اگر خدا بخواهد برای بیست و پنجم آذر لباس گرم برای بچه های یتیم خانه می خریم و می بریم
دیشب چند تماس با دوستان گرفتیم و برای این سفر هم همراهانی همراه شدند
۱- خانم بروجردی ۵۰ هزار تومان
۲- مهندس احتشام نیا قول ۵۰ هزار تومان
۳- مهندس صابریان قول ۵۰ هزار تومان
۴- مهندس جلیلی ۵۰ هزار تومان
۵- مهندس وجودی قول ۵۰ هزار تومان به بالا
۶- مهندس عظیمی ۵۰ هزار تومان
۷- دکتر میرکاظمی قول ۲۰۰ هزار تومان
۸-
دوستانی که در سفرهای قبلی با ما همراه بودند شماره تماس من را دارند تماس بگیرند اگر شماره حساب را فراموش کرده اند برایشان بفرستم
+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 18:39  توسط مهندس علیرضا سعیدی
|
از تمامی دلسوزان خواهشمندم تا با اطلاع رسانی در خصوص آثار زیانبار پارازیت در جهت نجات جان نوزادان و کودکان تهرانی که شبانه روز در معرض تشعشع هستند گامی کوچک برداریم
گیجی و خستگی، ناشنوایی مزمن، التهابات و سرطانهای پوستی، خونی، نخاع و اختلالات هورمونی (عقیم شدن مردان) و مشکلات باروری (در خانمهای باردار) از جمله مواردی هستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در انسان بر اثر این امواج خبر میدهند. پیش از این نگرانیها بیشتر درمورد امواج رادیویی و تلویزیونی و امواج آنتنهای BTS موبایل صدق پیدا میکرد اما حالا امواج ارسالی روی ماهوارهها نیز به موارد قبلی اضافه شده است.
ایلنا: با طولاني شدن مدت زمان ارسال پارازيتهاي ماهوارهاي وعدم پيگيري نمايندگان مجلس در اين زمينه و عدم ارائه گزارش وزيران ارتباطات، اطلاعات و بهداشت با وجود وعده قبلي، مسئولين بايد گوش به زنگ نخستين بازخوردهاي اين پارازيتها باشند. بازخوردهايي كه خود را به صورت بيماري در شهروندان نشان ميدهد.
بنا به برخي مشاهدات به تازگي افرادي به مراكز درماني مراجعه ميكنند كه بنا به گفته برخي منابع علت بيماري آنها ناشي از اثرات تشعشعات پارزيتهاي ماهوارهاي است كه از حدود يكماه اخير بحثهايي پيرامون زيان آور بودن آنها در فضاي سياسي و عمومي درصدر اخبار رسانههاي مكتوب و آنلاين ( صداو سيما از اين موضوع اصلا خبرندارد) مطرح ميشود.
درحالي كه به اذهان عموم مردم هر روز بر شدت اين نوع از پارازيتها نيز اضافه ميشود و اگر تا هفته گذشته امكان ديدن يك شبكه ماهوارهاي بود از اين هفته تمامي شبكهها به مدد اين پارازيتها، كاملا غيرقابل رويت است و مطمئنا براي سلامت مردم تهران كه تاكنون نگران آلودگي هوا بودند خطرناك است.
ازسويي بهنظر ميرسد در ارسال پارازيتهاي ماهوارهاي يك بعد قضيه كه همان سلامت مردم است، ناديده گرفته شده است مردمي كه شايد بخشي ازآنها اصلا رنگ ماهواره و شبكههاي سياسي را هم نديدهاند.
در يكماه اخير مساله پازاریتهای ماهوارهای ضمن تبدیل شدن به سوژه خبری برای رسانههای داخل و خارج از کشور با طولانیتر شدن مدت زمان خود نگرانی طیف وسیعی از کارشناسان را مبنی بر تاثیرات زیانبار این تشعشعات بر سلامت انسانها نيز در برداشته است.
متاسفانه پخش پارازیت به صورت كاملا بی ضابطهای صورت میگیرد و در این خصوص به تنها چیزی كه توجه نمیشود سلامت شهروندان است. مجلس در این مورد باید به صورت جدی وارد شود و از سلامت مردم دفاع كند.
