تبليغاتX
موج پیشرو

موج پیشرو

ثمره رویای خدمت به وطن است

طبق روال همیشه در این مرحله اول خدا رو شکر میکنیم و بعد از تموم دوستانی که با قرض دادن وبلاگ هاشون به بچه یتیمهای بم به ما کمک کردن که به بقیه دوستان خبر بدیم که خبر های خوبی هم تو این وبلاگستون اتفاق میفته !! تشکر میکنیم!!

حالا وقت اینه که من از دوستان غیر وبلاگ نویسم کمک بگیرم و با تموم شدن تلاشهایمان برای جمع آوری کمکها بشینیم و فکر کنیم که با مبلغ جمع آوری شده هرچقدر هم کم باشه چه باید بکنیم که بهترین باشه و سپس از هفتم مرداد برای خرید  اونچه به توافق رسیدیم اقدام کنیم و سپس برای دهم بسته بندی و آماده شدن برای رفتن را تدارک ببینم !!

توجه

از کلیه دوستانی که برای شماره حساب ۲۴۰۱۸ شعبه زبرجد پاسداران بنام  علیرضا سعیدی پول حواله میکنند خواهشمندم با ذکر شماره سند حواله و مبلغ پرداختی به انضمام نام و نام خانوادگی در بخش کامنتها ما را در شفاف سازی مبلغ دریافتی از طرف شما و نیز ارسال صورت هزینه های  انجام شده یاری فرمایند با این کمک شما ما می توانیم در نهایت برای دوستانی که پرداختی داشته اند صورت هزینه ها را همانند سفرهای پیشین ارسال نمائیم . با تشکر

 

نام و نام خانوادگی

مبلغ پرداختی

          وبلاگ       

اهری

    یکصد هزار تومان 

یک اهری

شهلا الهه مهر

دویست و بیست هزار تومان

الهه مهر

 نخواستند معرفی شوند

چهل هزار تومان

   یکی از وبلاگ نویسان

            سعید

     یکصد هزار تومان

    جوهر هستی

خانواده کاظمیان

مبلغ یکصدو پنجاه هزار تومان بن لباس البسکو

کتایون کاظمیان ساکن آلمان

جمع کل مبالغ نقدی

چهارصد و شصت هزار تومان

 بچه های وبلاگ نویس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چند تا خبر خوب هم داریم که به موقع بهتون خواهیم داد !

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 11:53  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

توجه

از کلیه دوستانی که برای شماره حساب ۲۴۰۱۸ شعبه زبرجد پاسداران بنام  علیرضا سعیدی پول حواله میکنند خواهشمندم با ذکر شماره سند حواله و مبلغ پرداختی به انضمام نام و نام خانوادگی در بخش کامنتها ما را در شفاف سازی مبلغ دریافتی از طرف شما و نیز ارسال صورت هزینه های  انجام شده یاری فرمایند با این کمک شما ما می توانیم در نهایت برای دوستانی که پرداختی داشته اند صورت هزینه ها را همانند سفرهای پیشین ارسال نمائیم . با تشکر

نام و نام خانوادگی

مبلغ پرداختی

نام وبلاگ

اهری

صد هزار تومان

یک اهری

شهلا الهه مهر

صد و بیست هزار تومان

الهه مهر

یکی از وبلاگ نویسان که نخواستند معرفی شوند

چهل هزار تومان

 

 

 

 

 

 

 

اسامی دوستانی که به یاری آمده اند

به ترتیب اعلام حمایت از این سفر :

۱- شهلا الهه مهر ( که همیشه همراه ما بوده و به دوستیش افتخار میکنیم )

۲- عمو اروند

3- یک اهری

4- مامانی هستی

5- سعید حاتمی

6- حامد مزلقانی

7- مهندس شاهوار

۸- یوسف

۹- مقداد

۱۰ - رضا - امجد - بهزاد

۱۱ - آسمانه

۱۲ - یادمان باشد

۱۳ - آشپز باشی

۱۴- آوای اندیشه

۱۵- سیمرغ در آتش

۱۶- آقا خره

۱۷ - سرزمین آفتاب

۱۸ - چشمکهای یواشکی

۱۹ - مداد سیاه

۲۰- گروه امداد و نجات ایلیا (موقوفه فرهنگی ادب )

