» براي هر آن كس كه به جان انسان و جان زبان- اين دو يكي بيش نيستند- اندك حساسيتي دارد نشان سرسري گرفتن همان رخداد است و در نتيجه نشان سبعيت و نامهرباني ما. آيا بايد واژه اي جديد جعل كرد؟ جعل واژگان، خاص زمانه تنعم است نه زمانه عسرت. وانگهي اگر واژه اي نيز جعل كنيم دو روز ديگر به سرنوشت كليشه هاي «فاجعه» و «عمق فاجعه» دچار نخواهد شد؟

من اندكي پيشتر ناخودآگاه از واژه هاي «استفاده كنند» استفاده كردم. آيا واژه استفاده در همين مغاك با معنايي و بي معنايي معلق نيست؟

بنابراين ما نيز از «فاجعه» بم و «عمق فاجعه» در بم سخن مي گوييم اما بايد واقف باشيم كه اين كلمات در عين حال كه نشان همدردي و مهرباني ما با قربانيان اند نشان سبعيت ما نيز هستند.

فاجعه ها را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: فاجعه هاي انساني و فاجعه هاي طبيعي. فاجعه هاي انساني را انسان هايي براي انسان هاي ديگر به وجود مي آورند. حمله مغول براي ما فاجعه بود زيرا كه در پس غبار اسب هاي آنان جز ويرانه اي باقي نماند كه در آن اجزاي تن آدمي با اجزاي تن خانه ها و كتاب ها و فرش ها در آميخته بود. در فاجعه هاي انساني كساني كه باقي مانده اند و كساني نيز كه اخلاف قربانيان اند مي توانند درباره فاجعه سخن بگويند. در فاجعه انساني زبان فرو نمي ريزد بلكه شدّت و حدت مي گيرد. سبب اين امر آن است كه ما «شر» اندرون خود را به كساني ديگر، به جلادان، فرا مي افكنيم . ما خوب هستيم آنان بد، ما حق هستيم آنان باطل، ما نور هستيم آنان ظلمت. به سبب اين فرافكني باقيماندگان قربانيان فاجعه هاي انساني شعر مي سرايند و تاريخ مي نويسند و قصه مي گويند و فيلم مي سازند. به ميانجي اين شدت و حدت گرفتن زبان است كه خاطره قربانيان فاجعه هاي انساني فراموش نمي شود، ما هنوز كه هنوز است خاطره سلاخي شدگان فاجعه مغولان را به ياد مي آوريم و سوگوار آنانيم. دليل ديگر باقي ماندن اين «خاطره» آن است كه طرف ديگر نيز كه ما او را نشان «شر» مي دانيم حضور دارد. مغولان هنوز هستند و در بهترين ميدان پايتختشان مجسمه چنگيز را به نشانه بزرگي قوم مغول برافراشته اند، و حتي امروز كساني هستند كه خاطره صدام، سلاخ شهيدان ايران و عراق را در تكريت گرامي مي دارند.

بنابراين در غياب كلمه اي ديگر مي توانيم بگوييم كه فاجعه هاي انساني «نسبي» اند. چنگيز قصاب ماست اما نزد هنديان نادر قصاب است. روحي حساس همچون برتولد برشت كه به اين دوگانگي واقف بود زماني كه خواست خشونت كمونيسم محبوب و عدالت طلب خود را توجيه كند، در پايان قطعه شعري نوشت:

هنگامي كه عصر فرزانگي فراز آيد

و آدمي، آدمي را يارشود

از ما

اي شمايان با گذشت ياد آريد.

اما به جز اندكي گنگ و گول، كسي از استالين با گذشت ياد نمي آورد. استالين و هيتلر نمادهاي فاجعه هاي انساني در قرن ما هستند و خاطره قربانيان آنان از ياد نرفته است و نخواهد رفت. فاجعه هاي طبيعي چگونه اند؟ در فاجعه هايي از قبيل زلزله و سيل و گردباد و آتش فشان چيزهايي به خصم ما مبدل مي شود كه زماني يار ما بودند. در زلزله، زمين- كه نماد شناسان آن را مادر ما مي دانند- ناگهان و در طرفه العيني به جلاد ما بدل مي شود. مأمن و خانه ما، همزمان قاتل و قتلگاه ما مي گردد. سقفي كه در روزهاي معمولي مي خوابيديم و به آن خيره مي شديم و پس زمينه خيالبافي هاي ما بود يا در روزهاي گرم و سرد ما را مصون مي داشت بر روي ما فرو مي ريزد، ديوار خانه كه محافظ ما بود بر ما فرو مي افتد، اشياء خانه از ميز و صندلي و چراغ گرفته تا كتاب و دفتر كه زماني انيس ما بودند يا مانع فرار ما مي شوند يا به چيزي بدل مي گردند از قبيل شمشير و نيزه و گلوله و بمب. در سيل، آب، مايه حيات ما، ما را همچون آشغالي از جا مي افكند و با خود مي برد و  اي بسا درختي كه در سايه اش مي غنوديم و از ديدن برگ هاي رقصنده اش درباد غرق در خيال مي شديم، خود همچون ما قرباني سيل شده است. همچون تبري بر فرق سر ما فرود مي آيد و كار ناتمام سيل را تمام مي كند. در گردباد، باد، كه آلبركامو آن را پاكترين چيز جهان خوانده است، مي پيچد و هستي ما را با خود مي برد.