- مسعود پزشکیان، نماینده تبریز در مجلس و وزیر اسبق بهداشت
این موضوع تا حدی بوده که برخي از نمایندگان مجلس با احضار وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به کمیسیون بهداشت به اين امر واكنش نشان دادند ولي پاسخ تقيپور در برابر پرسشهاي آنان بيخبري از اين اختلالات بوده است.
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و مدیران مجموعه او در حالی نسبت به ارسال پارازیتهای ماهوارهای اظهار بیاطلاعی میکنند که درحال حاضر تنها نهاد متولی مدیریت، نظارت و هماهنگ کننده فضای فرکانسی کشور، سازمان تنطیم مقررات و ارتباطات رادیویی است و ارسال هر نوع فرکانس با هر میزان شدت، ارتفاع و مدت زمان باید زیرنظر و با هماهنگی رگولاتوری صورت پذیرد ولي مديران اين سازمان هم از اين امر اظهار بياطلاعي ميكنند تاجاييكه مدير روابط عمومي رگولاتوري در يك مصاحبه ضمن بيخبري از اين امر ميگويد كه از هدايت كننده اين پارازيتها بيخبر است.
دراين بين شاید بتوان مهمترین واکنش درخصوص مساله ارسال پارازیتهای ماهوارهای را اظهارات اعضای کمیسیون بهداشت و احضار وزير اطلاعات، وزير ارتباطات و معاون سلامت وزارت بهداشت به اين كميسيون عنوان كرد كه اين احضار هم نتيجهآنچناني در پي نداشت چرا كه وزير ارتباطات كه بي خبر بود و وزير اطلاعات و معاون سلامت وزارت بهداشت هم گزارش كاملي نداشتند و خواستار ارائه گزارش خود در هفته آتي شدند كه اين امر هم به دليل ترافيك كاري در حوزه فعاليتهاي اجرايي تاكنون به تعويق افتاده است.
فرکانس پارازیتهای ماهوارهای از قدرتی بیشتر ازفرکانسهای مخابرات برخوردارند
نمایندگان مجلس با وجود ابراز بياطلاعي آقاي وزير اما معتقدند وزارت ارتباطات در این زمینه مسئول است ولي باز هم صابر فيضي مدیرعامل شرکت مخابرات ایران با رد اظهارات نمایندگان مجلس مبنی بر ارسال پارازیتهای ماهوارهای از سوی شرکت مخابرات اين امر را اين گونه توجيح ميكند: ارسال پارازیتهای ماهوارهای در حوزه مسئولیتی ما نیست چرا كه شرکت مخابرات تنها قادر به ارسال فرکانسهای کمتر از 1800مگاهرتز است ولي فرکانسهایی که برای پارازیتهای ماهوارهای ارسال می شود از قدرتی به مراتب بیشتر از فرکانسهای شرکت مخابرات برخوردار است.
وی افزود: فرکانس پارازیتهای ماهوارهای دارای طول موجی بیش از یک گیگا هرتز هستند که ارسال آنها خارج از توان شركت مخابرات است و اينكه ارسال پارازیتهای ماهوارهای بسیار هزینه بر است و بودجه محدود شرکت مخابرات اجازه ارسال این پارازیتها را به ما نمیدهد.
بههر حال با ادامه ارسال پارازیتها، نمایندگان مجلس به عنوان وکلاي مردم برای استیفای حقوقشان وارد عمل شدند.
پارازیتها سلامت شهروندان را به خطر انداخته است
مسعود پزشكیان نماینده تبریز و عضو كمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی خواهان بررسی جدی تاثیرات مخرب پارازیتهای ماهوارهای در سلامت و روان انسان شد و گفت: از نهادی كه مسئول پخش پارازیت برای مختل كردن ماهوارهها در شهر تهران است خواهش میكنیم به عواقب جدی این امواج مخرب بر سلامت شهروندان تهرانی توجه داشته باشد.
نماینده تبریز خاطرنشان كرد: متاسفانه پخش پارازیت به صورت كاملا بی ضابطهای صورت میگیرد و در این خصوص به تنها چیزی كه توجه نمیشود سلامت شهروندان است.
نماینده تبریز با اشاره به نقش نظارتی مجلس در دفاع از حقوق شهروندان گفت: مجلس در این مورد باید به صورت جدی وارد شود و از سلامت مردم دفاع كند.