۲۱- یک زن

۲۲- ویولت

۲۳- آیه های زمینی

۲۴- چرک نویس

۲۵- سبکبال

۲۶- review

۲۷- بر ما چه گذشت

۲۸- در جدال با خاموشی

۲۹ - هزار و یک روزنه

۳۰- در جدال با خاموشی

 

ما برای پاسخ داد به ایراداتی که به ما در وبلاگهای دیگر گرفته میشد مجبور شدیم بر خلاف روال کارمون کلی مطلب برای معرفی خودمون و نحوه عملکردمون بذاریم رو پست قبلی ( یه چیزی تو مایه های از خود تعریف کردن ) که اگر دوستان علاقمند بودن میتونن برن و بخونن


 

یه مادری منتظر دیدن دو تا جوجه قشنگشه ! بهش سر بزنید و کمکی اگر از دستتون بر میاد یا علی بگید 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1384ساعت 15:22  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1384ساعت 15:2  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

 

آموزش آمادگی زلزله ویژه کودکان

مقطع دبستان

 

اولین دوره کلاسهای آمادگی برای زلزله ویژه کودکان مقطع دبستان در موقوفه فرهنگی بنیان ادب آغاز شد

این دوره با هدف بالا بردن مهارتهای فردی کودکان در هر پنج  گروه سنی دبستان بصورت تئوری و عملی برگزار میگردد وکودکان در این دوره هشت هفته ای فرامیگیرند که چگونه خود را برای مقابله و کاهش خسارات ناشی اززلزله چه در مدرسه و چه در منزل آماده نمایند

در گروه های کلاس اول و دوم و سوم دبستان وجه قالب کلاسها بر یادگیری با کمک داستانها و بازی های گروهی بوده و در دو گروه سنی کلاس چهارم و پنجم وجه قالب فراگیری بر بدست آوردن مهارتهای عملی و نگرش علمی به زلزله و پیامدهای آن است.

نکته خاص در این دوره آموزشی خصوصا در آموزشهای عملی انجام شده آشنایی بدون ایجاد حس ترس و وحشت در میان کوکان است تا این گروه سنی علاوه بر حفظ جان خود در زمان زلزله فرابگیرند که چگونه می بایست با نیروهای امدادی همکاری نمایند .

 


قصه و کلاس اولیها

 

تمرینهای عملی

 

اینم یه عکس دستجمعی

 

موضوع خیلی جدیه حتی برای شما

 

نبود کمک ؟

حتکن روستایی در کوههای زلزله زده زرند

یه خبر جالب

امروز خانم عنایت آبادی که چند روز بود دنبالش بود تماس گرفت و از بچه های یتیم خونه بم خبر داد !

 شکور عرب رفت افغانستان

اونایی که شکور رو میشناسند میدونن چقدر من این پسر رو دوست داشتم

و این خبر چقدر منو خوشحال کرد

دلم براش تنگ میشه

برای دل پاک و هوش فوق العاده اش

من تموم سعی خودم رو کردم که بره مدرسه درس بخونه اما نشد !

آخه افغانی ها اجازه ندارن که در ایران به مدرسه های دولتی برن

به هر حال ما داریم می رویم برای سیزدهم مرداد بم و کرمان

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1384ساعت 13:9  توسط مهندس علیرضا سعیدی  | 

جمع آوری کمکهای نقدی و غیر نقدی برای زلزله زدگان ایران

در پی جمع آوری و ارسال هدایای مردمی به مناطق زلزله زده در این دو سال

باز هم یه سفر عشق دیگه

قابل توجه تمامی دوستان و عزیزان همراه موج پیشرو

برای ۱۳/۵/۱۳۸۴ می خواهم برای بچه های یتیم خونه مومن آباد ( پسرانه ) و مشیز ( دخترانه )، برای تابستان لباس و هدایایی ببرم


اگر باران خطرناك است، زلزله هم هست!