اما معناي فاجعه طبيعي چيست؟ در اينجا بايد ميان عصر قديم و عصر مدرن تفاوت قائل شويم. در عصر قديم فاجعه هاي طبيعي را نشانه «قهر خداوند» مي دانستند. آنان در پس چنين رخدادي معصيت خود را مشاهده مي كردند و آنان كه پس از فاجعه زنده مي ماندند «شر» اندرون خود را به چيزي بيروني فرا نمي افكندند- نمي توانستند فرا افكنند- بلكه به اين «شر» از نو واقف مي شدند و احساس گناه مي كردند. بيهوده نبود كه در عصر قديم از پي هر فاجعه طبيعي اين حس در آدميان بيدار مي شد و آنان را به تزكيه نفس و برائت از معصيت وامي داشت. اما با ظهور تكنولوژي در عصر جديد اين حس گناه از ميان رفت. زيرا كه انسان دريافت كه مي تواند به كمك تكنولوژي از پس شديدترين فاجعه هاي طبيعي برآيد. اكنون ديگر در صورت بروز چنين رخدادي آدميان در پس آن نه «خشم خداوند» بلكه عدم كارايي بوروكرات ها و تكنوكرات هاي دولتي را مشاهده مي كنند.

در زمانه ما از دست رفتن حس گناه همان سببي است كه در پس بي معنا شدن فاجعه هاي طبيعي نهفته است. فروپاشي زبان و سردرگمي اخلاقي و عاطفي ما نيز سبب ديگري ندارد. زماني كه «واقعه» رخ مي دهد و گرم است ما- همه ما از استاد و دانشجوي دانشگاه گرفته تا خبرنگار روزنامه و راديو و تلويزيون- چيزهايي را زير لب من ومن مي كنيم كه چندان معنايي ندارند، اما قصد ما آن است كه «عمق فاجعه» را «نشان» دهيم و اميد ما آن است كه ديگري نيز منظور ما را حس كند. اين تته پته كردن ها مركب از الفاظي گنگ و توخالي و پوچ و كليشه اي اند، چيز ديگر «نمي توانند» باشد. اما در عصر رسانه بعد از آنكه دو روزي «عمق فاجعه» را من ومن كرديم، آن را مبدل به خبري پرشكوه مي كنيم، كه اوج عاطفي آن كمك هموطنان و اوج عقلي آن مصاحبه با چند متخصص فاجعه است كه ديگر هر كودكي حرف هاي آنان را از حفظ مي داند. بعد با كليشه نرسيدن چادر به دست آسيب ديده ها و گم و گور شدن برنج و لوبيا و ساختن جوك درباره «عمق فاجعه» مهياي فراموش كردن آن مي شويم، بعد آن را فراموش مي كنيم.

اكنون زلزله بوئين زهرا پا نوشتي بر زندگي تختي است نه برعكس، اگر تختي جهان پهلوان مردمي نبود و ما روز مرگ او را گرامي نمي داشتيم، به طور كامل زلزله بوئين زهرا را از خاطره جمعي خود پاك كرده بوديم و آن را به دست متخصصان و مورخان زلزله سپرده بوديم. فاجعه انساني زندگي تختي است كه ما را به ياد فاجعه طبيعي زلزله بوئين زهرا مي اندازد. زيرا كه ما ديگر حس معصيت و گناه كاري را از دست داده ايم.