زهره الهیان، نماینده تهران و متخصص زنان و زایمان نیز در پاسخ به پرسشی مبنی بر تأثیر امواج پارازیت بر زنان باردار و
بهنظر ميرسد در ارسال پارازيتهاي ماهوارهاي يك بعد قضيه كه همان سلامت مردم است، ناديده گرفته شده است مردمي كه شايد بخشي ازآنها اصلا رنگ ماهواره و شبكههاي سياسي را هم نديدهاند.
افزایش سقط جنین اظهار داشت: اگر آمار مستندی ارائه شود که در ماههای اخیر افزایش سقط جنین داشتهایم به کمیسیون بهداشت مجلس ارائه شود و مطمئناً قابل پیگیری است.
انوشیروان محسنی بندپی، نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیز دیگر نمایندهای بود که با هشدار نسبت به تأثیر مخرب پارازیتهای ماهوارهای و مخابراتی بر سلامت روان شهروندان تهرانی، اظهار داشت: متأسفانه بعد از انتخابات انواع پارازیتهای مخابراتی به شدت افزایش یافته که مطمئناً برای سلامت تهرانیها نگرانکننده است.
این عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان این که گزارشها و تحقیقات متعدد حکایت از خطرناک بودن امواج پارازیتی برای سلامت جسمی و روانی انسان دارد، خاطرنشان کرد: تحقیقات همچنین نشان داده که امواج پارازیت تأثیرات مخربی بر اعصاب و روان انسان نیز بر جای میگذارند.
پارازیتها؛ مضر یا بیضرر؟
گیجی و خستگی، ناشنوایی مزمن، التهابات و سرطانهای پوستی، خونی، نخاع و اختلالات هورمونی (عقیم شدن مردان) و مشکلات باروری (در خانمهای باردار) از جمله مواردی هستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در انسان بر اثر این امواج خبر میدهند. پیش از این نگرانیها بیشتر درمورد امواج رادیویی و تلویزیونی و امواج آنتنهای BTS موبایل صدق پیدا میکرد اما حالا امواج ارسالی روی ماهوارهها نیز به موارد قبلی اضافه شده است.
نتایج تحقیقات گذشته
در سال ۱۹۹۴ “ریچارد آلبنز” محقق امواج بر بدن گزارش داد که در مورد اساس سیستمهای نیروی هوایی، پالسهای الکترومغناطیسی با موج کوتاه، از نوع ساتع شونده به وسیله “PAVE PAWS” و رادارهای هم فاز مشابه ممکن است باعث ایجاد آسیبهای مکانیکی از طریق آنچه که پیش ماده و لازمه تشعشع است، شود.
وي در طی یک دوره معین چنین نتیجهگیری کرد که انفجارهای ثانویه رادیویی در داخل بافتهای زنده زمانیکه به وسیله پالسهای رادار ضربه میخورند، اتفاق میافتد و پیش ماده تشعشع یکی دیگر از منابه بالقوه و ثانویه هست، که باعث آسیب بافت زنده میشود، که در استانداردهای پرتودهی نادیده گرفته شده است.
همچنين كه اکنون ثابت شده است که تشعشعات موبایل بر روی پروتئینهایی که در سلولهای رشد یافته در آزمایشگاه که از خون شناور انسان گرفته شده است اثر میگذارد و پیشبیني میشود میزان امواج ساتع شده ازبعضی آنتنهای BTS موبایل و ارسال کنندهای پارازیت ماهوارهای در مناطق پرجمعیت شهر تهران بیشتر از حد استاندارد بینالمللی است و میتواند باعث ایجاد عوارض و آثار سوء شود.
مهندس بابایی، كـارشنـاس مخابرات در اين رابطه به ايلنا گفت: مواردی مثل قدرت امواج پارازیتهای ماهوارهای و مسافت ارسال و مدت توقف دربرابر آن در مضر بودن یا نبودن آن تأثیر دارد و فرد به خاطر قرار گرفتن طولانی در برابر این تشعشعات دچار سرگیجههای طولانی میشود.
بابایی ادامه داد: قرارگرفتن در تشعشع پارازیت آنتنهایی با زاویه 90 درجه و مستقیم در مدت زیاد منجر به عقیمی میشود البته درشرایط عادی این تشعشعات آن قدرزیاد نیست اما دراثر زمان زیاد و شرایط قرار گرفتن، منجر به عقیمی شده و كوچكترین آثار آن خستگی مفرط و حالت گیجی است.
وی افزود: پارازیت یا نویزماهوارهای كه برای جلوگیری از پخش برنامههای برخی شبكههای ماهوارهای فرستاده میشود از چندین نقطه در سطح شهر ارسال می شود.