او كارش را با يك وبلاگ شروع كرده و كم كم گروهي راه انداخته براي بالا بردن اطلاعات مردم درباره زلزله و آموزش به آن ها. پيمان سعيدي و گروهش اسم خودشان را گذاشته اند موج پيشرو

 
دبستان ادب آموزش زلزله

ايمان جليلي
چند نقص بزرگ در بافت شهري و اجتماعي تهران هست كه اگر زلزله اي اتفاق بيفتد يك فاجعه جهاني رخ مي دهد، اما اين فاجعه تقصير زلزله نيست تقصير ماست كه مديريت مان مي لرزد

نام اصلي اش علي رضا سعيدي است، اما از بچگي پيمان صدايش كرده اند. او از دانشگاه آزاد قائم شهر ليسانس عمران گرفته و تهراني است. درباره زلزله هر چه كه بخواهيد مي داند. هر جا كه زلزله بيايد، پيمان سعيدي هم هست. قبلا به تناسب رشته اش (مهندسي عمران) اطلاعاتي از زلزله داشته، اما بيشتر اطلاعات او به مطالعات شخصي اش مربوط مي شود. چند سالي در شركت هاي مختلف كار مديريت بحران كرده و الان هم مشغول انجام طرح هاي مختلف در مورد مقاوم سازي ساختمان ها در برابر زلزله است. ضمن اين كه در كنار تمام كارهايش امداد و نجات هم آموزش مي دهد.
خودش مي گويد تا به حال براي ياد دادن امداد پس از زلزله يك ريال هم پول نگرفته است. پيمان سعيدي معتقد است كه زلزله جزوي از زندگي او شده.
يك زلزله، يك تصميم
زلزله بم براي پيمان يك اتفاق جان خراش نبود كه بايد هر چه زودتر آن را فراموش كرد. بم براي پيمان يك شروع بود. شروع تشكيل يگ گروه امداد و نجات كه كارش آموزش مقابله با خطرات بعد از زلزله است: دو ـ سه روز از زلزله بم گذشته بود و من آن جا بودم. خبر دادند يك نفر را بايد از زيرآوار در بياوريم. از زير آوار، مادري را بيرون كشيديم كه زير يك كمد گير كرده بود. يك دست مادر از خاك بيرون بود و دست ديگرش توي دست يك بچه. بچه در اثر فشار خفه شده بود، اما معلوم بود كه چند ساعتي بيشتر از مرگش نمي گذرد. اين اتفاق تاثير ماندگاري روي او گذاشت: آن لحظه به خودم گفتم ما 130 هزار امدادگر به منطقه آورده ايم، همه دارند توي خيابان اصلي راه مي روند. از بر خيابان تا جايي كه اين مادر زيرآوار مانده بود، فقط 13 متر راه بود. همه اش به اين فكر مي كردم كه چرا امدادگرهاي ما نمي توانند كساني را پيدا كنند كه زيرآوار زنده اند.

010473.jpg

 