كارل ياسپرس بعد از جنگ جهاني دوم مفهوم «معصيت همگاني» يا « حس گناه مشترك » را پيش كشيد تا مانع شود كه آلماني ها جنايات جنگ را به پاي هيتلر بنويسند و بعد با شستن دستان و مهمتر از آن دل خود به كمك آبي كه آمريكايي ها در طرح مارشال در حال ريختن آن بودند، فاجعه اي را به دست فراموشي بسپارند كه خود مسبب آن بودند. يورگن هابرماس بعدها در دهه ۸۰ و ۹۰ قرن گذشته اين مفهوم را در جريان مناقشه خود با مورخان نو محافظه كار آلماني كه در صدد پاك كردن دستان آلماني ها از فاجعه جنگ بودند از نو پيش كشيد. از نظر او آلماني هاي زمان حاضر نيز بايد «معصيت » فجايع جنگ جهاني دوم را به دوش كشند. فقط اين حس است كه مي تواند بارقه اي از انسانيت را در آنها زنده نگه دارد و آنان را مهيا سازد كه فاجعه ديگري را تدارك نبينند و در ساختن جهاني انساني شركت جويند.

اما درباره نسبت فاجعه با تكنولوژي و ساير مقولاتي كه بر شمرديم، نظر دو فيلسوف ديگر آلماني اهميت بسزايي دارد كه در اينجا فقط به آن اشاره مي كنيم. تئودور آدورنو نوشت كه بعد از آشويتس هر نوع سخن گفتن درباره فرهنگ كار مهمل يا « آشغالي» بيش نيست و در جاي ديگر گفت كه بايد در برابر فاجعه سكوت كرد اما نبايد آن را به فراموشي سپرد، بايد خاطره آن را زنده نگه داشت و در جايي ديگر گفت كه فلسفه معاصر ناگزير است كه با كلمات آت و آشغال گونه باقي مانده از ويرانه هاي متافيزيك سركند. فلسفه تكنولوژي آدورنو كه مبناي آن مقوله شي  وارگي است سويه هاي تاريك عقل معاصر را آشكار مي سازد، عقلي كه وي ردپاي آن را تا يونانيان دوره هومر پي مي گيرد.

از نظر آدورنو شي وارگي كامل فراموش كردن شي واره شدن است. از نظر او ما در عصري فراموشكار زندگي مي كنيم كه منشاء فاجعه ها را از ياد برده است و مدام حرافي مي كند و از سويه دهشتبار تكنولوژي يا كالاي زيبا شده غافل است. مارتين هايدگر- كه آدورنو او را خصم فلسفي خويش مي دانست- در همان زمان باز سرنوشت فاجعه عصر ما يعني نهيليسم- همان نهيليسمي كه من و شما را وا مي دارد تا تمام پول خود را صرف خريد ماشين هاي شيك كنيم و ساختمان هاي خود را مقاوم نكنيم در نتيجه يا تصادف كنيم بميريم يا هوا را آلوده كنيم و بر اثر آن صد مرض بگيريم و بميريم يا اگر زلزله آمد زير آوار بمانيم و بميريم- را تا يونان پي مي گيرد. از نظر هايدگر اوج نهيليسم كه همان به فراموشي سپردن باشد سلطه تكنولوژي است. اما آنچه از نظر هايدگر مهم است ماهيت تكنولوژي يا گشتل است، همان شبكه اي كه من و شما در زمانه مدرن گرفتار آن مي شويم اما گرفتار شدن خود را نمي بينيم زيرا كه نهايت گشتل فراموش كردن گشتل يا همان وضعيت فاجعه باري است كه همگان در آن گرفتار شده اند. هايدگر نيز براي يافتن زباني مناسب زمانه پست متافيزيكي به اين در و آن در زد و دست آخر نيز آن را نيافت. به نظر من بصيرت هاي اين دو فيلسوف حائز اهميت هستند اما به گمان من آنها فاجعه اي انساني را به فاجعه اي طبيعي بدل كردند.

آنها رمز و راز فروپاشي زبان در برابر فاجعه، فراموشكاري ما درباره بزرگترين خطرها و وجود خطرهاي فاجعه بار در زندگي روحي و جسماني ما را متذكر شدند. اما از آن جهت كه اين سرنوشت را به طبيعت ثانوي يا تقدير ما بدل كردند ما را در برابر اين خطرها بلا دفاع رها كردند. به نظر من اگر ما ايرانيان نگاهي به زندگي خود بيفكنيم خطرهايي را كه اين دو فيلسوف به ما گوشزد كرده اند مي توانيم به رأي العين مشاهده كنيم، زماني كه هربرت ماركوزه، شاگرد هايدگر، نامه اي به او نوشت و سبب سكوت او درباره فجايع هيتلر را پرسيد، هايدگر جواب عجيبي به او داد كه عبارتي از آن مايه دهشت همگان شد. هايدگر نوشت: «كارخانه هاي آدم سوزي تفاوت چنداني با كارخانه هاي توليد ماشين ندارد». نوشته هايدگر را موافقان و مخالفان او به انحاي گوناگون در موقعيت هاي متفاوت تفسير كرده اند، اما اگر ما نگاهي به خيابان هاي تهران و به قول امروزي ها «كلانشهرهاي ايران» - واژه اي كه بري از خودستايي نيست- بيندازيم در مي يابيم كه گفته هايدگر نه از حيث مجازي بلكه از حيث لفظي درست است. اين همه ماشين و اين هواي آلوده، با بيست ودوهزار نفر كشته ساليانه در جاده ها آيا چيزي به جز هماني است كه هايدگر گفته است.