به هر حال گفته میشود كه این دستگاهها در چند نقطه تهران از جمله لویزان، شهرك اكباتان، شهرك غرب، جام جم، تهرانپارس و مركز شهر پارازیتهای ویرانكنندهای با قدرتهای بسیار بالا ارسال میكنند و هر روز افراد بیشتری را در معرض اختلالهای هورمونی قرار میدهد. درحالی كه تاكنون هیچ مرجعی از جمله وزیر ارتباطات پاسخگو نبوده است.
تاحدي كه نصرالله ترابی نماينده مجلس شوراي اسلامي خواستار سوال از رئيس جمهور كشور شده و گفت: پارازیت در مرحله اول جزء وظایف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است اما اگر وزیر میگوید من خبر ندارم، باید رده بالاتر پاسخ دهد.
اين پيشنهاد در حالي مطرح ميشود كه هنوز هيچ جوابي از سوي دولت به اين خواسته داده نشده و مجلس هم بعد از گذشت يكماه گويي جريان را فراموش كرده و به مسائل ديگر به جز سلامتي مردمي كه نماينده آن هستند پرداخته است و در اين بين زيان ديدهگان اصلي مردم هستند
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 23:25  توسط مهندس علیرضا سعیدی
|
پاک کردن صورت مسئله یکی از شیوه های مدیریت بحران نیست !!
به نظر می آید که مدیران ارشد بحران این روزها آنقدر سرگرم مباحث سیاسی هستند که بحران آنفولانزای خوکی را به حال خود رها نمودند ! این بحران نیازمند مدیریت کارامد در جهت مهار است نه گسستن سیستمهای کشور همچون حذف سال تحصیلی برای مهار بحران شیوع آنفولانزا در مدارس ! مدیران ما به یاد داشته باشند که موج بحران آنفولانزای خوکی حداقل سه سال مهمان ناخوانده کشور ماست و ما نمی توانیم سه سال کودکانمان را یک در میان به مدارس بفرستیم ! آنهم به شرطی که فردا آنفولانزای سگی را در پیش رو نداشته باشیم ! در خبر ها آمده است مدارس کشور در جهت مهار بحران آنفولانزای خوکی در آستانه تعطیلی است آیا این کار جز پاک کردن صورت مسئله است ؟
بی گمان عدم توجه به تصحیح زیر ساخت های آموزشی در سطح کشور در این سالها ما را در برابر این موج بیماری کم توان نمود و متاسفانه عدم درایت موجب شد که قبل از آنکه بیماری در سطح کشور اپیدمی شود ما نتوانیم کودکانمان را با امکانات بهداشتی و آموزشهای لازم برای بحران آماده کنیم و اینک مدیرانی که نتوانسته اند جامعه هدف را برای بحران مهیا کنند آن را از مسیر تیر بلا خارج می کنند تا شاهد شکست مدیریتی خود نباشند !
تعطیل نمودن مدارس اگر بدون درس گرفتن از خطاهای این چند ماه باشد نه تنها کمکی در مهار بحران نمی کند بلکه بحرانی به بحران کنونی می افزاید ! بحران تعطیلی مدارس !
مهندس علیرضا سعیدی
موج شیوع آنفلوآنزای نوع A در کشور شمار زیادی از مدارس شهرهای تهران، اصفهان، کاشان، قم، سیرجان، مشهد و ... را به تعطیلی کشانده و با توجه به شمار زیاد مبتلایان، موجب شده تا لغو سال تحصیلی در جلسات مسئولین مطرح شود.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 0:49  توسط مهندس علیرضا سعیدی
|
مطلب قبلي كامنتي هم از دوستي عزيز داشت حيف بود كه در كامنتها فراموش بشود
از دختر دريا سپاس گذارم
این هم پرده دیگری از اجتماع ما :
تو یه شب تاریک ساعت 3 صبح توی یکی از جاده های ایران فارس وقتی خانواده ای مشغول رانندگی در جاده بوده یه جسم جلو کاپوت ماشین پرت میشه و با شیشه برخورد می کنه . اون خانواده وقتی متوجه میشن که چی با ماشینشون برخورد کرده از ترس امنیتی که اجتماع ما داره و اینکه بیرون ماشین اونا هم قتل عام کنن از ماشین پیاده نمیشن و با اورژانس و 110 تماس می گیرن و احتمالا یک ساعتی میشه تا به داد اون جسم برسن و ساعت 5 صبح زن به بیمارستان منتقل بشه !