فكر گروه آموزشي امداد و نجات از اين جا شكل گرفت: در مسير برگشت به سمت تهران تصميم گرفتم آموزش امداد زلزله را شروع كنم، جوري كه هر كسي بتواند بدون نياز به بقيه، نجات دهنده باشد و خودش را مديريت كند. او اصرار عجيبي دارد كه آموزش ها بايد به شكلي باشد كه هر كس بتواند به صورت فردي كار كند: با هر كسي كار كردم، به او ياد دادم كه هم بتواند به صورت فردي كار كند و هم در عين حال بتواند در كنار بقيه، وظايفش را درست انجام دهد. اسم گروه را هم به همين خاطر جمع پيشرو گذاشتيم. چون هر قطره براي خودش مستقل است، اما مي تواند در كنار بقيه قطره ها يك جمع راه بيندازد.
او كارش را با يك وب لاگ شروع كرده و از اين طريق با آدم هاي زيادي آشنا شده است كه مي توانند كمكش كنند: بعد از زلزله بم وقتي به تهران رسيدم، يك وب لاگ راه انداختم و آموزش ها را از طريق همان وب لاگ شروع كردم. بعد از مدتي با كساني آشنا شدم كه علاقه داشتند در اين زمينه كار كنند. به كمك 6 نفر از آن ها يك گروه مهندسي هم براي كاهش خطرات زلزله در ايران تشكيل داديم. كار اين گروه بالا بردن اطلاعات مهندسي بين مردم و كاهش خسارت هاي ناشي از زلزله است. هر كدام از اين 6 نفر وظيفه اي دارند. وظيفه پيمان هم دادن آموزش است. او مي گويد در اين چند سالي كه از فعاليت گروه مي گذرد، هيچ وقت كمكي از جايي نخواسته و حتي هيچ وقت اعضا را جايي دور هم جمع نكرده است، بنابراين تا به حال مشكلي هم براي فعاليت نداشته اند.
وقتي زلزله نمي آيد...
حالا كه هنوز زلزله اي در كار نيست، پيمان و دوستانش به كودكان بي سرپرست زلزله زده رسيدگي مي كنند. آن ها چند يتيم خانه را در بم تحت پوشش دارند و هر چند وقت يك بار به آن جا سر مي زنند. كار تامين لباس و خورد و خوراك بچه ها هم بر عهده آن هاست. مي پرسم مخارج اين كارها را از كجا جور مي كنيد، مي گويد: ما دوستان زيادي در سراسر جهان داريم. با اكثرشان از طريق وب لا گ ها آشنا شده ايم. هر وقت من اعلام كنم كه ما الان احتياج به پول داريم، يك دفعه صفحه اصلي تمام وب لاگ ها تبديل مي شود به جايي براي جمع آوري كمك. او نمونه خوبي را هم به ياد دارد: در آلمان دوستي داريم كه مبتلا به بيماري
MS است و به شدت مشكل حركتي دارد. آخرين باري كه درخواست پول كرديم، او شروع كرد از آلماني ها پول جمع كردن و در طي 5 روز توانستيم 2 ميليون تومان پول جمع  كنيم و براي بچه ها لباس عيد بخريم.