يكي از نويسندگان روزنامه شرق با جمع زدن تعداد كشته شدگان جاده ها و سيل ها و زلزله ها- كه ما در عين فراموشكاري آنها را حوادث غير مترقبه خوانده ايم- به درستي مدعي شد كه ما انگار درگير جنگي تمام عيار هستيم. بم شهر فقيري نبود،  اي بسا با پول قالي گران قيمتي كه فقط اندكي از ساكنان بم مالك آن نبودند؛ يا همان ماشيني كه دم در خانه ها مچاله شده بود، مي شد همان خانه را حداقل تا حدي استحكام بخشيد كه مردم فرصت فرار پيدا كنند. قصه ما و تكنولوژي، به قصه اي تراژيك - كميك بدل شده است. براي فرار از ترافيك تهران ناگزير بايد ماشين خريد و خريدن ماشين يعني افزايش ترافيك تهران. اين همان گشتلي است كه ما در آن گرفتار شده ايم منتهي نهايت گشتل فراموشي گشتل است. مردم با ديدن مدل جديد ماشين چنان اختيار از كف مي دهند كه هيچ كودك سه ساله اي در برابر بستني از دست نمي دهد.

ما در برابر زلزله كه مي گويند حتماً امروز در اينجا و فردا در آنجا رخ خواهد داد بعد از دو روز من  ومن كردن به سرودن شعر و دادن پتو اكتفا مي كنيم و به جاي آنكه از تكنولوژي براي مستحكم كردن خانه ها و ساختن خانه هاي مقاوم استفاده كنيم پولمان را خرج تكنولوژي هايي مي كنيم كه يا بلاي مالمان مي شود يا بلاي جانمان.

به نظر من در اينجاست كه ما بايد از بصيرت هاي ياسپرس و هابرماس سود بجوييم. ما جملگي، همه ما، من وشما بايد در برابر قربانيان بم احساس گناه كنيم، در جان باختن آنها من و شما نيز سهمي داشته ايم. به نظر من احساس غم و اندوه در برابر قربانيان بم نوعي خودفريبي است. غم و اندوه خيلي زود فراموش مي شود. ما گناهكاريم چون مي توانستيم كاري كنيم كه آنها قرباني نشوند و نكرديم. منظور من در اينجا به هيچ وجه دولت نيست، در زمانه ما بر مبناي همان مكانيسم فرافكني چيزي به اسم دولت ساخته شده است كه اغلب همه مسئوليت ها را به گردن آن مي اندازند.

خطاب ياسپرس و هابرماس در وهله اول به مردم آلمان بود نه دولت آلمان. ما بايد از اين فيلسوفان پند بگيريم و در غم و اندوه پانزده روزه غرق نشويم بلكه در عمق جان خود تا زماني كه كارها سامان گيرد احساس معصيت كنيم. فقط با اين احساس است كه مي توانيم راه فراموش نكردن و به ياد آوردن و سكوت كردن و زبان را به بازي نگرفتن و استفاده درست از تكنولوژي را بيابيم. در همه جاي جهان مردم در قالب سازمان هايي كه به NGO مشهور شده است گرد آمده اند تا مشكلات خود را خود حل كنند، اگر دولت نيز كمكي كرد زهي سعادت. مردمان، اعم از كودك و جوان و ميانسال و پير، حق دارند كه در كلانشهرها از هواي ناپاك جان نسپارند، كه در جاده ها نميرند، كه زير آوار خفه نشوند، كه سيل آنها را نكشد، كه شغلي آبرومندانه و شرافتمندانه داشته باشند. اما اين امر زماني ميسر است كه بجا و نابجا انگشت اتهام را به طرف دولت دراز نكنند. جاده ها و سيل و زلزله و هواي ناپاك و عدم اشتغال كشتار مي كنند، اما همه ما بايد گناه اين كشتار را برعهده گيريم و براي خلاصي از آنها چاره اي بجوييم. اندوه و غم احساساتي نابجايند، يگانه طريق گرامي داشتن خاطره قربانيان بم آن است كه از صميم جان حس كنيم كه گناه مرگ آنان بردوش ماست.

با تشکر از وبلاگ صد سال تنهایی 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 22:16  توسط مهندس علیرضا سعیدی  |