و اون جسم , بدن لخت یه زن باردار با لباس زیر بوده که وقتی میارنش بیمارستان استخوان پاهاش طوری شکسته بود که ریز ریز شده بوده , پوست سرش کنده شده بوده قفسه سینش اون قدر پهن بوده انگار با لاستیک روش رفته باشن . شکم 8 ماهش یه جوری پهن شده بوده که انگار خونریزی داخلی داده بوده و هیچ اثری از قلب جنین زنده نبوده و ..............
با اینکه یه ماهی از واقعه گذشته هنوز هم فقط خدا میدونه اون زن بی دفاع خودش خودشو جلو ماشین پرت کرده یا کسی اونو با چنین جراحاتی انداخته تو جاده !
سهیلا یه نام داشت و یه هویت و یه متر زمین به اسم قبر که بعد از مرگش ارامشی بگیره ! سهیلا وقتی مرد , عده کمی از مرگش با خبر شد و اسمش یه جاهایی تکرار شد هرچند دیگه دیر شده ! شاید عده کمی فهمیدند سهیلا چرا مرد !
اون زن بیچاره نه نامی داره , نه هویتی , نه کسی که از مرگش با خبر بشه و نه قبری ! هنوزم جسدش و بچه توی شکمش , تو سرد خونه بیمارستان ه و کسی نمی دونه اون زن چرا مرد !!!
تنها چیزی که بعد از داشتن چنین مرگی , نصیبش شد حرف هایی هست که پشت سرش زده شد به خاطر آرایشی که موقع مرگ داشت !
زن بارداری که تا آخرین لحظه عمرش این جمله " اونا به من تهمت زدن " رو تکرار کرده بود !
اجتماع من , کشور من , باردار چنین سهیلا ها و چنین زنانی ست ! چه قدر طبیب و دارو کم داریم برا درمان چنین زخم ها ی چرکینی !!
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:51  توسط مهندس علیرضا سعیدی
|
چند سال قبل وبلاگی داشتم و در آن می نوشتم یادم هست که یکبار پستی نوشتم با عنوان فرشتگان بال سوخته و در آن به بحث مادرانی که فقر آنان را به خود فروشی مجبور ساخته است پرداختم . یادم هست که در آن یادی کردم از مادری که توسط قاتل زنجیره ای مشهد کشته شده بود و نوزدادی چند روزه داشت و برای تهیه قوطی شیر خشکی تن به خود فروشی داده بود که اسیر آن شيطان منحوس شده بود .
نوشته اي تلخ بود تلخ به تلخي حقيقت !! گرچه من در این سالها در دورترین نقاط ایران صده ها بار صحنه هایی بسیار تلخ از سیاهی فقر را به چشم خود دیده ام و گریسته ام اما امروز نوشته سرکار خانم فرزانه روستایی در روزنامه اعتماد مرا سخت منقلب کرد نوشته ای تلخ از زلزله اي بزرگ که تهران را دیروز لرزاند بی آنکه هیچ لرزه نگاری جز قلبهایی که برای ایران می تپد را بلرزاند .
نوشته او را بر روي سايت گذاشتم تا بدانيد چرا ديروز قلبهايتان سخت لرزيده !
froostaee@yahoo.com فرزانه روستايي
سهيلا قديري تنهاترين و بي پناه ترين ايراني که زندان هاي کشور تاکنون به خود ديده، ديروز اعدام شد. نه کسي را داشت که براي اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتي بيرون در زندان اوين کسي منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسي بدن بي جان او را تحويل نمي گيرد و هيچ ختمي به خاطر او برگزار نمي شود. از همه درآمدهاي نفتي کشور فقط چند متر طناب نصيب گردن او شد و از 70 ميليون جمعيت ايران تنها کسي که به او محبت کرد، سربازي بود که دلش آمد صندلي را از زير پاي سهيلا بکشد و به 16 سال بي پناهي و فقر و آوارگي او پايان دهد و او را روانه آن دنيا کرد که مامن زجرکشيدگان و بي پناهان و راه به جايي نبردگان است.