 
010476.jpg

پيمان هيچ وقت براي جذب كمك، به سراغ نهادها و موسسات بزرگ نرفته است. او دليلش را اين طور بيان مي كند: يك چيزي را روشن كنم. پول از هر منبعي كه به دست شما مي رسد، شما را مجبور مي كند نسبت به آن منبع، احساس تعهد كنيد. اگر تا به حال حركت هاي ما با شجاعت و موفقيت انجام شده، به اين دليل بوده كه به جايي وابستگي نداشتيم. به اعتقاد پيمان نياز آن ها به پول، نياز محدودي است و او تيمي را در اختيار دارد كه مي تواند اين نياز را تامين كند: ما مشكل مالي نداريم، چون نيازي را كه به وجود مي آوريم به اندازه توانايي مان است و مي توانيم انجامش بدهيم. ما نمي توانيم به 300 يتيم خانه به طور همزمان كمك برسانيم، اما مي توانيم دست كم يكي از يتيم خانه ها را به طور كامل تحت پوشش قرار بدهيم. يتيم خانه اي كه پيمان از آن حرف مي زند، 17 كودك بمي را تحت پوشش دارد. كودكاني كه همه، پدر و مادرشان را بر اثر زلزله از دست داده اند. ما يك مجموعه خدمات به اين بچه ها مي دهيم، ولي نمي توانيم به طور مداوم در كنارشان باشيم. وقتي هم كه نيستيم، آن طوري كه بايد به بچه ها نمي رسند. او بچه ها را شاپرك صدا مي كند و هر وقت كه حرف شاپرك ها مي شود، بغض مي كند. پيمان سعيدي از وضعيت بچه ها راضي نيست: خيلي وقت ها پيش آمده كه يكي از بچه ها مريض شده و كسي فكري به حالش نكرده. وقتي مي پرسم چرا او را دكتر نبرديد، مي گويند پول نداشتيم. اين جور جاها حس مي كنم كه در مديريتم شكست خورده ام. او ادامه مي دهد: روزگار هم با بچه  يتيم ها سر لج دارد. بچه يتيم شدن هم جا دارد. همه پول دارها دنبال بچه هايي مي گردند كه توي تهران باشند. هيچ كس حاضر نيست سرپرستي كسي را قبول كند كه در روستاهاي اطراف بم زندگي مي كند.
مديريت مان مي لرزد
زلزله اصلا چيز بدي نيست. ناداني خود  ما باعث مي شود سازه هايي كه با دست خودمان ساخته ايم به ما صدمه بزنند. زلزله جزوي از زندگي پيمان است. او زلزله را با باران مقايسه مي كند و مي گويد اگر باران خطرناك است، زلزله هم هست! او دليل خطرناك شدن زلزله را مديريت غلط مي داند و معتقد است كه با مديريت صحيح مي شود جلو بسياري از تلفات را گرفت. از او مي خواهم تصويري از تهران بعد از زلزله بدهد. زياد استقبال نمي كند، اما جوابم را مي دهد: چند بحران بزرگ در زلزله تهران هست كه اگر اتفاق بيفتد يك فاجعه جهاني رخ مي دهد. بافت قديمي و فرسوده تهران چيزي نيست كه جلو چشم ما باشد. (با همين بافت بيشترين تلفات را خواهد داشت) ضمن اين كه الان تمام مديران ارشد كشور در تهران زندگي مي كنند؛ در ساختمان هايي كه شايد بعد از زلزله ديگر وجود نداشته باشند. و ادامه مي دهد: اگر از امروز برنامه ريزي كنيم و بيخودي برنامه هاي مقاوم سازي را عقب نيندازيم، شايد 10 سال ديگر بتوانيم زلزله تهران را تبديل كنيم به يك زلزله ساده، نه يك فاجعه بزرگ .
مشكل مديريت و عدم موفقيت در كار گروهي، مشكلات عمده اي هستند كه پيمان معتقد است تا حل نشوند، زلزله دردسرساز خواهد بود: در كشور ما كار گروهي جواب نمي دهد. الان فكر من اين است كه آفت اين مساله را پيدا كنم، چون هنوز خودم هم نتوانسته ام يك گروه را درست و حسابي دور هم جمع كنم. او مي گويد: ما باهوش ترين انسان هاي زمين را داريم، و اين متاسفانه اجازه نمي دهد كه زير بار حرف بقيه برويم. و يك اعتقاد جالب ديگر: ايراني ها قدرت اين را دارند كه رهبر جهان باشند. فقط مساله اصلي اين است كه ما هيچ چيزي را براي آينده مان مكتوب نمي كنيم. يعني هميشه مجبوريم وقتي به كاري دست مي زنيم آن را از صفر شروع كنيم. او يك مثال مي زند: آدم هاي باسواد ما شبيه كتابخانه هايي هستند كه يك نفر از پشت هل شان داده باشد. تصور كنيد؛ كتابخانه افتاده پايين، همه كتاب ها قاطي شده اند و بعد يك نفر آن ها را دوباره همين طوري توي قفسه چيده است. يعني در حقيقت جاي همه چي عوض شده. ظاهرا برنامه بعدي پيمان سعيدي، پيدا كردن راه مناسب براي مديريت مردمان باهوش است! برنامه اي كه از همين حالا مطالعه روي آن را شروع كرده و يقين دارد كه بالاخره آن را به نتيجه مي رساند. چه نتيجه اي؟ خب معلوم است ديگر: مديريت بحران ايراني هاي باهوش، در شرايط زلزله.

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 10:2  توسط مهندس علیرضا سعیدی  |