سهيلا 16 سال پيش از خانواده يي که هيچ سرمايه مادي و فرهنگي نداشت تا خوب و بد را به او بياموزد، فرار کرد و ميهمان پارک هاي ميدان تجريش شد. حال او يک دختر شهرستاني يا دهاتي با لهجه کردي و لباس هايي بود که به سادگي مي شد دريافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اينجا بود که ميهمان ثابت گرسنگي و سرماي زمستان و گرماي تابستان و نگاه کثيف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگي در حالي که فرزند ناخواسته يي را حمل مي کرد، از سوي پليس دستگير شد و براي اولين بار در زير سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزه اش را کشت چون تحمل سختي و گرسنگي و آوارگي کشيدن فرزند دلبندش را نداشت.
وقتي وکيل در جلسه دادگاه از او مي خواهد که بگويد «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زير بار نرفت و باز تاکيد کرد من عاشق کودکم بودم زيرا به غير از او کسي را نداشتم ولي نمي خواستم فرزند يک مرد معتاد و يک زن ولگرد بي پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقيري که در دادگاه تکرار مي کرد من روي سنگفرش هاي خيابان و زير باران بزرگ شده ام، آن کودک بي پناه تر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نيز به سرنوشت مشابهي دچار شد.اعدام بي پناه ترين ايراني اين سوال را مطرح مي کند که گناه ولگردي و هرزگي يک انسان فقير و بي پناه و راه گم کرده بزرگ تر است يا گناه جامعه ثروتمندي که براي فنا نشدن امثال سهيلا اقدامي نمي کند.
قبح فسق و فجور سهيلا زشت تر است يا اينکه کسي در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگي به تن فروشي روي آورد. و در نهايت وجود امثال سهيلاي ولگرد و قاتل براي يک جامعه پرادعا و پر از مراسم پرريخت و پاش زشت تر است يا بي تفاوتي نسبت به اينکه در لابه لاي کوچه پس کوچه هاي حوالي ميدان تجريش، انساني در اثر سرماي دي و بهمن چنان به خود بلرزد که براي نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانه يي سپري کند. حال که از فقر و بي پناهي و به تعبير برخي، استضعاف امثال سهيلا احساس گناه نکرديم، از گرسنه ماندن او در خيابان هاي پر از رستوران تجريش شرمنده نشديم، و از اينکه جايي را نداشته تا شب هاي زمستان را در آن سپري کند.
فرجام سهيلا قديري و کودک پنج روزه اش ثمره يک بي عدالتي و يک ظلم غدار اجتماعي است که براي سر و سامان و پناه دادن به امثال سهيلا چاره يي نينديشيده. اگر نگاه سنتي خشن و بي عاطفه سياه و سفيد جامعه خود را به تجربه ديگر جوامع متوجه کنيم، درمي يابيم بسياري از کشورها راه حل هايي را تجربه کرده اند. کشورهاي اروپايي مراکزي را داير کرده اند که هدف از سازماندهي آن پناه دادن به کساني است که براي مدت کوتاهي يا اساساً سرپناهي ندارند و بدون سرپناه فنا مي شوند. حتي در کشور ثروتمندي همچون سوئد يا انگليس زناني که در اثر اختلاف خانوادگي از خانه فراري مي شوند به مکان هاي تعريف شده يي هدايت مي شوند تا آرامش بيابند و به زندگي عادي بازگردند.
براي جامعه يي که مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبت ها تعداد ديگ هاي بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه مي شود و بسياري از نهادها با يکديگر رقابت مي کنند، تامين زندگي دو هزار يا پنج هزار نفر امثال سهيلا هزينه و سازماندهي کمرشکني محسوب نمي شود.اعدام امثال سهيلا به عنوان نماينده فقيرترين اقشار آسيب پذير که از يکي از دورافتاده ترين شهرهاي غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالت طلبي کجاي نظام قضايي ما را اقناع مي کند و پاسخ مي گويد. آيا سهيلا قديري شهروند دارنده شناسنامه کشور ايران به خاطر محروميت و فلاکتي که کشيد و نقل آن، اشک همگان را در دادگاه درآورد بايد غرامت دريافت مي کرد يا حکم اعدام. يک هفتادميليونيوم درآمدهاي نفتي ايران که بالغ بر 735 ميليارد دلار مي شود معادل 10 هزار و پانصد دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. سهم سهيلا به عنوان عضوي از جامعه 70 ميليوني ايران با يک حساب سرانگشتي 10500 دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. در شرايطي که بسياري از اقشار جامعه ايران با تحصيل در آموزش و پرورش و تحصيلات دانشگاهي مجاني و با دريافت يارانه هاي بهداشتي، غذايي و دارويي بسيار بيشتر از 10500 دلار از سهم درآمد نفتي تسهيلات دريافت کرده اند، سهيلا به عنوان شهروند جامعه ايران هيچ گاه امکان بهره مندي از هيچ تسهيلات دولتي و ملي را نداشت. به همين لحاظ سهيلا به عنوان کسي که نتوانست از هيچ امکاناتي بهره مند شود، بايد حداقل 10 ميليون و 500 هزار تومان سهم خود را از درآمدهاي نفتي 30 سال گذشته دريافت مي کرد. و نيز به خاطر محروميت هايي که به آن دچار شد و عقب ماندگي و عقب افتادگي مضاعفي را بر او تحميل کرد، مبالغ ديگري را نيز بايد به عنوان خسارت دريافت مي کرد. به اين ترتيب سهيلا با داشتن 10 ميليون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقي را اجاره کند، کار شرافتمندانه يي را بيابد و شب ها از گرسنگي و زمستان ها از سرما به خود نلرزد.
شايد او مي توانست خانواده يي تشکيل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه مي کرد و نيز فرصت مي يافت به جاي کشتن فرزند دلبندش با شيرين زباني و شيطنت هاي کودکانه او آرامش يابد. اما سهيلا به جاي آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او ديگر گرسنگي نمي کشد، از سرما به خود نمي لرزد و نگاه هاي هرزه را تحمل نمي کند. بي ترديد در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحيم آرامش يافته است.
پی نوشت
سهیلا که بود
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 13:44  توسط مهندس علیرضا سعیدی
|
بعد از زلزله بم چند ماهي را به جمع اوري مستندات زلزله مشغول بودم و آنروزها بود که ساعتها مصاحبه را از خاطرات زمان روي دادن زلزله را از زبان مردم شهر ضبط كردم تا آنکه روزي گذرم افتاد به مركز قطع نخاعي هاي امام رضاي بم !
مركز امام رضا محل نگهداري تعدادي از هموطناني بود كه پس از زلزله بنا بر دلايلي دچار قطع نخاع شده بودند زنان و مرداني با خاطراتي تلخ از روز حادثه كه به سختي حاضر بودند برايم خاطراتشان را جلوي دوربين شرح بدهند .
خاطراتي تلخ ! از زنان قطع نخاع شده اي كه شوهران و پدرانشان به جهت آنكه نمي دانستند چگونه بايد يك مصدوم ضايعه نخاعي را از زير آوار در بياورند امروز بر روي تخت ها خوابيده بودند تا جوان هفده ساله اي كه در زير آوار چون فكر ميكرده پاهايش قطع شده دستانش را به تيراهني گرفته و خوش را بالا تر كشيده به اميد نجات در حالي كه صدايي عجيب و دردي مهلك در كمرش مي پيچد و ...
اما در ميان خاطرات عجيب آنها خاطره مرد جواني كه دو كودك ده و نه ساله اش او را ترو خشك مي كردند برايم عجيب تر بود . مرد جوان كه سرشب چند لرزش را حس كرده است از ترس زلزله دختر و پسرش را به بيرون از خانه برده و در كنار تنور وسط حياط خوابانده است تا اگر زلزله اي روي دهد آنها زنده بمانند اما همسرش اعتقادي به اينهمه ترسيدن نداشته است و در برابر اصرار شوهرش مي گويد كه حواسش را جمع خواهد كرد و اگر هم زلزله اي روي دهد به سرعت از خانه خارج خواهد شد .
زلزله زن را در زير آوار مدفون مي كند درحالي كه همسر و فرزندانش به خاطر بیرون ماندن از خانه زنده می مانند . شوهر به سرعت شروع به برداشتن آوار ميكند و زماني كه داشته همسرش را از زير آوار بيرون مي اورده پس لرزه اي كوچك ديوار آسيب ديده اي را بر روي شوهر فرو مي ريزد .
شوهر امروز قطع نخاعي است همسرش فوت كرده و دو كودك از پدر پرستاري مي كنند .
کسانی که آثار زلزله را به چشم دیده اند هیچوقت قساوت زلزله را دست کم نمی گیرند .
از زلزله نترسیم بلکه همیشه در برابرش هوشیار باشیم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 20:28  توسط مهندس علیرضا سعیدی
|